قطعا بهترین کسی که میتواند به این سوال پاسخ صحیح دهد، خود حضرت حق، تبارک و تعالی است. پس بی شک این پاسخ را باید از قرآن جست.
در چند جاى قرآن پاسخ این پرسش چنین آمده است:
* چون خداوند خالق و مربّى شماست. خداوند در آیه ۲۱ سوره بقره میفرماید «اعْبُدُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ »۱
* چون تأمین کننده رزق و روزى و امنیت شماست. در آیه ۳ و ۴ سوره قریش آمده است: «فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَ آمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ »
* چون معبودى جز او نیست. در آیه ۱۴ سوره طه میخوانیم: «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی»
عبادت انسان، هدف آفرینش انسان است نه هدف آفریننده که خداوند تبارک باشد چرا که او نیازى به عبادت ما ندارد، اگر همه مردم زمین کافر شوند او کماکان بىنیاز است چنان که خود میفرماید: «إِن تَکْفُرُواْ أَنتُمْ وَ مَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ …»۲ مگر نه این است که اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند یا پشت به خورشید، در خورشید اثرى ندارد. با این که عبادت خدا بر ما واجب است، چون خالق و رازق و مربّى ماست، ولى باز هم در برابر این اداى تکلیف، پاداش مىدهد و این نهایت لطف اوست.
آنچه انسان را وادار به عبادت مىکند امورى است، از جمله:
۱٫ توجّه به نعمتهاى او که خالق و رازق و مربّى ماست.
۲٫ توجّه به فقر و نیاز خود.
۳٫ توجّه به آثار و برکات عبادت.
۴٫ توجّه به آثار سوء ترک عبادت.
۵٫ توجّه به این که همه هستى، مطیع او و در حال تسبیح او هستند، چرا ما وصله ناهمرنگ هستى باشیم.
۶٫ توجّه به این که عشق و پرستش، در روح ماست و به چه کسى برتر از او عشق بورزیم.
مگر نه این است که اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند یا پشت به
خورشید، در خورشید اثرى ندارد. با اینکه عبادت خدا بر ما واجب است، چون
خالق و رازق و مربّى ماست، ولى باز هم در برابر این اداى تکلیف، پاداش
مىدهد و این نهایت لطف اوست.
حال یک قدم فراتر رویم: وقتی به آیه ۹۹ سوره حجر می رسیم میبینیم که حضرت باری تعالی فرمودهاست: «وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ » یعنى عبادت کن تا به یقین برسى. اینجاست که این پرسش به ذهن میآید که: پس آیا اگر کسى به یقین رسید، دیگر نیازی به عبادت نیست و میتواند مثلا نمازش را ترک کند؟!
شاید بهتر باشد با این مثال مطلب را پاسخ گوییم که: اگر کسی به شما بگوید نردبان بگذار تا دستت به شاخه بالاى درخت برسد، معنایش این نیست که هرگاه دستت به شاخه رسید، نردبان را بردار، چرا که عاقبت این کار سقوط است. کسى که از عبادت جدا شود، مثل کسى است که از آسمان سقوط کند؛ «فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء»۳ روش آنان که به یقین رسیدهاند مانند رسول خدا و امامان معصوم، نیز موید همین معناست چرا که ایشان لحظهاى از عبادت دست برنداشتند. بنابراین، معنای فرمایش خداوند بیان آثار عبادت است نه تعیین محدودهى عبادت.
بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم
کدام عبادت است که بیش از هر برنامه ای تحقق بخش یاد خدا در زندگی ماست ؟
جواب : نماز خواندن
نماز چیست؟
معنا و مفهوم نماز
نـمـاز در لـغت به معناى پرستش, نیاز, سجود, بندگى و اطاعت, خم شـدن بـراى اظـهـار بـندگى و اطاعت و یکى از فرایض دین و عبادت مـخصوصى است که مسلمانان پنج بار در شبانه روز به جا مى آورند.
نـماز یعنى خدمت و بندگى, فرمان بردارى, سر فرود آوردن و تعظیم کردن به نشانه احترام.
نماز, داروى نسیان و وسیله ذکر خداوند است. نـمـاز, رابـطه معنوى مخلوق با خالق است. نماز یعنى دل کندن از مـادیـات و پـرواز دادن روح; یـعـنى پا را فراتر از دیدنى ها و شنیدنى ها نهادن.
نماز در قرآن و حدیث
فـلـسـفـه, فایده و آثار, شرایط و آداب و اوصاف نماز در آیات و روایـات بـسـیارى آمده که پرداختن به همه آن ها در این جا ممکن نـیـسـت, لـکـن بـه طور مختصر قطره اى از دریاى معارف اسلامى را درباره نماز بازگو مى کنیم.
نماز, بزرگ ترین عبادت و مهم ترین سفارش انبیا است. لقمان حکیم پـسـرش را بـه نـمـاز تـوصـیه مى کند.۱ حضرت عیسى(ع) در گهواره فـرمـود: خـدایـم مـرا بـه نـماز و زکات سفارش کرده است.۲ حضرت ابـراهـیـم(ع) هـمـسر و کودک خویش را در بیابان هاى داغ مکه آن هـنـگـام که هیچ آب و گیاهى نداشت, براى به پا داشتن نماز مسکن داد.۳ پـیـشـوایـان مـعـصوم ـ علیهم السلام ـ هنگام نماز رنگ مى باختند.
گـرچـه بـعـضـى نـمـاز را به خاطر بهشت یا ترس از عذاب جهنم مى خـوانند, اما حضرت على(ع) نه براى تجارت و ترس از آتش, بلکه به خاطر شایستگى خدا براى عبادت نماز مى خواند.۴
نـمـاز, اهرم استعانت در غم ها و مشکلات است. خداوند مى فرماید:
از صبر و نماز در مشکلات کمک بگیرید و بر آن ها پیروز شوید. نـمـاز بـه مـنزله پرچم و نشانه مکتب اسلام است. پیامبر اکرم مى فرماید: (علم الاسلام الصلوه).
