متن کامل و دانلود آخرین ویرایش کتابهای قطره و دریا در باب شیخ اکبربهرمانی نوقی (رفسنجانی)؛ جانیان جوش و شنود اشباح - بزرگترین وکاملترین وبلاگ دانلودکتاب ونرم افزاررایگان
X
تبلیغات
رایتل

بزرگترین وکاملترین وبلاگ دانلودکتاب ونرم افزاررایگان

متن کامل و دانلود آخرین ویرایش کتابهای قطره و دریا در باب شیخ اکبربهرمانی نوقی (رفسنجانی)؛ جانیان جوش و شنود اشباح



مروری بر حدود 15 سال فعالیتهای مستند تحقیقی-پژوهشی رضا گلپور؛

"عماریون"- رضا گلپور در ابتدای دهه هشتاد به دلیل چاپ و نشر قانونی کتاب شنود اشباح به دستور سید محمد خاتمی رییس وقت شورای عالی امنیت ملی و با پیگیری علی ربیعی معروف به عباد مسئول وقت دبیرخانه اجرایی (وزیر تعاون، کار و رفاه فعلی) و فشارهای آشکار و نهان عناصری نظیر مهدی قوام هنر معروف به قوامی، رجبعلی مزروعی، رمضان پور(معاون فرهنگی وزارت فرهنگ دولت اصلاحات و از مدیران ارشد شبکه صهیونیستی بی.بی.سی فارسی)، محمد موسوی خویینی ها، احمد مسجد جامعی، علی یونسی و محمد عطریانفر(از مسئولان ارشد سابق حفاظت اطلاعات ناجا) و ... در میان جوی از تهدید و ارعاب مطبوعاتی روزنامه های زنجیره ای، پس از تحمل بیش از 40 روز انفرادی و حدود 6 ماه حبس، آزاد شد.

رضا گلپور در کتاب شنود اشباح و در پاسخ به نقد های آن؛ به بررسی سوابق مرتبطین با تیمسار منوچهر هاشمی رییس اداره ضد جاسوسی (هشتم) ساواک با دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری با محوریت کامبیز قنبری معروف به خسرو تهرانی، محمد کاظم پیرو رضوی، جواد قدیری کفرانی معروف به مدرسی، سعید حجاریان کاشی معروف به مظفری، محمد محسن سازگارا، مسعود کشمیری، منوچهر قربانی فر معروف به گوربی، حبیب الله داداشی معروف به مستدعی، به ویژه برخی اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در قضایای مبهمی نظیر حمله نیروی مخصوص دلتا به طبس؛ کودتای نقاب (در پایگاه شهید نوژه)؛ ترکیب ستاد ضد کودتای نوژه؛ ترورهای دهه 60 به ویژه انفجار در ساختمان نخست وزیری در 8 شهریور و شهید سازی از عامل تروریست آن؛ سوابق احیای برخی لژهای فراماسونری نظیر لژ مولوی تهران در ازدواج زهرا کاظمی با میرحسین موسوی که لقب رهجوی رهنورد را دریافت نمودند و حضور تیم آمریکایی اسراییلی رابرت مک فارلین و آمیرام نیر و هیات همراه در هتل اینتر کنتینانتال تهران که به دعوت میرحسین صورت گرفت؛ مستندا پرداخته بود، که به جای پاسخ مستند یا نقد علمی به جمع آوری کتابهایش به دستور شخص سید محمد خاتمی رییس جمهور اصلاحات و تخریب وجهه گلپور و جلو گیری از نشر سایر کتابهایش نظیر کابوس در بیداری پرداختند.

گلپور با عکس العمل های شدید برخی چهره های امنیتی، قضایی جبهه اصلاحات مواجه گردید.

در دوران ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد (با نام اصلی صباغیان)، رضا گلپور با بررسی سوابق فعالیتهای برخی مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) در انجمن قاعدین موسوم به حجتیه درهمگرایی با برخی عناصر ساواک ستمشاهی وسازمان محاربین خلق ایران پرداخت. پس از شکایت دولت احمدی نژاد از مداح اهل بیت حاج منصور ارضی، در نامه ای خطاب به رییس جمهور به انتقاد از تغییر مشی احمدی نژاد و برای نمونه در بکارگیری محمد رضا رحیمی که سالها در خدمت شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی و مسئول انتخاباتی او در رقابت با احمدی نژاد بود، به عنوان معاون اول خود پس از مخالفت رهبری با معاون اولی مشایی پرداخت.

پس از انتشار نامه فوق در پایگاه عماریون و با طرح شکایت محمدرضا رحیمی، رضا گلپور جهت اجرای حکم 91 روز حبس صادره توسط دادگاه، امروز به زندان رفت.

رضا گلپور ساعتی قبل از حضور در واحد اجرای احکام گفت: خدا را شکر می کنم که گذر زمان از ابتدای دهه 80 تا فتنه سال 88 صحت استنتاجات مورد اشاره در کتاب شنود اشباح و نقدهای تکمیلی آن درهمگرایی عناصر نفوذی در دولت با دشمنان به ویژه شخص میرحسین موسوی و تیم اطلاعاتی حول او به اثبات رساند، امیدوارم با سیاستهای قوه قضاییه که برای اتهام چاپ چند ساعته یک نامه در آذر 89 در آبان 93 محکومیت اینجانب اجرا می گردد، وضعیت رسیدگی به اتهامات جناب آقای شاکی اینجانب نیزبا تبرئه ایشان مختومه گردد.

------

آخرین ویرایش کناب قطره و دریا درباب شیخ اکبربهرمانی نوقی (رفسنجانی) 

------

متن کامل جانیان جوش

------

بخش اول شنود اشباح

بخش دوم شنود اشباح

بخش سوم شنود اشباح

بخش چهارم شنود اشباح

بخش پنجم شنود اشباح

بخش ششم شنود اشباح

بخش هفتم شنود اشباح

بخش هشتم شنود اشباح

بخش نهم شنود اشباح

بخش دهم شنود اشباح

بخش یازدهم شنود اشباح

بخش آخر شنود اشباح


پژوهشی در واکاوی جنایات مرتبطین با پروژه ی به کلّی سرّی جوش (جستجو و شکار)؛
از سلسله پژوهشهای تاریخی رضا گلپور (پژوهش دوّم)

 

جای پای جانیان جوش

پژوهشی مقدّماتی در واکاوی جنایات مرتبطین با پروژه ی به کلّی سرّی جوش (جستجو و شکار)

پیشکش به ارواح آسمانی شهدای مظلوم و گمنام قتل عام جمعه سیاه (هفدهم شهریور ماه 1357)

  

خسرو(کامبیز) قنبری (تهرانی) کلیدواژه ی مجهولات شبکه ی جوش

 

 

فهرست عناوین :

 

فراز نخست

دوران ستمشاهی جستجو و شکار

فراز دوّم

جستجو و شکار بعد از پیروزی انقلاب

فراز سوّم

منزل آلادپوش مأمن میر حسین

فراز چهارم

خونخواهی قربانیان جوش یا رفاقت با فرقه ی فرقان؟!

فراز پنجم(پایانی)  

راز سکوت امثال اسماعیل داوودی شمسی !

 

 

   لطفاً برای دریافت فایل کتاب اینجا کلیک کنید:

جانیان جوش


دکتر کاظم سامی، مردی که از سوابق میرحسین(ماسون)موسوی زیاد میدانست!

فایل PDF پنج مقاله پژوهشی رضا گلپور در بررسی نقاط مبهم خاطرات و عملکرد دوگانه صدر جریان کارگزاران سازندگی؛
"عماریون"- قبل از هر چیز بابت هک فایل این متن عذر خواهی نموده و فایل اصلاح شده را تقدیم به همه خوانندگان عزیز پایگاه مقاومت سایبری عماریون می نماییم.