نـماز به منزله سر نسبت به تن است. پیامبر(ص) مى فرماید: (موضع الصلوه من الدین کموضع الراس من الجسد).۵
نـمـاز بـراى اولـیاى خدا شیرین و براى غیر آنان دشوار و سنگین است. قرآن مى فرماید: (وانها لکبیره الا على الخاشعین).۶
در اهـمـیـت نـمـاز همین بس که حضرت على(ع) در جنگ صفین و امام حـسین(ع) در ظهر عاشورا دست از جنگ کشیدند و به نماز ایستادند. و آن گـاه کـه بـه عـلى(ع) ایراد گرفتند که چه هنگام نماز است؟
ایـشـان فرمود: ما براى همین مى جنگیم تا مردم اهل نماز باشند.
در زیـارت نـامـه وارث مـى خـوانیم: (اشهد انک قد اقمت الصلوه; شهادت مى دهم که تو نماز را برپا داشتى.)
حضرت على(ع) درباره نماز بارها سخن به میان آورده که در این جا به چند نمونه اشاره مى کنیم.
الـف) درباره برکات نماز مى فرماید: فرشتگان, آنان را در بر مى گیرند و آرامش بر آنان نازل مى شود, درهاى آسمان بر آنان گشوده و جایگاه خوبى برایشان آماده مى شود.۷
ب) در خـطـبـه ۱۹۶ نهج البلاغه گوشه هایى از مفاسد اخلاقى هم چون کـبر و سرکشى و ظلم را برمى شمارد و آن گاه مى فرماید: نماز به هـمـه وجـود انـسـان آرامـش مى بخشد, چشم ها را خاضع و خاشع مى گـردانـد, نـفس سرکش را رام و دل ها را نرم و تکبر و بزرگ منشى را محو مى کند.
ج) هـم چـنین در نامه اى به محمد بن ابى بکر مى نویسد: نماز را در وقـت مـعین آن به جاى آر و به خاطر آسوده بودن از کار نماز, پیش از وقت معین آن را برپاى مدار و آن را واپس مینداز.۸
آداب نماز و آثار تربیتى آن
شـرایـط و آداب نماز به قدرى زیاد است که تمام نظام ها و روابط انـسـانـى را بـه طور خودکار تنظیم و اصلاح مى کند. توجه به همه آثـار تـربیتى نماز کار مشکلى است ولى ما چند نمونه آن را بیان مى کنیم:
۱٫ ادب در بـرابـر سـخـن امـام جماعت; در نماز جماعت وقتى امام مشغول خواندن حمد و سوره است باید ساکت باشیم.
۲٫ مـراعات حقوق دیگران; آب وضو, مکان نمازگزار و لباس او باید حـلال و از مـال دیگران و غصبى نباشد; حتى اگر از مال خمس نداده لباس تهیه کند, نمازش باطل است.
۳٫ تـغـذیـه و بهداشت نمازگزار; اگر نمازگزار از مشروبات الکلى اسـتـفـاده کـرده باشد, تا چهل روز نمازش مورد قبول نیست. لباس نـمـازگـزار نیز باید پاک باشد و بهتر است به هنگام نماز عطر و مسواک زد و موها را شانه کرد.
۴٫ همسردارى; کسى که به همسر خود نیش بزند, نمازش قبول نیست.
۵٫ ولایت; کسى که اهل نماز است ولى تسلیم طاغوت ها است و ولایت و حـکـومـت رهـبـران اسلامى را پذیرا نیست, نمازش قبول نیست; گرچه تمام عمر در کنار کعبه باشد.
۶٫ نـظـم و ترتیب; در تمام کلمات و کارهاى نماز نظم و ترتیب به چشم مى خورد.
۷٫ انـعطاف و هم آهنگى; امام جماعت باید با مردم هم آهنگ باشد; بـه ایـن معنا که مراعات ضعیف ترین افراد را بکند. اگر کسى دیر بـه جماعت رسید, امام باید کمى رکوع خود را طول بدهد تا او نیز بـه نـمـاز بـرسد. مردم نیز باید خود را با امام هم آهنگ کنند; مـثـلا کسانى که یک رکعت از نماز جماعت عقب هستند و در رکعت دوم بـه جـمـاعـت پیوسته اند, مى توانند با نوعى انعطاف و تغییر در نماز جماعت شرکت کنند.
۸٫ اعـتـماد; اگر هریک از امام یا مردم در انجام قسمتى از نماز شـک کـردنـد, بـایـد بـه یک دیگر اعتماد کنند; یعنى با توجه به رفتار دیگرى تصمیم بگیرند.
۹٫ ورزش; اگـرچه نماز براى انجام وظیفه الهى است, ولى طراحى آن طـورى اسـت که در لابه لاى نماز و حرکات رکوع و سجود یک نوع حرکت ورزشى نیز نهفته است.
۱۰٫ آمـوزش اجبارى; نمازگزار باید مسائل و احکام مورد نیاز خود را فراگیرد.
۱۱٫ آگـاهـى از اخـبـار; مـردم با شرکت در نمازجمعه و جماعت با اخبار و مسائل دینى و مشکلات مسلمانان آشنا مى شوند.
۱۲٫ امـر به معروف و نهى از منکر; (حى على الصلوه) در اذان یکى از بزرگ ترین معروف ها است.
معانى بلند عبارات و الفاظ نماز
نـمازگزار با گفتن (الله اکبر) ابهت همه ابرقدرت ها را مى شکند و خـطـ بـطلان بر همه قدرت هاى طاغوتى, وسوسه هاى ابلیس و جاذبه هاى مادى مى کشد.
بـا گفتن (بسم الله) به کار خود قداست و کرامت مى دهد و در خود تـوکـل و وابستگى به قدرت غیبى را ایجاد مى کند و به دنیا اعلام مـى کـنـد قدرتى که من به او پناه آورده ام, سرچشمه مهربانى ها است.
بـا (الـحـمـدلله) گفتن خود را از اطاعت کردن و بله قربان گفتن انسان هاى سفله و پست رها مى کند.
بـا (رب العالمین) قدرت لایزال خداوندى را بر تمام جهانیان حاکم مى داند.
با (الرحمن الرحیم) تمام هستى را از آن خدا معرفى مى کند.
بـا ایـن جمله بیان مى کند که نه تنها نعمت هاى مادى خداوند ما را احـاطه کرده بلکه نعمت هاى معنوى خداوند نیز ما را فراگرفته است.
بـا گـفتن (مالک یوم الدین) مسیر و آینده را مشخص مى کند و یاد روز سخت دادرسى را در دل زنده مى کند.
تـا ایـن جـا, نمازگزار زمینه براى اظهار بندگى و ابراز نیاز و مـددخـواهـى از خدا را فراهم مى کند و بعد از این مرحله با درک عـظـمـت خـدا و رحـمـتش و ابراز نیاز خویش مى گوید: (ایاک نعبد وایـاک نـسـتـعـین) تنها مطیع امر تو هستیم نه غلام حلقه به گوش جباران و تنها از تو یارى مى طلبیم.
با گفتن (اهدنا الصراط المستقیم) از خدا طلب هدایت مى کند, چرا کـه با پیمودن این راه او به تمام هوس ها و افراط و تفریط ها و وسوسه هاى شیطانى پشت پا مى زند.
با گفتن (صراط الذین انعمت علیهم) الگوها را مشخص مى کند.
بـا (غـیـر الـمغضوب علیهم ولا الضالین) به گروه هاى انحرافى که انسان هاى پاک را اغفال مى کنند, هشدار مى دهد.
بـا رکوع در برابر عظمت پرورگار, اظهار بندگى و اطاعت مى کند و فـروتنى و تواضع و خضوع خود را در برابر عظمت پروردگار نشان مى دهد.
با سجده, تذلل و اظهار کوچکى و خاکسارى در برابر خدا را نمایان مى سازد.
ذکـر مـقـدس (سبحان الله) که در تمام عبادت ها به چشم مى خورد, حـقـیـقـتـى را در بر دارد که ریشه در همه عقاید و تفکرات صحیح اسـلامـى دوانده است و زیربناى ارتباط انسان با خدا و صفات کمال او اسـت; روح تعبد و مغز عبادت, همان تسبیح است. توحید و عدل و نـبـوت و امـامـت و معاد براساس تسبیح خدا و منزه دانستن او از عـیـوب و کـمبودها است. توحید خالص جز با منزه دانستن پروردگار از شریک و شبیه و عیب و عجز محقق نمى شود.
آثار فردى و اجتماعى نماز
نـمـاز تاثیر بسزایى در زندگى فردى و اجتماعى فرد دارد. در این جا برخى از آن ها را فهرست وار بیان مى کنیم.
نمازگزار در مقایسه با کسى که نماز نمى خواند, احساس آرامش بیش ترى دارد.
هـنـگـامى که از طریق نماز, روح خود را به معراج مى فرستد و با خـدا و نام او پیوند مى دهد, احساس عزت و قدرت مى کند و از هیچ کس و هیچ قدرتى نمى ترسد.
نـمازگزار هیچ گاه چشمش را به چیزهاى حرام آلوده نمى کند و نمى گـذارد هوس هاى زودگذر و وسوسه هاى شیطانى روح و ذهنش را مشغول کـنـد. در مـقـابل, دامن گیرى مفاسد, جاذبه هاى آلوده موجود در اجـتـمـاع, زلـف هـا و بدن هاى عریان, صحنه هاى بدآموز و تحریک کـنـنده, موسیقى و نغمه هاى حرام چنان پرده اى بر دل هاى افراد بـى نـماز مى کشند که آنان را توان مشاهده و ارتباط با ظرایف و لطایف و معنویت نیست.
در جـهان امروز که لجام گسیختگى فرهنگى به طور فزاینده اى سلامت و امـنیت جانى بسیارى از جوامع را به مخاطره انداخته است و همه روزه شاهد طغیان و عصیان گروه هاى مختلف مردم به ویژه نوجوانان و جـوانان هستیم, کیست که فریادرس این مردم باشد؟! آیا چیزى جز نـماز و توکل و امدادهاى غیبى خداوندى مى تواند ناجى این افراد از مـنـجـلاب ایـن گـنـاهان عظیم شود و آن ها را از سقوط به دره نیستى و فلاکت باز دارد؟
آثار و عواقب ترک نماز
تـرک نماز در دنیا و آخرت عواقب تلخى دارد. در قیامت, اهل بهشت از دوزخـیـان مى پرسند: چه چیزى شما را روانه جهنم کرد؟ یکى از پـاسـخ هایشان این است که ما پاى بند به نماز نبودیم.۹ در جایى دیگر به نمازگزارانى که در نمازشان سهل انگاراند; یعنى گاهى مى خوانند و گاهى نمى خوانند, مى گوید: واى بر آنان.۱۰
رسـول خدا(ص) فرموده است: (من ترک الصلوه متعمدا فقد کفر; هرکه عمدا نماز را ترک کند, از اسلام خارج شده و کافر است.)