پیش درآمد:
دقتی بر شاخصهای حق و باطل در کلام ولایت {بیانات "امام خامنه ای " استان قم‌ - دوّم آبان 1389} ... قضایاى سال 88 این را نشان داد...حرکت عظیم بسیج، این شاخص بصیرت و این پرچم بصیرت را براى خود حفظ کرد؛ اشتباه نکرد؛ همان طور که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرموده بود: «لا یعرف الحقّ بالرّجال»؛ با چهره‌ها نمیشود حق را تشخیص داد. یک چهره‌ى موجه محترم است، مورد قبول است، مورد تکریم است؛ اما او نمیتواند شاخص حق باشد. گاهى چهره‌ى موجهى مثل بعضى از صحابه‌ى پیغمبر راه را عوضى میروند، اشتباه میکنند. باید حق را شناخت، باید راه را تشخیص داد تا بفهمیم این شخص حق است یا باطل. هر که از این راه رفت، حق است؛ هر که از راه حق نرفت، مردود است. حق را باید شناخت...

فایل PDF پنج مقاله پژوهشی رضا گلپور در بررسی نقاط مبهم خاطرات و عملکرد دوگانه صدر جریان کارگزاران سازندگی؛

 


 

 

قطره و دریا...

پنج مقاله در بررسی نسبت شیخ اکبر بهرمانی نوقی (رفسنجانی) با جمهوری اسلامی

 

فهرست

فراز اول

مقدّمه ی نخست : متن مصاحبه ی نویسنده ی کتاب شنود ‎اشباح با شماره ی 14هفته نامه ی پنجره

 

فراز دوّم

مروری بر مواضع روشنگرانه ، اصولی و از سر اخلاص حجت الاسلام والمسلمین "سیّد حمید روحانی" همراه دیرینه ی حضرت "امام خمینی" در نقد و بررسی مواضع شیخ "علی اکبر هاشمی رفسنجانی"

 

فراز سوّم

دقتی بر شاخصهای حق و باطل در کلام ولایت {بیانات "امام خامنه ای " استان قم‌ - دوّم آبان 1389

 ... قضایاى سال 88 این را نشان داد...حرکت عظیم بسیج، این شاخص بصیرت و این پرچم بصیرت را براى خود حفظ کرد؛ اشتباه نکرد؛ همان طور که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرموده بود: «لا یعرف الحقّ بالرّجال»؛ با چهره‌ها نمیشود حق را تشخیص داد. یک چهره‌ى موجه محترم است، مورد قبول است، مورد تکریم است؛ اما او نمیتواند شاخص حق باشد. گاهى چهره‌ى موجهى مثل بعضى از صحابه‌ى پیغمبر راه را عوضى میروند، اشتباه میکنند. باید حق را شناخت، باید راه را تشخیص داد تا بفهمیم این شخص حق است یا باطل. هر که از این راه رفت، حق است؛ هر که از راه حق نرفت، مردود است. حق را باید شناخت...

 

فراز چهارم

سه شبهه در سوابق رفسنجانی مستند به بیانات و خاطرات منتشره توسّط خود و خانواده اش :

* شبهه ی نخست پیرامون روابط راهبردی و دیرین سیاسی شبکه ای و مالی "هاشمی رفسنجانی" با نماینده ی هفت دوره مجلس شورا(ی ملّی دوران طاغوت!) جناب "سید ابوالفضل مصباح التولیه" (فرزند میرزا باقر متولی باشی سالار التولیه) معروف به سید "ابوالفضل تولیت".

*شبهه ی دوّم پیرامون نقش "هاشمی رفسنجانی" در تهیه ی اسلحه و حکم شرعی ترور "حسنعلی منصور" با علم به مخالفت شدید و راهبردی "امام خمینی" با این مسأله.

* شبهه ی سوّم پیرامون حمایتهای مالی دکتر "محمد مصدق السلطنه" و سفیر اردن در تهران از "هاشمی رفسنجانی" و حمایتهای مختلف و بویژه مالی "هاشمی رفسنجانی" از سازمان مجاهدین خلق قبل و بعد از جریان مارکسیت شدن بخش عمده ای از سازمان.

 

فراز پنجم(پایانی)

سه شبهه ی دیگر در سوابق رفسنجانی مستند به بیانات و خاطرات منتشره توسّط خود و خانواده اش : * شبهه ی چهارم اینکه کدام روایت از ولایت "امام" پذیرفتنی تر است ؟ روایت خارج شده از فحوای پردازش بیانِ "هاشمی رفسنجانی" که "امام" در عرض و یا حتی مدیون او قرار میگیرد یا روایت آشکار عقل و تاریخ ؟!

* شبهه ی پنجم پیرامون اسرار سفرهای قبل از انقلاب "هاشمی رفسنجانی" به خارج از ایران بویژه بلژیک و ایالات متحده ی آمریکا و نقش کلیدی باجناق مقیم بلژیک ایشان که در تمام منابع رسمی خاطرات از افشای هویت او گریزانند. (در برخی منابع قابل توجه از او با نام "رضا امینیان"نام برده شده است .)

* شبهه ی ششم پیرامون هماهنگی ورابطه ی سوابق و عملکردهای انحرافی برخی اعضای خانواده آقای "هاشمی رفسنجانی" با او!

لطفا برای دریافت این کتاب اینجا کلیک کنید:

Noughi(Rafsanjani).pdf

 


فصلی از کتاب جلد دوّم (نگاهی مستند به بازتاب های انتشار قانونی و ممنوعیت غیر قانونی کتاب شنود اشباح) تحقیق و تألیف رضا گلپور چمرکوهى منتشره در پاییز 1383
"عماریون"-


پیش درآمد: گلپور در سال 1383 در جوابیه به مقاله ی محمد قوچانی در روزنامه ی محمد عطریانفر : من گمنام، گمنام‏تر از روحانى شهیر اردستان جناب "محمّد حسین جعفرى" یا به اسم مشهورتر جناب "محمّد حسین شریعتى" و یا به لقب معروف، حضرت "شیح‏ الشریعه" یا "شیخ‏ الرئیس" یا… هر چه. بنده از ایشان مى‏پرسم که "جواد قدیرى کفرانى" معروف به "مدرّسى"، شوهر "زهره عطریانفر" چطور به دادستانى، ضدّ کودتاى نقاب، دفتر مرحوم امام(ره)و... نفوذ کرد؟ جناب شیخ ‏الشریعه شهیر چرا به بنده گمنام کمک نمى‏رسانند تا این شبح غیر قابل شنود – که از قضا معمولا روى شنودهاى کلیدى اطّلاعاتى کار مى‏کرد – از هاله ابهام خارج شود؟ جناب "عطریانفر" به این سؤال پاسخ بفرمایند براى افکار عمومى و جوانان تشنه تاریخ انقلاب اسلامى که آیا پس از فرار ظاهرى شوهرخواهر و خواهرشان با آنان ارتباطى، در حدّ اطّلاع از سرنوشت، مکالمه‏ اى، پرس و جویى، استعلامى، چیزى داشته ‏اند؟مگر دوره‏ هاى عجیب آموزش عقیدتى ایدئولوژیک "جواد مدرّسى"، "سعید مظفّرى"( همان "سعید کاشى"، "حجّاریان کاشى"، "جهانگیرصالح‏پور"، "مستر بِرِیدى" ویا همان!...) "تقى محمّدى" و... در ارتش فراموش شدنى ‏اند!؟

فصلی از کتاب جلد دوّم (نگاهی مستند به بازتاب های انتشار قانونی و ممنوعیت غیر قانونی کتاب شنود اشباح) تحقیق و تألیف رضا گلپور چمرکوهى منتشره در پاییز 1383

 

 

فصل چهارم شیخ الشریعه اصفهان  

* از{صفحه 23} روزنامه همشهرى - سه شنبه 29/11/1381 :

وقتى اشباح شنود مى‏کنند ماجراى کتابى که اعتراض چپ و راست را برانگیخت »علیرضا کیان« {بعد ها شنیدم که این نام مستعار محمد قوچانی بوده است}  

اخیرا کتابى به نام "شنود اشباح" چاپ شده است که ظاهرا به مرور کارنامه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى مى‏پردازد. نام "رضا گلپور" به عنوان مؤلّف این کتاب بر روى جلد حک شده و در معرّفى وى آمده است:            