در جـایـى دیـگر مى فرماید: (بین العبد وبین الکفر ترک الصلوه; مرز بین بنده خدا و کفر, ترک نماز است.)۱۱
هیچ انسان با وجدان و متفکرى نیست که از ابعاد و اسرار و ظرایف نـماز آگاه باشد ولى از کنار آن ها بى اعتنا رد شود, مگر کسانى کـه بـه خـاطر غفلت و بى خبرى, توفیق سخن گفتن با خداوند را از خود سلب کرده اند.
پرستش چیست
پیرامون واژهٔ پرستش
پرستیدن از دو بخش تشکیل شدهاست. بخش نخست آن پیشوند “پَر” بهمعنای “پیرامون (پیرا)” و “دُور”، و بخش دوم “استادن (ایستادن)” است. بر این اساس، پرستیدن بهمعنای دُور و اطراف چیزی ایستادن است.
“عبادت” معادل عربیِ پرستش، از ریشه «عَبَدَ» و بهمعنای پرستش و اطاعت خاشعانه و نهایت خضوع است. از ریشهٔ عبد دو مصدر عبودیت و عبادت مشتق شدهاست. این دو واژه در زبانهای عبری و عربی کاربرد دارند و دارای معنی همساناند.
ابوعلی سینا گفتهاست::: العباده هیَ غایه الخضوعِ و التّذلّل (عبادت
نهایت خضوع و فروتنی است). مرتضی مطهری در تعریف عبادت میگوید: پرستش آن
حالتی است که در آن انسان یک توجهی میکند که از ناحیهٔ باطن خودش به آن
حقیقتی که او را آفریدهاست و خودش را در قبضهٔ قدرت او میبیند، خودش را
به او نیازمند و محتاج میبیند. درواقع، سیری است که انسان از خلق بهسوی
خالق میکند. این امر اساساً قطعنظر از فایده و اثری که داشتهباشد، خودش
یکی از نیازهای روحی بشر است.
پرستش در ادیان ابراهیمی
عبادت و پرستش در سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام به عنوان یک اصل جدایی ناپذیر برشمرده میشود که در هر سه دین به عنوان یکی از اولویتها بر آن تأکید شدهاست. این تأکید به حدی است که در آرمان و هدف بعثت موسی(ع) آمده که او مأمور شده بنیاسرائیل را برای عبادت خداوند از مصر بیرون ببرد. قرآن نیز اولین دعوت پیامبر را دعوت به توحید، عبادت خدا و دوری از شرک ذکر میکند. ادا کردن عبادت در زندگی انسان با آغاز خلقت بوده به طوری که اولین عبادت به صورت قربانی در تورات و قرآن در مورد دو پسر آدم(ع) (قابیل و هابیل) ذکر شدهاست. عبادت در طول زمان، صورتهای مختلفی به خود گرفتهاست. عبادت به معنی اخص آن عبارت است از عبادات شریعت که در شریعت یهود، عمدتاً به قربانی، عشریه، روزه، اعیاد و نماز و در شریعت اسلامی عمدتاً به نماز، روزه، زکات و حج اطلاق میشود. پرستش آن عبادت عربی نیست، آن ستایش است پرستش = پرستیدن، پرستاری کردن، تیمار کردن، نگهداری کردن نمونه از شاهنامه فردوسی: هوشنگ پس از شناختن آتش میگوید: بگفتا فروغیست این ایزدی (سخن از آتش ایزدی است، ) پرستی باید، اگر بخردی (سخن از نگهداری آتش است نه آنکه آنرا عبادت کنند) آتش پرستی آن نیست که کسی یا یک زرتشتی آتش را عبادت کند، آتش پرست آن است که آتش را با افزودن ناپاکی ها آن را آلوده نکند و از آن به درستی نگهداری کند. برای نمونه ساختن بمب و ابزار جنگی که آتش میزند و جان و خانماسوزی دارد نشان از نپرستیدن از آتش، پرستاری یا نگهبانی از آتش نیست، که تنها سودجویی است.
و باز از زبان رستم به کیخسرو: خُنُک شهر ایران که تخت تو را (خوشا به مردم ایران که تخت تو را) پرستند و بیدار بخت تو را ( نگهداری کنند که بخت تو بیدار هست) دوباره چنین گفت رستم که با بخت تو نترسد پرستنده ی تخت تو نیاکان ما را پرستیده اید بسی شور و تلخ جهان دیده اید
همیشه به یزدان ستایش کنید (همیشه ستاییدن «عبادت» پروردگار) جهان آفرین
را نیایش کنید (آنکه جهان را آفرید«جهان آفرین» نیایش دعا کنید)
پرستش در یهودیت
عبادت از منظر کتب عهد قدیم، اطاعت کامل و محض خداوند میباشد چنانچه در «اول تواریخ» آمده:
حال ای پسر من سلیمان، بکوش تا خدای اجداد خود را بشناسی و با تمام دل و جان او را بپرستی و خدمت کنی. خداوند تمام دلها را میبیند و هر فکری را میداند. اگر در جستجوی خداباشی، او را خواهی یافت، ولی اگر از او برگردی، تو را تا ابد طرد خواهد کرد.
در مزامیر نیز آمدهاست که: خداوند را با تمام دل خود، در مجلس راستان و
میان قوم او ستایش خواهم کرد. اطاعت در عهد قدیم شامل اطاعتی میشود که از
روی میل و رغبت است. و عبادت مختص خداوند بوده و برای غیر خدا سزاوار
نمیباشد و تنها اوست که شایسته عبادت است. در یهودیت حتی جنگ هم در راستای
عهد خداوند عبادت است. در یهودیت آمدهاست: خداوند، جان پناه من است، او
صخره من است و مرا نجات میبخشد. خدایم صخره محکمی است که به آن پناه
میبرم. او همچون سپر از من محافظت میکند. به من پناه میدهد و با قدرتش
مرا میرهاند. او را به کمک خواهم طلبید و از جنگ دشمنان رهائی خواهم یافت.