" پژوهشگر و نویسنده آزاد... متولّد 1356 فعّالیّت مطبوعاتى خود را از سال 1374 با چاپ مقالاتى در روزنامه‏ها و مجلاّت داخلى آغاز کرد. تاکنون ده‏ها عنوان مقاله و پژوهش کارشناسى درموضوعاتى نظیر تاریخ انقلاب اسلامى، توازن و گسترش توانمندى‏هاى استراتژیک جهانى (در سطوح متعارف و نامتعارف) وضعیّت ژئوپلتیک خاورمیانه، مقاومت اسلامى در لبنان و فلسطین، شکل‏گیرى جریان تروریستى القاعده - طالبان توسّط C.I.Aو... از وى منتشر شده است. "    

با وجود این، نام مولّف، چندان آشنا نیست و بازار کتاب و فرهنگ و سیاست کمتر نام وى را شنیده است. از سوى دیگر این کتاب 1000صفحه‏اى فاقد حتّى یک صفحه تألیف به قلم مؤلّف است، به گونه‏اى که مقدّمه‏اى هم براى کتاب به چشم نمى‏خورد. مقدّمه ظاهرا این چند سطر است: "بدین وسیله خالصانه‏ترین احترام‏ها و تشکّرات خود را از همه عزیزانى که مراحل مختلف تحقیق، تألیف و انتشار این کتاب، جز به یارى‏شان امکان نمى‏یافت ابراز مى‏دارم. باشد که تلاش در مسیر افشاى ماهیّت منافقین انقلاب اسلامى کامل‏تر و مؤثّرتر شود " اللهم عجّل لولیّک الفرج واجعلنا من المستشهدین بین یدیه" البتّه بخشى از کاور کتاب به وصیّتنامه مرحوم{؟!} اسدالله لاجوردى" اختصاص یافته که در آن مکرّرا آمده است "خطر منافقین انقلاب به مراتب زیادتر ازخطر منافقین خلق است چرا که علاوه بر همه شیوه‏هاى منافقانه منافقین، سالوسانه در صف حزب‏اللهیان قرار گرفته، صفوف مقدّم را غاصبانه به تصرّف خود درآورده‏اند به گونه‏اى که عملا" عقل و اراده منفصل برخى تصمیم گیرندگان قرار گرفتند" . "شنود اشباح" یازده فصل با نام‏هایى مشابه دارد که هر یک رازآمیز و در ژانر نوشته‏هاى وحشت است:

1 ـ هاشمى هشتم 2 ـ شنود اشباح 3 ـ قوّادان زیتون 4 ـ پاتریس لومومبا 5 ـ تلاشى تلاشها 6 ـ دانه‏هاى شن 7 ـ کودتا در ضدّ کودتا 8 ـ کید و کلاهى 9 ـ کشمیرى شهید؟! 10 ـ نفوذ نفاق 11 ـ ایران - کنترا.    

کتاب با بریده‏ هایى از برخى کتاب‏هاى مشهور و نیز مقالات معروف مجلاّت تدوین شده است. از جمله {کتابهاى} کا.گ.ب در ایران نوشته "ولادیمیر کوزیچکین" ، شاهد (خاطرات "منصور رفیع‏زاده ")، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى(خاطرات "حسین فردوست") و... از مجلّه همشهرى ماه نیز مقاله سلام آقاى "خوئینى‏ها" چند بار در کتاب مورد استناد قرار گرفته است. تنها بخش‏هاى تألیفى کتاب دو بخش است: اوّل آنچه "دست نوشته‏ هاى تحقیق کتابخانه‏اى محقّق"( اشاره به مؤلّف، "رضا گلپور")  معرّفى شده و نیزمصاحبه ‏هایى که با برخى افراد آشکار و پنهان صورت گرفته است. برخى از این افراد تحت عنوان منبع(ل)، منبع(ص)و... معرّفى شده‏اند و برخى دیگر با نام‏هاى اصلى خود چون "حجت‏الاسلام سیّد احمد علم‏الهدى "( قائم مقام دانشگاه امام جعفر صادق)، "حجت‏الاسلام فلاّحیان "( وزیر اسبق اطلاعات)، "سیّد رضا زواره‏اى"( عضو شوراى نگهبان) و... به اظهارنظر پرداخته ‏اند.

"رضا گلپور" همچنین اخیرا در مصاحبه‏اى با روزنامه رسالت دخالت حجت‏الاسلام "روح‏الله حسینیان" در تألیف این کتاب را رد کرده و گفته است: من صرفا از راهنمایى‏ها و کمک‏هاى وى جهت استفاده از منابع مرکز اسناد انقلاب بهره گرفتم.{تنها از باب آشنایی با میزان حرفه ای عمل کردن نویسنده ی مقاله خوانندگان گرامی را به اصل مصاحبه ام با روزنامه ی رسالت که در انتهای متن ضمیمه است ارجاع می دهم.}    

ازسوى دیگر اعضاى مجاهدین انقلاب اسلامى در این کتاب به طیف گسترده‏اى از اعضاى مؤسّس، سابق، فعلى و... مرتبطین با این گروه گسترش یافته ‏اند ."بهزاد نبوى"، "سعید حجّاریان {کاشى"} ، "محمّد عطریانفر"، "عبّاس عبدى"، "فریدون وردى‏نژاد"، "خسرو {قنبرى} تهرانى"، "على‏ربیعى" همگى از نظر مؤلّف این کتاب در زمره مرتبطین با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى محسوب مى‏شوند.    

کتاب همچنین عکس‏هایى از "منوچهر قربانى‏فر"(بازیگر ماجراى "مک فارلین")، "مسعود کشمیرى"( متّهم اصلى فاجعه 8شهریور ")،"محمّدرضا کلاهى"، "خسرو {قنبرى} تهرانى" و... را به چاپ رسانده که بعضا براى اوّلین بار منتشر مى‏شوند.

"شنود اشباح" بیشتر به یک پرونده قطور مى‏ماند تا کتابى محقّقانه. کتابى که تقریبا نیمى از کادرهاى انقلاب اسلامى را به محاق تهمت و افترا مى‏برد. در این کتاب آقاى "موسوى خوئینى‏ها" به اتّحاد شوروى، "بهزاد نبوى" به مائویست‏هاى چینى و تسخیر لانه جاسوسى به طرحى ناشى از اراده چپ ارجاع داده شده است.    

آتش تند مؤلّف کتاب در متّهم ساختن این کادرها به گونه‏اى بود که"حسین شریعتمدارى" مدیر مسئول روزنامه کیهان نیز طىّ سرمقاله‏اى در این روزنامه از آن انتقاد کرد.

"شریعتمدارى" در ابتدا به روابط خود با مؤلّف کتاب اشاره کرده و نوشته است :" با توجّه به شناختى که از نویسنده محترم، متعّهد و جوان کتاب "شنود اشباح" داریم شاید بهتر آن بود که گفتنى‏ها را با شخص ایشان در میان مى‏گذاشتیم ولى از آنجا که این کتاب چاپ و منتشر شده و در میدان دید و قضاوت این و آن قرار گرفته، گفت‏وگویى خصوصى درباره آن منطقى به نظر نمى‏رسید." مدیر مسئول کیهان سپس به مرزبندى با جریان اصلاح‏طلب ()که در کتاب مورد حمله قرار گرفته ‏اند)مى‏پردازد و متذکّر مى‏شود که "نگاه کیهان... نسبت به مواضع و عملکرد برخى از شخصیّت‏هاى مورد اشاره در این کتاب، منفى است و در پاره‏اى موارد گردش کار سیاسى آنها را به نفع دشمنان نظام ارزیابى مى‏کند." امّا "شریعتمدارى" اعلام مى‏کند که به سه دلیل با "شنود اشباح" مخالف است: اوّل - رعایت انصاف در برخورد با مخالفان دوّم - امکان سوءاستفاده دشمنان از کتاب سوّم - ارزش تحقیقى اسناد و تحلیل‏هاى کتاب .

بندهاى دیگر یادداشت "شریعتمدارى"به ابطال فرضیّه‏هاى مؤلّف شنود اشباح درباره "موسوى خوئینى‏ها"، "خسرو{قنبرى}تهرانى" و "بهزاد نبوى" مى‏پردازد از جمله مى‏نویسد:" در جاى دیگرى از این فصل به اظهارات آقاى "فلاّحیان" اشاره شده که آقاى "خسرو {قنبرى} تهرانى" را یک نیروى اطّلاعاتى تودار معرّفى کرده است. آیا تودار بودن یک عنصر اطّلاعاتى جرم است یا نقطه مثبت؟"{؟!}  

مدیر مسئول کیهان افزون بر نقد کتاب به طرح نکته ‏اى نو درباره پاره‏اى از اطّلاعات آن نیز مى‏پردازد که به نظر مهم مى‏رسد. این نکته که عینا از روزنامه کیهان نقل مى‏شود به شرح زیر است:    

فصلى از کتاب با عنوان »قوّادان زیتون« به فعّالیّت موساد در ایران قبل از انقلاب اختصاص یافته که این بخش، براى شناخت دقیق و عینى مخاطبان نسبت به نقش رژیم صهیونیستى در ایران و سلطه اسرائیل بر منابع و منافع مردم مسلمان این مرزو بوم، بسیار سودمند و مؤثّر است. و اما در مطالعه این بخش نیز سؤالى به ذهن خطور مى‏کند که در خور توجه است و آن سؤال این است که در "شبکه زیتون" یعنى شبکه جاسوسى و اطّلاعاتى موساد در ایران دوران طاغوت شخصى به نام "مسعود عالیخانى" نقش اصلى و برجسته ‏اى داشته است تا آنجا که - مطابق اسناد موجود - اگر افسر اطّلاعاتى سفارت اسرائیل در ایران، فردى را براى همکارى شکار مى‏کرد، مرکزیّت موساد در فلسطین اشغالى بدون تأیید "مسعود عالیخانى" این همکارى معرّفى شده را نمى‏پذیرفت و... کسانى که از اسناد مربوط به شبکه زیتون باخبرند، به خوبى از نقش کلیدى "مسعود عالیخانى اطّلاع دارند{؟!}ولى آنچه سؤال برانگیز است اینکه چرا نویسنده محترم کتاب شنود اشباح، در میان انبوه اسنادى که در این فصل ارائه داده کمترین اشاره‏اى به "مسعود عالیخانى" نکرده است؟ مخصوصا آنکه با توجّه به موضوع کتاب، اشاره به "مسعود عالیخانى" و نقش برجسته و اصلى او در شبکه زیتون، بسیار ضرورى‏تر و با اهمّیّت‏تر{؟!}از اشاره به افرادى نظیر "اورى لوبرانى"، "دیوید کیمخى"، "یعقوب نیمرودى"، "عدنان خاشقى" و... دیگر مأموران رژیم صهیونیستى در ایران آن روز بوده است. این نکته نیز گفتنى است که "مسعود عالیخانى"، عموى "مهرداد عالیخانى"، یکى از متّهمان قتل‏هاى زنجیره‏اى است که هم اکنون در بازداشت به سر مى‏برد و با نام مستعار "صادق" فعّالیّت مى‏کرده است.    

با توجّه به تعهّد و دلسوزى نویسنده محترم - و البتّه جوان - کتاب "شنود اشباح" تردیدى نیست که ایشان به اسناد مربوط به »مسعود عالیخانى« دسترسى نداشته است و به همین علّت از این مأمور برجسته و مسئول اصلى شبکه زیتون، نامى به میان نیاورده است. ولى نویسنده عزیز باید به این نکته که از ضرورت‏هاى قطعى کار تحقیقى است توجّه مى‏کرد که در پاره‏اى ازموارد - از جمله همین مورد -ارائه ناقص اسناد درباره موضوع تحقیق {؟!}، مى‏تواند نتیجه را تا مرز تضاد و تفاوت یکصد و هشتاد درجه‏اى تغییر بدهد...   

نکته ‏اى که از سوى "حسین شریعتمدارى" مورد اشاره قرار گرفته در واقع گویاى صورت دیگرى از یک تحلیل است که به نفوذ بیگانگان در ماجراى قتل‏هاى زنجیره‏اى اشاره دارد و در واقع "شریعتمدارى" ضمن نقد کتاب، پرونده مهم‏ترى را نیز همزمان گشوده است. اما این پایان ماجراى "شنود اشباح" نبود. در حالى که روزنامه کیهان از کتاب انتقاد مى‏کرد، هفته ‏نامه شما ارگان جمعیت مؤتلفه اسلامى از "شنود اشباح"استقبال کرد. در عین حال "عبّاس سلیمى نمین" مدیر مسئول سابق هفته ‏نامه کیهان هوایى ( که پس از سرپرستى "حسین شریعتمدارى" بر مؤسّسه کیهان "سلیمى نمین" از این مؤسّسه خارج شد) هم از شنود اشباح انتقاد کرد.  "سلیمى نمین" که با عنوان مدیر "دفتر تدوین تاریخ ایران" با ایسنا سخن مى‏گفت تأکید کرد :"این کتاب تحت تأثیر منابع غربى قصد دارد کلّ حرکت ضدّ آمریکایى نظام را زیر سؤال ببرد و ثابت کند که اسلام با غرب مشکل ندارد و این مارکسیست‏ها بودند که علیه آمریکا اقدام کردند."

"سلیمى" همچنین گفت :"انسجام لازم در این کتاب دیده نمى‏شود. به عبارتى دیگر بسیار مى‏توان نسبت به اهداف آن ظنین بود." با وجود این گفته مى‏شود "عباس سلیمى نمین" پس از خروج از مؤسّسه کیهان در مرکز اسناد انقلاب اسلامى، مشغول به کار است. جایى که مؤلّف شنود اشباح مدّعى است از برخى اطّلاعات آن استفاده کرده است.    

پس از مدّتى در شانزدهم بهمن ماه کیهان توضیحى درباره مقاله "شریعتمدارى" چاپ کرد که نشان از قاطعیّت مؤلّف شنود اشباح درباره کتاب خود داشت. کیهان چنین نوشت :"در واکنش به یادداشت روز سه شنبه (8/11/81)کیهان که به نقد کتاب شنود اشباح اختصاص داشت، نویسنده کتاب جوابیّه‏اى ارسال داشته است که حاوى اتّهامات تازه‏اى علیه برخى دیگر از افراد و مسئولان است. بدیهى است درج این جوابیّه به دلیل ایراد اتّهام بدون سند علیه این و آن - صرفنظر از هویّت ومواضع آنان - مطابق ماده 23قانون مطبوعات ممنوعیّت قانونى{؟!}دارد. بنابراین به نویسنده محترم کتاب پیشنهاد مى‏کنیم اسامى کسانى را که در جوابیّه ایشان مورد اهانت و اتّهام{؟!}قرار گرفته‏ اند حذف و یا حدّاقل، محلّ نام آنها را نقطه‏چین کند تا از یک سو منع شرعى و قانونى براى چاپ جوابیّه برطرف شود و از سوى دیگر این فرصت فراهم آید که گفتنى‏هاى دیگر کیهان درباره این کتاب در معرّفى اطّلاع و قضاوت همگان قرار گیرد."{؟!}   

اینکه گفتنى‏هاى دیگر کیهان درباره "شنود اشباح" چیست، مسئله‏اى است که باید منتظر ماند تا جوابیّه مؤلّف شنود اشباح به چاپ رسد. تا اینجاى کار هنوز کیهان از چاپ جوابیّه خوددارى کرده است، در حالى که خبر سایت بازتاب مبنى بر توزیع شبنامه علیه "حسین شریعتمدارى" و تهدیدش ازسوى روزنامه کیهان تکذیب شده است .{این جمله غیرمستند است چرا که خود روزنامه کیهان در روز پنج‏شنبه 1381/11/17به نشر این خبر سایت بازتاب در صفحه دوّم روزنامه ستون اخبار ویژه، اقدام کرده بود .}

 * ازجوابیّه محقّق به مقاله همشهرى - چهارشنبه 28/12/1381 : 

 

 

بسمه تعالى عزّه 

مدیر مسئول روزنامه همشهرى جناب "عطریانفر"    

با سلام و مطابق با ماده بیست وسوّم قانون مطبوعات جمهورى اسلامى ایران، ضمیمه این یادداشت جوابیّه خود را نسبت به مقاله صفحه بیست و سوّم روزنامه تحت مسئولیّت شما منتشره به تاریخ سه شنبه 29/11/1381 ارسال مى‏کنم. منتظر درج مجّانى آن در همان صفحه و ستون و با همان حروف - در یکى از دو شماره پس از وصول مى‏باشم. والسّلام » رضا گلپور« - 28/12/1381     

ضمن تشکّر از توجّه جناب "علیرضا کیان" نویسنده محترم مقاله "وقتى اشباح شنود مى‏کنند" منتشره در روزنامه همشهرى سه شنبه 29/11/81 ،

الف - پیرامون اینکه نوشته ‏اید :"نام رضا گلپور به عنوان مؤلّف این کتاب بر روى جلد حک شده... با وجود این، نام مؤلّف چندان آشنا نیست و بازار کتاب و فرهنگ و سیاست کمتر نام وى را شنیده است."