ای خداوند بزرگ تو شایسته پرستش هستی. (مزامیر ۱۸:۲-۳)
پرستش در مسیحیت
خداوند، در یهودیت خدائی است مهربان و بخشنده که پناهگاه و محل انس و
امنیت است برای مردم زمانه، و همه چیز با او معنا پیدا میکند امّا در عهد
جدید خداوند معنای عمیقتر و باشکوهتر دارد. از دیدگاه مسیح خداوند را باید
با تمام قلب و جان دوست بدارید و این اولین و مهمترین دستور خدا است.
ایمان و عبادت در مسیحیت به دو معنای دوست داشتن خداوند با تمام قلب و جان و
محبت و خدمت به مردم به کار رفتهاست. امّا در مسیحیت از آنجائی که باور
عهد جدید بر آن است که عیسی پسر خداوند است، عبادت هم شامل خداوند آسمانی
میشود و هم خداوندی که جسم شد؛ یعنی مسیح. پس پرستش و عبادت خداوند، بدون
اطاعت و پرستش مسیح غیر ممکن است. مسیح چهره دیدنی خدای نادیدهاست. او
فرزند خداست و بر تمام موجودات برتری دارد. در واقع هستی به وسیله عیسی
مسیح به وجود آمدهاست……. (کولسیان ۱:۱۵-۱۹)
پرستش در اسلام
روشهای صحیح و کاربردی عربی نشان میدهند که عبادت، نوعی از خضوع در نهایت درجه آن و ناشی از دریافت قلبی نسبت به عظمت و سلطه معبود است. برای عبادت دو چیز لازم است: اول: پایبندی به آنچه خداوند به صورت امر و نهی و حلال و حرام تشریع نموده و توسط پیامبران ابلاغ گردیدهاست. این امر به عنصر اطاعت و خضوع در برابر خدا عینیت میبخشد. کسی که از پذیرش فرمان خدا سرپیچی کند و از پیروی راه و پایبندی به شریعت او استکبار ورزد، بنده و پرستش کننده خدانیست؛ هر چند او را خالق و روزی دهنده خود بداند و بدین امر اعتراف کند، چنانچه مشرکان عرب هم چنین ادعایی داشتند.
دوم: پایبندی او، از دل سرشار از محبت خدا برخیزد؛ زیرا در هستی، چیزی دوست داشتنیتر از خدا وجود ندارد. برای اینکه او صاحب فضل و احسان است و انسان را که چیزی نبود به وجود آورد و آفرید. اساس محبت خداوند متعال، آگاهی از فضل، نعمت، نیکی، رحمت، احساس جمال و کمال اوست. اگر کسی احسان را دوست دارد، صاحب احسان اوست و اگر زیبائی را دوست دارد، مصدر زیبائی اوست و اگر کسی طالب کمال است، کمال حقیقی اوست و اگر کسی خود را دوست دارد، بداند که آفریننده و پدید آورندهاش خداوند میباشد. کسی که خدا را بشناسد، او را دوست دارد و به اندازه درجه شناخت خویش، نسبت به او محبت پیدا میکند. به همین دلیل محبت محمد نسبت به خداوند، از همه بیشتر بود؛ زیرا معرفت بالاتری نسبت به خدا داشت.
به طور کلی و به صورت اجمالی در قرآن عبادت به صورتهای مختلف تعریف شدهاست که سه صورت از آنها عبارتاند از: ۱- خضوع و کرنش که از اعتقاد به الوهیت و معبود سرچشمه گرفته باشد. دلیل این معنا آیاتی است که به عبادت خداوند امر میکند و انسانها را از عبادت غیر او نهی میکند و به این دلیل هیچالهی و ربّی غیر خداوند وجود ندارد:
«یاقَومِ آعبُدُوا آلله مَالَکُم مِن إله غَیرُهُ» (سوره اعراف: ۵۹)
۲- خضوع و کرنش در مقابل موجودی که او را «رب» میدانیم و شأنی از شئون وجود و زندگی خود را در دنیا و آخرت در اختیار او میشماریم؛ چه امور معنوی مانند عزت و پیروزی در دنیا و چه در امور معنوی مانند آمرزش گناهان. رب کسی است که زمام امور را در کف دارد و عهدهدار تدبیر و تربیت اوست. بنابراین عبادت معبود به خاطر ربوبیت اوست. شاهد این سخنان آیاتی است که دلیل منحصر بودن عبادت به خداوند را یگانگی او در ربوبیت میداند:
و قالَ المسیحُ یا بنی اسرائیلَ اعبدوالله رَبّی و رَبَّکُم/ إِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُم أَمَّهً و احِدهً وأَنَا رَبُّکم فَاعبُدُنِ.
(انبیا:۹۲ / مائده:۷۲)
۳- خضوع و کرنش در برابر کسی است که او را عالم، یا موجودی که امور هستی به او واگذار شده، میدانیم؛ حال چه امور تکوینی مانند خلق، رزق، زنده کردن و میراندن به او واگذار شده وچه امور تشریعی مانند قانونگذاری شفاعت و مغفرت. انحصار عبادت در خدا، تعهد دیرینهای است که خداوند از نوع انسان گرفتهاست. این پیمان با قلم قدرت خداوندی در فطرت بشری نقش بسته و در طبع اصیل انسان کاشته شدهاست.