اوّلا" زمانى که در شعبه 1410دادگاه عمومى تهران {پس از احضار سریع توسط قاضی مرتضوی و قبل از تفهیم اتهام،} جناب "محمّد عطریانفر" را ملاقات کرده و پرسیدم که آیا ممکن است بپرسم آقاى "علیرضا کیان" کیست؟ پس از لحظاتى تدقیق و تفکّر با این پاسخ روبرو شدم که "نمى‏دانم" و وقتى پرسیدم آیا این اسم، مستعار است یا خیر که پاى مقاله نقد کتاب بنده در روزنامه همشهرى به آن اشاره شده است، نیز شنیدم که جناب "عطریانفر" ابراز بى‏اطّلاعى کرده و صراحتا پاسخ داد که باید بررسى کنم، الان حضور ذهن ندارم.     

جناب برادر »کیان« که امیدوارم این شهرت خانوادگى واقعى شما باشد، چطور وقتى چند روز پس ازچاپ مقاله شما حتّى مدیر مسئول روزنامه همشهرى خودتان، نام شما را به خاطر نیاورده و وجود حقیقى شما و یا مستعار بودن نام مندرج در مقاله را موکول به بررسى و پرس‏وجو مى‏داند، برگمنام بودن بنده خرده مى‏گیرید؟ ضمن آنکه مگر مستندات مورد اشاره در کتاب بنده با اثبات گمنامى من زیر سؤال مى‏رود؟     

 

 

 

ثانیا من گمنام، گمنام‏تر از روحانى شهیر اردستان جناب "محمّد حسین جعفرى" یا به اسم مشهورتر جناب "محمّد حسین شریعتى" و یا به لقب معروف، حضرت "شیح‏الشریعه" یا "شیخ‏الرئیس" یا… هر چه. بنده از ایشان مى‏پرسم که "جواد قدیرى کفرانى" معروف به "مدرّسى"، شوهر "زهره عطریانفر" چطور به دادستانى، ضدّ کودتاى نقاب، دفتر مرحوم امام(ره)و... نفوذ کرد؟ جناب شیخ‏الشریعه شهیر چرا به بنده گمنام کمک نمى‏رسانند تا این شبح غیر قابل شنود – که از قضا معمولا روى شنودهاى کلیدى اطّلاعاتى کار مى‏کرد – از هاله ابهام خارج شود؟

جناب "عطریانفر" به این سؤال پاسخ بفرمایند براى افکار عمومى و جوانان تشنه تاریخ انقلاب اسلامى که آیا پس از فرار ظاهرى شوهرخواهر و خواهرشان با آنان ارتباطى، در حدّ اطّلاع از سرنوشت، مکالمه‏اى، پرس و جویى، استعلامى، چیزى داشته ‏اند؟

مگر دوره‏هاى عجیب آموزش عقیدتى ایدئولوژیک "جواد مدرّسى"، "سعید مظفّرى"( همان "سعید کاشى"، "حجّاریان کاشى"، "جهانگیرصالح‏پور"، "مستر بِرِیدى" ویا همان!...) "تقى محمّدى" و... در ارتش فراموش شدنى‏اند!؟    

ب - شهید مظلوم و سیّد خدوم جمهورى اسلامى را که روز روشن در بازار تهران به وسیله دهها گلوله شلیک شده تروریستهایى که حدّاقل رسما از عناصر منافقین خلق معرّفى گشتند، به عنوان "مرحوم اسدالله لاجوردى" مورد اشاره قرار مى‏دهید و همزبان با کسانى مى‏شوید که اخبار ترور فوق را به عنوان سانحه و آن شهید خار چشم منافقان را به عنوان قربانى یک حادثه در روزنامه‏ها و نقل قولهایشان معرّفى مى‏کردند.  

"کیان"عزیز!، این افراد که امروز "لاجوردى" را مرحوم مى‏خوانند و مى‏نامند،دو دهه پیش عنصر سى.آى.اى پرورده جانى و تروریست را روز روشن به عنوان "شهید مسعود کشمیرى" پیکر سازى کردند. والله اینان پیش قاضى، معلّق بازى مى‏کنند. پیش من و تو که جاى خود. این به کنار. چرا وقتى به قسمت اصلى وصیّتنامه شهید "لاجوردى" که در کاور کتابم منتشر شده بود اشاره کرده‏اى، تکّه کلیدى آن را سانسور مى‏کنى؟ من در کاور کتابم ذیل عکس مستند تشییع جنازه شهید !"مسعود کشمیرى"در نهم شهریور 1360این قسمت از وصیتنامه شهید ژرف اندیش"آسیّداسدالله لاجوردى"(ره) را منتشر کردم که فرموده بود: خدایا تو شاهدى چندین بار به عناوین مختلف، خطر "منافقین انقلاب" را (همانها که التقاط به گونه "منافقین خلق" سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانا ریاکارانه براى رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمى بسیار بزرگ، به بزرگى مجمع‏الاضداد به دست گرفته ‏اند؛ هم"رجایى"و "باهنر" را مى‏کشند و هم به سوگشان مى‏نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتى و سپس !... برقرار مى‏کنند، هم آنان را دستگیر مى‏کنند و هم براى آزادیشان و اعطاى مقام و مسئولیّت بدانان تلاش مى‏کنند و از افشاى ماهیّت کثیف آنان سخت بیمناک مى‏شوند، هم در مبارزه علیه آنان ( و در حقیقت براى جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادى آنان) خود را در صف منافق‏کشان مى‏زنند و هم در حوزه‏هاى علمیّه به فقه و فقاهت روى مى‏آورند تا مسیر فقه را عوض کنند) به مسئولین گوشزد کرده‏ام.    

ج - در ابتداى مقاله شما جناب "کیان"، آمده است :" این کتاب هزار صفحه‏اى فاقد حتّى یک صفحه تألیف به قلم مؤلّف است" .و چند پاراگراف بعد درست در تعارض با آن آمده :" آتش تند مؤلّف کتاب در متّهم ساختن این کادرها به گونه‏اى بود که "حسین شریعتمدارى"مدیر مسئول روزنامه کیهان نیز طىّ سرمقاله‏اى در این روزنامه ازآن انتقاد کرد"...

د - در انتخاب تیتر مطلب فوق چه بسا سوءتفاهم شده باشد. بهتر بود به جاى "وقتى اشباح شنود مى‏کنند" با فرض بر اینکه بنده را شبح بدانید، مى‏نوشتید "وقتى شبح! شنود مى‏کند. "ضمن اینکه اعلام مى‏کنم بنده برخلاف باند "مسعود کشمیرى"، گروهک "جواد قدیرى"، سرپلهاى "منوچهر قربانیفر"، رابطان "امیرام نیر" اسرائیلى و "مک فارلین" آمریکایى و:... چیزى در سابقه زندگى 25 ساله‏ام ندارم که شبح خوانده شوم. من "رضا گلپور" کمترین بنده حضرت حق، امیدوار به رحمت بیکران و در عین حال خائف از شدیدالعقاب بودن لایتناهى ‏او (جلّ جلاله) متولّد 1356شهررى، بدون هرگونه اسم مستعار به شما اعلام مى‏کنم ایکاش تیتر مطلب خود را چنین انتخاب مى‏کردید :"وقتى کتاب شنود اشباح چاپ شد، نویسنده‏اش باید به ارواح بپیوندد." و توضیح مختصرى هم مى‏دادید که با دستور مستقیم و پیگیرى ریاست محترم جمهور{سید محمد خاتمی} در کابینه دولت بنده از حقّ قانونى چاپهاى بعدى کتاب محروم شده، سر و کارم با دو وزیر{اطلاعات و فرهنگ} و چند وکیل مجلس و رئیس دبیرخانه امنیّت ملّى و... مى‏افتد حال آنکه پس از ماهها، حتّى یک نفر از افراد کلیدى مورد اشاره در کتاب بنده که مستقیما با اشباح تروریست در ارتباط بوده‏اند استنادات تحقیقات کتاب را رد و یا حدّاقل تکمیل نکرده‏اند.    