وِ ِاذُا اَخَذَ رَبُّک مِن بَنی آدَمَ مِن ظُهُورِهِم ذُرَّیتَهُم و اَشهَدَهُم عَلی اَنفُسِهِم اَلَسنتُ بَرّبکُم قالُوا بَلی شِهدنَا اَن تَقُولُوا یومَ آلقیامَه ِانُّا کُنُّاعَن هَذا غافلینَ* او تقُولُوا انَّما اشرَکَ آبَاوُنا مِن قَبلُ و کُنََّا ذُرَّیهً مِن بَعدِهِم اَفَتُهلِکُنَا بِما فَعَلَ آلُمبطِلُونَ. (سوره اعراف ۱۷۲-۱۷۳)
بنابراین بزرگترین هدف بعثت، فرستادن رسولان و فرود آمدن کتابهای مقدس، یاد آوری این پیمان دیرینه به مردم، پاک کردن غبار فراموشی، شرک یا تقلید از روی فطرت باشد و نخستین دعوت و رهنمود پیامبران این باشد که
آعبُدُوالله مالَکُم مِن اِله غَیرُهُ (خداوند را بپرستید که غیر از او برای شما ایزدی نیست)(سوره اعراف:۵۹)
نوح، هود، صالح، ابراهیم، لوط، شعیب و هر پیامبری که به سوی قوم دروغگو و گمراهی انتخاب شدند، همین دعوت را فریاد زدند و به قوم خود اعلام داشتهاند که: خداوند میفرماید «ما هیچ رسولی را به رسالت نفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که به جز من خدایی نیست تنها مرا به یکتایی پرستش کنید و بس.» (سوره انبیاء:۲۵)
دامنه عبادات اسلام شامل تمام اعمال آدمی میباشد به شرط آنکه به قصد و نیت خداوند انجام شود. در واقع دامنه عبادت در اسلام، تمامی دین و زندگی انسان است و تمام وجود انسان را خدا فرا میگیرد. به طور کلی بر اساس تعالیم اسلام خداوند انس و جن را برای این آفریده که تنها او را عبادت کنند و در مقابل او سجده کنند و فرمان و امر خداوند را قبول کرده و اجرا نمایند همانطور که در سوره ذاریات آیه ۵۶ به آن اشاره شدهاست: «وَ مَا خَلَقتَ الجِنَّ وَ الانسَ الَّاِلیعبدُونِ» (جن و انسان را تنها برای پرستش آفریدیم)
جوادی آملی از علمای تشیع در این مورد میگوید: قرآن کریم در تبیین رابطه عبد و عبادت، عبادت را هدف آفرینش او میداند. انسان همانند هستهای است که هدف متوسط آن درخت شدن و هدف بالاتر آن به بار نشستن است و هدفهای دیگری نیز در پیش دارد. امّا هدف اصلی و برتر از عبادت رسیدن به یقین است، همانگونه که در آیه ۹۹ از سوره حجر میفرماید:
واعبد ربک حتی یاتیک الیقین (و پروردگارت را پرستش کن تا به یقین برسی) (سوره حجر:۹۹)
اقسام عبادات
عبادات اعمالی هستند که بقصد قربت برای خداوند انجام میگردد عبادات واجب درفقه شیعه ۱۰ گونه است
نماز-روزه-خمس-زکات-حج-جهاد-امر به معروف و نهی از منکر-تولی و تبری [۱]
نگرشهای ناهمگون
ادیان یهودیت و اسلام و مسیحیت یا به عبارت دیگر، عهد عتیق، عهد جدید و قرآن کریم، در این که، عبادت اطاعت کامل و محض و از روی میل و رغبت در مقابل خداوند در کلیه امور است، با هم اشتراک دارند و هر سه کتاب، عبادت را منحصر در خداوند میدانند.
امّا مفهوم عبادت در مسیحیت با مفهوم یهودیت و اسلام کاملاً متفاوت است. در مسیحیت، شخص مسیح که خود، پسر خدا، متأثر از روح القدس و تجسم خداوند است در جسم، مسیر عبادت میشود و راه رسیدن به حقیقت نوعی جا پای عیسی گذاشتن است و رفتن و اقتدا به مسیح است، و حقیقت در نزدیک شدن هر چه بیشتر به مسیح کسب میشود. چنانکه در انجیل آمده است: «و عیسا گفت: و من راه، راستی و حقیقت هستم. کسی نمیتواند پدر را بیابد جز به واسطه من»
در مسیحیت همچنین بر خلاف اسلام و یهودیت، عبادت به زبانی خاص صورت نمیگیرد. بلکه تاکید خداوند در انجیل بر آن است که هر قوم و زبانی به زبان خود با او گفتگو کنند. در همین راستا انجیل نیز به زبانهای مختلف دنیا ترجمه میشود و هر نژادی به زبان مادری خود به مطالعه آن میپردازد.
در اسلام عبادت همراه با آداب و مناسک خاص مبتنی بر شریعت است، و تخطّی از قوانین شریعت مساوی با دور شدن از حقیقت است.
پیوند های نماز
در میان احادیث تشیع و تسنن، هیچ یک از موضوعات و واجبات دین به اندازه نماز، روایت و حدیث ندارد و این فراوانی، میتواند دلیلی بر اهمیت بسیار زیاد نماز در اسلام باشد از این رو میتوان نماز را عبادت بزرگی برشمرد.
نماز عبادتی است که پیوندهای گستردهای با مسائل اجتماعی و فردی دارد، این گستردگی من را بر آن داشت تا در این باره به مطالعه پرداخته و مهمترین پیوندهایی که نماز در مسائل اجتماعی، فردی و رخدادهای گوناگون میتواند داشته باشد را گردآوری کنم و مهمترین آنها را در چهار بخشِ نوزده موردی خلاصه نویسی کنم.
پیوند نماز با تاریخ؛
در مطالب گذشته این وبلاگ اشارهای بر این نکته شد که نماز قبل از اسلام نیز در ادیان دیگر بوده است اما به شیوههای مختلف، از این رو میتوان گفت که میان نماز و تاریخ پیوند وجود دارد، این پیوند در تاریخ گذشته بوده است و در تاریخ آینده نیز خواهد بود و گواه این مطلب آن است که در روایات مختلف آمده است، زمانی که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظاهر شود، حضرت عیسی(علیه السلام) از آسمان به زمین آمده و پشت سر ایشان نماز خواهد خواند[۱].