د - در مقاله فوق‏الذکّر، آقا "کیان" عزیز آورده‏اى :"در واقع "شریعتمدارى" ضمن نقد کتاب، پرونده مهمّ‏ترى را نیز همزمان گشوده است."و اشاره شما به این بخش از نوشته "حسین شریعتمدارى" بود که عینا نقل شده بود :"فصلى از کتاب {شنود اشباح} با عنوان قوّادان زیتون به فعّالیّت موساد در ایران قبل از انقلاب اختصاص یافته... در مطالعه این بخش نیز سؤالى به ذهن خطور مى‏کند که در خور توجّه است و آن سؤال این است که در شبکه زیتون یعنى شبکه جاسوسى و اطّلاعاتى موساد در ایران دوران طاغوت شخصى به نام "مسعود عالیخانى" نقش اصلى و برجسته ‏اى داشته است، تا آنجا که - مطابق اسناد موجود - اگر افسر اطّلاعاتى سفارت اسرائیل در ایران، فردى را براى همکارى شکار مى‏کرد، مرکزیّت موساد در فلسطین اشغالى بدون تأیید "مسعود عالیخانى" این همکارى معرّفى شده را نمى‏پذیرفت... کسانى که از اسناد مربوط به شبکه زیتون باخبرند به خوبى از نقش کلیدى "مسعود عالیخانى" اطّلاع دارند. ولى آنچه سؤال‏برانگیز است اینکه چرا نویسنده محترم کتاب شنود اشباح، در میان انبوه اسناد که در این فصل ارائه داده کمترین اشاره‏اى به"مسعود عالیخانى" نکرده است؟ مخصوصا آنکه با توجّه به موضوع کتاب، اشاره به "مسعود عالیخانى" و نقش برجسته و اصلى او در شبکه زیتون، بسیار ضرورى‏تر و با اهمیّت‏تر از اشاره به افرادى نظیر "اورى لوبرانى"،"دیوید کیمخى"، "یعقوب نیمرودى"، "عدنان خاشقى" و... دیگر مأموران رژیم صهیونیستى در ایران آن روز بوده است. این نکته نیز گفتنى است که "مسعود عالیخانى"، عموى "مهرداد عالیخانى"، یکى از متّهمان قتلهاى زنجیره‏اى است که هم اکنون در بازداشت به سر مى‏برد و با نام مستعار "صادق" فعّالیّت مى‏کرده است.

" کیان جان! " من فرداى آن روزى که این مکشوفات ذهن برادر "حسین" و مشاوران ویژه‏اش در روزنامه کیهان چاپ شد، جوابیّه‏ام را شخصا به دفتر او تحویل دادم که تا به امروزچاپ نشد و تقاضاى الزام کیهان مطابق با قانون هم تا این لحظه نتیجه‏اى عایدم نکرد. امّا اینکه اذهان متوهّم عدّه‏اى مثل"حسین شریعتمدارى" با آن سوابق درخشان همکارى با همین "صادقى" که او هویّتش را این چنین مى‏آورد در معرض قضاوت افکار عمومى منصف قرار بگیرد این سؤال را مطرح مى‏کنم که در زمان طاغوت و وجود خط استراتژیک همکارى اسرائیلى‏ها با دربار و حاکمان فاسد پهلوى با چه منطق و شعورى، صهیونیستها یک ایرانى مسلمان (که هم ملیّت و هم دین بیگانه داشته) را در جایگاهى ضرورى‏تر و با اهمّیّت‏تر از عناصر کلیدى جانى و آدمکش یهودى و اسرائیلى قرار مى‏دادند؟ نفاق بد دردى نیست؟!    

من در جوابیّه اوّلم (مورّخه 9/11/81 – فرداى انتشار سرمقاله کیهان) به صراحت خطاب به "شریعتمدارى"  این نعل وارونه در تحلیل‏ها را آشکار کرده بودم که :"با تذکّر این نکته که مطابق با دستورات دینى و شرعى اسلامى در مقابل ذرّه ذرّه حرکت خود به ویژه در عرصه قلمى، عندالله مسئول هستیم، به عنوان آخرین عرایضم و از باب العاقل یکفیه الاشاره و در جواب کشف عجیبى که آقا(ج){جواد آزاده} داشته ‏و شما با اعتماد کامل به او و یا حامیانش به عنوان نکته گفتنى به آن با قطعیّت استناد مى‏کنید:     

اوّلا" آیا اگر عموى کسى با خدا و دین خدا دشمنى داشت، نتیجه مى‏دهد که او هم با خدا و دین خدا دشمن است و افشاى اسرار او آن هم به اعتبار نظرات عناصر فاقد صلاحیّت لازم قضایى کارى جوانمردانه و صحیح است؟ اگر کسى متهم به قتل شده است (که در جاى خود مى‏باید توسّط سیستم قضایى مورد رسیدگى قرارگیرد) با فرض عضویّت عمویش در زیتون محکوم به عضویّت در شبکه موساد مى‏گردد؟ با این استدلال چه جوابى فرضا براى عموى حضرت رسول اللّه که حتّى در قرآن علنا به جهل و تباهى او اشاره مى‏شود، خواهیم داشت؟     

ثانیا درست بخاطر دارم که در مسیر تحقیقات و پژوهش پیرامون صحّت و مستند بودن این ادّعا در دسترسى به اسناد زیتون و نقش "عالیخانى" برایم کاملا" روشن گردید که این ادّعا پیرامون "مهرداد عالیخانى" کذب محض بوده است. چرا که تنها عموى "مهرداد" به نام "على جعفر عالیخانى" که حوالى سال 64 فوت کرد با "مسعود" مورد ادّعاى جنابعالى داراى اختلاف حتّى در نام خانوادگى است. "مسعود" عضو زیتون، شهرت "امیر عالیخانى" دارد."

5 ـ کى شعر ترانگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته در این معنى گفتیم و همین باشد  

جام مى و خون دل هر یک به کسى دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد  

در کار گلاب و گل حکم ازلى این بود...     

در دارین موفّق باشید ـ »رضا گلپور« 28/12/81

* از {صفحه 15} روزنامه همشهرى - چهارشنبه 20/1/1382 : 

باز هم شنود اشباح "رضا گلپور"

 ضمن تشکّر از توجّه جناب "علیرضا کیان" نویسنده محترم مقاله "وقتى اشباح شنود مى‏کنند" منتشره در روزنامه همشهرى، سه شنبه 29/11/81 ، الف - پیرامون اینکه نوشته ‏اید :" نام "رضا گلپور" به عنوان مؤلّف این کتاب بر روى جلد حک شده... با وجود این، نام مؤلّف چندان آشنا نیست و بازار کتاب و فرهنگ و سیاست کمتر نام وى را شنیده است." مگر مستندات مورد اشاره در کتاب بنده با اثبات گمنامى من زیر سؤال مى‏رود؟ ب - شهید مظلوم و سیّد خدوم جمهورى اسلامى را که روز روشن در بازار تهران به وسیله ده‏ها گلوله شلیک شده تروریست‏هایى که حدّاقل رسما از عناصر منافقین خلق معرّفى گشتند، به عنوان "مرحوم اسدالله لاجوردى" مورد اشاره قرار مى‏دهید و همزبان با کسانى مى‏شوید که اخبار ترور فوق را به عنوان سانحه و آن شهید خار چشم منافقان را به عنوان قربانى یک حادثه در روزنامه‏ها و نقل‏قول‏هایشان معرّفى مى‏کردند. کیان عزیز، این افراد که امروز "لاجوردى" را مرحوم مى‏خوانند و مى‏نامند، دو دهه پیش عنصر سى.آى.اى پرورده جانى و تروریست را روز روشن به عنوان "شهید مسعود کشمیرى" پیکرسازى کردند. والله اینان پیش قاضى، معلّق بازى مى‏کنند، پیش من و تو که جاى خود، این به کنار. چرا وقتى به قسمت اصلى وصیتنامه شهید "لاجوردى" که در کاور کتابم منتشر شده بود اشاره کرده‏اى، تکّه کلیدى آن را سانسور مى‏کنى؟ من در کاور کتابم ذیل عکس مستند تشییع جنازه شهید !"مسعود کشمیرى" در نهم شهریور 1360این قسمت از وصیّتنامه شهید ژرف اندیش "آسیّدالله لاجوردى"(ره) را منتشر کردم که فرموده بود: خدایا تو شاهدى چندین بار به عناوین مختلف، خطر... را (همان‏ها که التقاط به گونه »منافقین خلق« سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پرکرده )....به مسئولین گوشزد کرده‏ام. ج - در ابتداى مقاله شما جناب »کیان«، آمده است :"این کتاب هزار صفحه‏اى فاقد حتّى یک صفحه تألیف به قلم مؤلّف است." و چند پاراگراف بعد درست در تعارض با آن آمده :"آتش تند مؤلّف کتاب در متّهم ساختن این کادرها به گونه‏اى بود که »حسین شریعتمدارى« مدیر مسئول روزنامه کیهان نیز طىّ سرمقاله‏اى در این روزنامه ازآن انتقاد کرد"... د - در انتخاب تیتر مطلب فوق چه بسا سوءتفاهم شده باشد بهتر بود که به جاى »وقتى اشباح شنود مى‏کنند« با فرض بر اینکه بنده را شبح بدانید، مى‏نوشتید »وقتى شبح! شنود مى‏کند... « ه - در مقاله فوق‏الذّکر، آقا »کیان« عزیز آورده‏اى :"در واقع »شریعتمدارى« ضمن نقد کتاب، پرونده مهمّ‏ترى را نیز همزمان گشوده است."و اشاره شما به این بخش از نوشته »حسین شریعتمدارى« بود که عینا نقل شده بود. کیان جان! من فرداى آن روزى که این مکشوفات ذهن برادر »حسین« و مشاوران ویژه‏اش در روزنامه کیهان چاپ شد، جوابیّه‏ام را شخصا به دفتر او تحویل دادم که تا به امروزچاپ نشد.   

* از متن شکایتنامه محقّق علیه "محمّد عطریانفر"- یکشنبه 24/1/1382 : 

 

 

 

باسمه تعالى مکره 

ریاست محترم مجتمع قضایى کارکنان دولت با سلام، بدینوسیله از آقاى "محمّد عطریانفر" مدیرمسئول روزنامه همشهرى بدلیل درج قسمتى از پاسخ کتبى بنده، به صورتى که آن را ناقص، نامفهوم و در پاره‏اى موارد متناقض با مطالب مطروحه پاسخ بنده به مقاله مندرج در روزنامه همیشهرى سه شنبه 29/11/1381 ساخته بود، اعلام شکایت مى‏کنم.    

پاسخ بنده در ده صفحه دستنویس و مفصّل خطاب به مدیر مسئول همشهرى نگاشته شده بود که در تاریخ 28/12/81 تحویل آن روزنامه گردید. روزنامه فوق سه روز پس از پایان مهلت قانونى مورد اشاره در قانون مطبوعات (یعنى در 20/1/81 ) تنها گوشه‏هاى کوچکى از آن پاسخ را به شکل دست چین شده و ناقص کنار هم چیده و ضمن قلب و تحریف مسائل مطروحه در پاسخ بنده، گستاخانه به سانسور نظرات بنده پرداخته و جوابیّه‏ام را تحریف شده و بریده بریده و در ستون پایین صفحه منتشر نمود.    

جالب اینجاست که قسمتهاى کلیدى مورد اشاره بنده در جوابیّه، مربوط به ارتباطات خودآقاى "عطریانفر" با اعضاى سازمان منافقین خلق بویژه خواهر و شوهرخواهر منافق و خطرناکش ("جواد قدیرى" با اسم مستعار "مدرّسى ") و نیز ارتباطات مشکوک آن دو با "محمّد حسین جعفرى" مشهور به "محمّد حسین شریعتى" ملقّب به شیخ‏الشّریعه یا شیخ‏الرّئیس اصفهان و نیز باطل بودن ادّعاهاى نویسنده مقاله به هویّت ظاهرى مکتوب "علیرضا کیان" بود که به تیغ سانسور جناب "عطریانفر" سپرده شد. گویا طرح حقایق به حضرات که مى‏رسد هیچ قانونى ولو با صراحت ماده 23نیز ارزش عمل و تعهّد ندارد. خواستار صدور قرار الزام به چاپ کامل - و بدون تحریف - جوابیّه‏ام - مطابق با تبصره یکم ماده 23 - توسّط نظام قضایى کشور و همچنین رسیدگى به شکایتم از شخص "محمّد عطریانفر" به دلیل ارتکاب به اعمال سانسور، تحریف مقاله بنده و قلب وقایع مورد اشاره در آن، عدم پایبندى به قانون مطبوعات، نشر اکاذیب (بویژه چاپ مطلبى بریده بریده و تحریفى به نام بنده ونیز انتساب تیتر انتخابى خود به بنده)، عدم رعایت حقوق معنوى اینجانب، تأخیر در درج و انتشار اصل جوابیّه‏ام تا به امروز، ایجاد انحراف در افکار عمومى نسبت به بنده، نظرات و تحقیقات مستند منتشره در کتاب شنود اشباح و دفاع ازمنافقین خلق از طریق اعمال سانسور و ردگم کنى آن هم تحت نشر مقاله‏اى به نام بنده؛ مى‏باشم. متن مقاله اوّل همشهرى، جوابیّه بنده و مطلب تحریفى منتشره به نام بنده به ترتیب ضمیمه است. خداوند منافقین را هر چه سریعتر و کامل‏تر رسوا نماید. 

"رضا گلپور چمرکوهى"  یکشنبه 27/1/1381   

* از روزنامه ایران - دوشنبه 25 فروردین 1382: 

شکایت "گلپور" از "عطریانفر"

"رضا گلپور"، نویسنده کتاب »شنود اشباح« در شعبه 1410دادگاه ویژه کارکنان دولت شکایتى علیه "عطریانفر" مدیر مسئول روزنامه همشهرى تسلیم کرد.  

*از روزنامه نسیم صبا - دوشنبه 25/1/1382 : 

شکایت از »همشهرى« به گفته ایسنا "رضا گلپور" نویسنده کتاب »شنود اشباح« ازروزنامه همشهرى شکایت کرده است: پیش‏بینى مى‏شود "محمّد عطریانفر" مدیر مسئول این روزنامه براى پاسخ به اتّهامات به دادگاه مطبوعات احضار خواهد شد. 

* از روزنامه خبر - دوشنبه 25/1/1382 : 

یک نویسنده ازمدیر مسئول روزنامه همشهرى شکایت کرد نویسنده کتاب شنود اشباح براى ارائه شکوایّیه علیه "محمّد عطریانفر" مدیر مسئول روزنامه همشهرى در دادگاه ویژه رسیدگى به جرایم کارکنان دولت حاضر شد.  "رضا گلپور" در گفت‏وگو با خبرنگار ایرنا گفت:"عطریانفر" جوابیّه من را تحریف کرده است به گونه‏اى که قلب ماهیّت شده است. وى افزود: بخشهایى از جوابیّه که ارتباط با خودشان بوده کاملا حذف شده است.  {این خبر در همین روز توسّط روزنامه آفرینش نیزمنتشر گردید.}

 *از روزنامه همبستگى - دوشنبه 25/1/1382 : 

شکایت "گلپور" ازدو روزنامه    

...{علی ربیعی یا همان}برادر "عباد" ازمن شکایت کرده که این پرونده در مسیر رسیدگى است و من خوشحالم که مى‏توانم ناگفته‏ هایم را در این جلسه دادگاه مطرح کنم.