بنابراین، طبق روایات وارده از شیعه و اهل سنت، پس از ظهور حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، حضرت عیسی(علیه السلام) به اذن خداوند به زمین نزول کرده و در حضور همگان به عنوان یکی از یاران حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد.
چنانکه در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است: «سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داده، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی میکند تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسی روح الله فرود میآید و در پشت سر وی نماز میگزارد، آنگاه زمین با فروغ پروردگار روشن میشود و حکومت مهدی به شرق و غرب عالم میرسد[۲]».
پیوند نماز با جغرافیا؛
نماز، تنها مخصوص زمینیان نیست چرا که قرآن کریم در آیات بسیاری از سجده، تسبیح و قنوت فرشتگان در اوج آسمانها، حضرت یونس در عمق دریا، حضرت نوح در روی آب، حضرت ابراهیم در بیابانهای بیآب و انبیای الهی در مناطق مختلف سخن به میان آمده است.
این که دین اسلام نماز را در همه شرایط از جمله در خانه، مسجد، مسافرت، کشتی، هواپیما، فرودگاه، بنادر و در همه حال حتی اوقاتی که انسان بیمار است، واجب گردانیده است، نشانگر آن است که نماز با همه زمینها، مناطق و جغرافیا گره خورده و اختصاص به مکان یا منطقه خاصی ندارد.
اقامه نماز در هر شرایطی
پیوند نماز با خورشید؛
طلوع، غروب و دلوک[۳] خورشید، یک نوع زمانبندی طبیعی، همگانی و همهجایی برای اقامه نمازهای یومیه است.
اولین فرصت برای نماز صبح، فجر است و آخرین فرصت به جا آوردن نماز صبح، طلوع شمس میباشد و برای اقامه نماز ظهر، اولین فرصت دلوک شمس و آخرین فرصت اقامه نماز عصر نیز غروب خورشید است و همچنین اولین فرصت برای نماز مغرب آیه «أَقِمِ الصَّلاهَ لِدُلُوکِ[۴] الشَّمْسِ إِلی غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً[۵]» است که بیانگر وقت نماز مغرب و عشا است که در تاریکی، فراگیر میشود.
ترجمه آیه: نماز را از زوال خورشید ( هنگام ظهر ) تا نهایت تاریکی شب [ نیمه شب ] برپا دار و همچنین قرآن فجر [ نماز صبح ] را چرا که قرآن فجر ، مشهود ( فرشتگان شب و روز ) است[۶].
پیوند نماز با ماه؛
یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین پیوندها میان نماز و رخدادهای پیرامون ما، پیوند میان نماز با ماه است، چرا که اقامه نماز عیدفطر با دیدن ماه شوال محقق میشود و همچنین در اوقات نمازهای اول نیمه و یا آخر ماه را باید از طریق شکلهای متفاوتی که برای ماه است شناسایی کنیم.
[۱] . کتاب بحال الانوار، علامه مجلسی، ج ۵۲، ص۱۹۱، (توجه شود که آنچه در این اینجا نگاشته شده، عین متن کتاب بحار الانوار نیست بلکه مضمون مطلبی است که در این کتاب وجود داشته است).
[۲] . صدوق، کمال الدین، ص ۱۶۳ .
[۳] . دلوک هنگامی است که خورشید از وسط آسمان رو به مغرب میل می کند که زوال نامیده می شود و وقت نماز ظهر و عصر است.
[۴] . لِدُلُوکِ الشَّمْسِ به معنای غروب آفتاب است و اصل کلمه از (دلک) است که به معنای مالیدن است، و اگر ظهر را دلوک گفتهاند بدین جهت است که از شدت روشنایی هر کس به آن نگاه کند چشم خود را میمالد، و اگر غروب آفتاب را دلوک شمس خواندهاند باز برای این است که بیننده چشم خود را میمالد تا درست درک کند.
[۵] . سوره مبارکه اسراء، آیه شریفه ۷۸ .
[۶] . ترجمه آیتالله مکارم .
چرا باید نماز بخوانیم؟ مگر خدا به نماز ما نیاز دارد؟
قطعا خواندن نماز به خاطر نیازمندی خود ماست این مسئله که چرا نماز بخوانیم به خاطر نیازمندی خود ما است و خداوند به عبادت ما هیچ نیازی ندارد، و این ما هستیم که برای رسیدن به کمال، به نماز خواندن و عبادت خداوند نیازمند هستیم. همانطور که معلم به مشق دانش آموز خود نیازی ندارد و همانگونه که خورشید به ما نیازی ندارد، بلکه هر چقدر خودمان را در پرتو نور خورشید قرار بدهیم، بهره بیشتری می بریم.
بنابراین به طور خلاصه میتوان گفت که؛ به چند دلیل باید نماز بخوانیم:
1. نماز؛ ذکر و یاد خدا:
2. نماز؛ تکیه گاه انسان:
3. نماز؛ تشکر از خداوند:
4. نماز؛ بارزترین نماد بندگی:
5. نماز؛ کفاره گناهان:
6. نماز، فواید فراوانی دارد:
الف) نماز، بهترین برنامه دینی و محبوبترین اعمال نزد خدا:
ب) نماز، وسیله تقرب مردمان با تقوا:
ج) نماز، موجب استجابت دعا:
د) نماز، نخستین سوال قیامت:
ه) نماز، موجب دوری شیطان:
و) نماز، یار و یاور انسان در مشکلات زندگی:
مگر خدا به نماز خواندن ما نیاز دارد که ما باید هر روز نماز بخوانیم؟
نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری
(اگر شما و همه کسانی که در زمین هستید کافر شوید و ناسپاس گردید ، به خدا زیانی نمیرسد ، چرا که خداوند بینیاز ( از ایمان ایمانداران و سپاس سپاسگزاران است ، و اگر کسی هم بدو ایمان نیاورد و شکر انعامش را نگزارد ، او ذاتاً ) ستوده است .) سوره ابراهیم، آیه ی 8
مگر خدا به نماز خواندن ما نیاز دارد که ما باید هر روز نماز بخوانیم؟
اگر معلم های تو به تو می گویند درس هایت را خوب بخوان، برای چیست؟ حتماً می گویی برای آن است که باسواد بشوم و آینده ی بهتری داشته باشم.