"رضا گلپور"، نویسنده کتاب شنود اشباح در گفت‏وگو با خبرنگار همبستگى ضمن بیان این مطلب افزود :" مهمترین و بیشترین پیگیرى من در مورد شکایت اینجانب از "حسین شریعتمدارى" است که امیدوارم شامل مرور زمان نشود. وى در مورد شکایت از "محمّد عطریانفر"، مدیر مسئول روزنامه همشهرى گفت: در تاریخ 29بهمن ماه سال گذشته در این نشریّه مقاله‏اى به نام "علیرضا کیان" درمورد اینجانب و کتاب شنود اشباح چاپ کرد که پس از تحویل جوابیّه‏اى در تاریخ 28اسفندماه سال گذشته، روزنامه همشهرى با سه روز تأخیر {تنها جزئی از } این جوابیّه را منتشر کرد. "گلپور" ادامه داد: آنچه چاپ شد، قلب در پاسخ شده و جوابیّه سانسور شده بود و قسمت‏هایى از آن حذف شده به گونه‏اى که مطلبى متعارض با نوشته من به چاپ رسید. وى با تأکید بر اینکه، این شیوه چاپ جوابیّه را خلاف اخلاق ژورنالیستى و خلاف ماده 23قانون مطبوعات مى‏دانم، گفت: علاوه بر این موضوع بخش کلیدى جوابیّه که مربوط به "زهره عطریانفر" از اعضاى سازمان مجاهدین و ارتباط این دو نفر با "محمّد حسین جعفرى" مشهور به "شریعتى" و ملقّب به شیخ‏الشّریعه اصفهان بوده را سانسور کردند.  "گلپور" ادامه داد: به دلیل اینکه مطالب کلیدى جوابیّه اینجانب را که در مورد خودشان ("عطریانفر ") بوده حذف کردند، مطابق بند یک ماده 23قانون مطبوعات ازدادگاه خواسته‏ ام که روزنامه همشهرى ملزم به چاپ کامل جوابیّه شود. وى در موردشکایت دیگر خود از روزنامه توسعه گفت: این نشریّه در تاریخ 21 اسفند ماه سال گذشته خبرى را به چاپ رسانده بود که من در خصوص این خبر در تاریخ 20بهمن ماه همان سال جوابیّه را به روزنامه ارسال کردم.  "گلپور" ادامه داد: مسئولان روزنامه ابتدا اعلام کردند که فاکس روزنامه خراب است و پس از پیگیرى‏هاى مداوم من اعلام کردند که جوابیّه را منتشر نخواهد کرد. گفتنى است "رضا گلپور"، روز گذشته با حضور در شعبه 1410مجتمع قضایى جرایم کارکنان دولت، شکایات خود را تسلیم دادگاه کرد.  

 

 

ضمیمه :

از روزنامه رسالت – سه‏شنبه 1/11/1381 : 

گفتگو با "رضا گلپور" مؤلّف کتاب شنود اشباح آنچه در زیر مى‏خوانید گفتگوى خبرنگار ما با "رضا گلپور" نویسنده کتاب جدیدالانتشار »شنود اشباح« است که در خصوص ویژگى‏ها، اهداف و نتایج حاصل از تألیف این کتاب انجام گرفته است. »شنود اشباح« پژوهشى است که به بررسى کارنامه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى مى‏پردازد.     

در آغاز این گفتگو از "رضا گلپور" پیرامون محتوا و ویژگیهاى »شنود اشباح« پرسیدیم. گفت:   " ما در تاریخ انقلاب با تیمى برخورد مى‏کنیم که به دلیل فقدان تجربه امنیّتى و مطالعات راهبردى منظّم، از عملکرد این مجموعه بارها متضرّر شده و انقلاب از آنها ضربه خورده است. من در این کتاب سعى کرده‏ام با مراجعه به اسناد، بخشى از حالت شبح گونه‏اى که بر این تیم حاکم است را بگشایم."

وى گفت :" از روز اوّلى که تألیف این کتاب را شروع کردم هدفم جمع‏بندى و تمرکز بر عناصر سازمان مجاهدین نبود؛ بلکه هدفم جمع‏بندى و تحلیل فتنه‏هایى بود که دشمنان علیه ما ایجاد کردند. امّا در مسیر رسیدگى به اسناد تاریخى غیرقابل انکار بویژه اسناد منتشر شده بعد از دهه 90 میلادى  و بخصوص اسناد مربوط به پروژه »ایران کنترا« به نتایجى رسیدم که پاى سازمان را به میانه کار مى‏کشید."

وى در خصوص اسناد مورد استفاده خود در تألیف این کتاب گفت :"در تألیف این کتاب از اسناد طبقه‏بندى سازمانى استفاده نشده است. چون اسناد و ناگفته‏ ها در این خصوص به اندازه‏اى است که مى‏شود تا رسیدن به بخش بررسى اسناد طبقه‏بندى شده به آن پرداخت. "

 وى خاطرنشان کرد :" این کتاب حاصل مجموعه مصاحبه‏هاى حضورى است که با تعداد زیادى از افراد مختلف صورت داده‏ام. مصاحبه با این افراد از آبدارچى جلسه‏اى که در آن شهیدان »رجایى« و »باهنر« به شهادت رسیدند شروع شده تا سطوح عالى و افرادى که در مقاطعى داراى سمتهایى در این نظام بوده‏اند ادامه پیدا مى‏کند.     

ضمن اینکه در کنار این مصاحبه‏ها از حدود 72 کتاب داخلى و خارجى و نشریّات و مجلاّت مختلف استفاده نموده‏ام"

وى گفت :" در انجام این تألیف 8 نشریّه آمریکایى و 9 نشریّه انگلیسى زبان، 8 نشریّه فرانسوى، 8 نشریّه آلمانى، 15 نشریّه عربى، 4 نشریّه ایتالیایى و 2 نشریّه اسپانیایى مورد رجوع من بود."

"گلپور" در خصوص مدّت زمان تألیف این کتاب گفت :" کار فیش‏بردارى را از 4سال پیش آغاز کردم اما از یکسال پیش بود که به این جمع‏بندى رسیدم که باید این کتاب را به شکلى که عرضه شده است، تدوین نمایم."

مؤلّف کتاب »شنود اشباح« در خصوص مراجعه و مصاحبه با اعضاى سازمان مجاهدین براى تألیف این کتاب گفت :" سازمان مجاهدین یک اسم عام است. یعنى بسیارى از افراد را داشتیم که از مقطع ائتلاف 7 گروه در این سازمان حضور داشتند امّا بعدها در مراحل مختلف از آن جدا شدند. لذا اگر سازمان را به این معناى عام در نظر بگیرید باید بگویم با عناصر زیادى از اعضاى این سازمان صحبت کردم. ضمن آنکه تلاش کردم با عناصر طیفى که در این کتاب مورد بررسى و نقد واقع شده‏اند نیز به گفتگو بنشینم، امّا نپذیرفتند."

وى گفت: »هنوز کارنامه و شیوه‏ هاى نفوذ افرادى مثل{"مسعود}کشمیرى"، "جواد قدیرى {کفرانى "} و "تقى محمّدى "{معروف به "اکبرى " } دراطّلاعاتى‏ترین ارکان نظام نوپاى جمهورى اسلامى ایران مورد بررسى قرار نگرفته است تا روشن شود رشد این افراد مدیون حمایتها و معرّفى‏هاى کدام سازمان بوده است."

وى با ردّ دخالت حجت‏الاسلام و المسلمین"حسینیان" در تالیف و تدوین این کتاب گفت :"آقاى "حسینیان" از زحمت‏کشان تاریخ معاصر انقلاب اسلامى است و من صرفا از راهنماییها و کمکهاى وى جهت استفاده از منابع مرکز اسناد انقلاب بهره گرفتم و آقاى "حسینیان" غیر از همین کمکها، هیچ گونه دخالتى در تألیف کتاب »شنود اشباح« نداشته است. ضمن آنکه من از تمام منتقدین و طرّاحان چنین شایعاتى مى‏خواهم تا در عمق مطالب مطرح در این کتاب دقیق شوند و به جاى شایعه‏سازى و تخریب، محتواى آن را مورد بررسى قرار داده و کلام را و نه نویسنده آن را نقد نمایند."

 

 

{علاقمندان به تهیه ی کتاب جلد دوّم (نگاهی مستند به بازتاب های انتشار قانونی و ممنوعیت غیر قانونی کتاب شنود اشباح) تحقیق و تألیف رضا گلپور چمرکوهى میتوانند با پخش نادر (09195382775) تماس حاصل نمایند.}