اگر پدر و مادرها از فرزندانشان می خواهند که در کنار خوردنی ها، از شیر و سبزی و خرما نیز استفاده کنند، برای چیست؟ حتماً می گویی برای آن است که قوی شوند و سالم بمانند.
اگر گل های زیبای پارک ها، باید به طور مرتب آب بخورند و نور آفتاب ببینند، برای چیست؟ حتماً پاسخ می دهی برای آن است که رشد کنند و پژمرده نشوند.
اگر خدا هم از ما خواسته است که نماز بخوانیم؛ خواندن آن به نفع خود ماست. نماز، باعث نورانی شدن دل ما و پاک ماندن روح ما می گردد. نماز باعث می شود که ما در زندگی، آدم هایی خوب و مهربان و خوش اخلاق و امیدوار باشیم.
حضرت محمد (ص) نماز را به رودی تشبیه کرده اند که ما هر روز پنج بار خودمان را در آن می شوییم و از زشتی ها پاک می کنیم. کسی که نماز می خواند و هر روز پنج بار با خدا حرف می زند، کمتر دروغ می گوید، کمتر دوستانش را اذیّت می کند و کمتر حرف های زشت می زند. خدا، آدم نمازخوان را در انجام کارهای خوب کمک می کند.
در آیه ی 45 سوره ی عنکبوت آمده است: «نماز انسان را از کار زشت و ناپسند دور می کند.» اگر آدم نمازخوان، گناهی هم انجام دهد، کم کم به برکت نماز، از آن گناه و کار بد دست می کشد و توبه می کند. در زمان حضرت محمد (ص) جوانی بود که همراه پیامبر (ص) نماز می خواند؛ ولی بعضی وقت ها هم گناه می کرد. عده ای پیش پیامبر آمدند و گفتند: «ای پیامبر! این جوان بعضی وقت ها گناهان زشتی انجام می دهد.» حضرت محمد (ص) در جواب آن ها فرمود: «بالأخره یک روزی، نماز او جلوی این کارهایش را خواهد گرفت.» همین طور هم شد. آن جوان گنهکار، بعد از مدتی توبه کرد و از کارهای زشتی که انجام می داد، دست کشید.
خدا به نماز خواندن ما نیازی ندارد. این ما هستیم که برای رسیدن به خوشبختی، به نماز خواندن و گفت و گو با خدا نیاز داریم. اگر مردم نماز نخوانند یا حتی اگر همه ی آنان کافر بشوند، به خدا ضرری نخواهد رسید. در آیه ی سوره ی ابراهیم از قول حضرت موسی (ع) آمده است: « اگر شما و همه کسانی که در زمین هستید کافر شوید و ناسپاس گردید ، به خدا زیانی نمیرسد ، چرا که خداوند بینیاز ( از ایمان ایمانداران و سپاس سپاسگزاران است ، و اگر کسی هم بدو ایمان نیاورد و شکر انعامش را نگزارد ، او ذاتاً ) ستوده است.»
گلی که آب نخورد و نور نبیند، می خشکد و پژمرده می شود. روح آدم بی نماز هم سیاه می گردد و از لذت دوستی با خدا، محروم می شود.
———————————————————————————–
منبع: خداشناسی قرآنی کودکان پاسخ به 40 پرسش کودکان و نوجوانان درباره ی خدا / مؤلف: غلامرضا حیدری ابهری / انتشارات: جمال قم 1390
چرا خدا به نماز ما احتیاج داره که اگر نماز رو نخونی گناه میکنی؟نتیجه تحقیق نویسنده وبلاک راه فضیلت:
دوست خوبم ممنون از این که سوال خود را با وبلاک راه فضیلت در میان گذاشتید امیدوارم که همیشه سالم باشید علت این که خداوند نماز را برای ما واجب کرده است به خاطر این نیست که خداوند به نماز ما نیازی دارد بلکه خداوند بینیاز و غنی است و نیازی به عبادت و نماز ما ندارد اما خداوند رحیم و حکیم نماز را برای بهره مندی انسانها قرار داده است زیرا:ما انسانها فقیر و محتاج هستیم و باید با ارتباط با خدای بی نیاز و مبدأ قدرت وکمال نیاز خود را برطرف کنیم چنانچه لامپ ها با ارتباط با منبع انرژی، نور میگیرند و نورافشانی میکنند. در این جا به طور کامل به فلسفه نماز می پردازم ان شاالله که برای شما و همه دوستان مفید باشد خداوند در آیه 45 سوره عنکبوت به فلسفه بزرگ نماز پرداخته مى گوید: «نماز انسان را از زشتیها و منکرات بازمىدارد» (ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنکر).
طبیعت نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدء و معاد مىاندازد داراى اثر باز دارندگى از فحشاء و منکر است.
انسانى که به نماز مىایستد، تکبیر مىگوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر مىشمرد، به یاد نعمتهاى او مى افتد، حمد و سپاس او مى گوید، او را به رحمانیت و رحیمیت مىستاید، به یاد روز جزاى او مىافتد، اعتراف به بندگى او مى کند، از او یارى مى جوید صراط مستقیم از او مى طلبد، و از راه کسانى که غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه مىبرد (مضمون سوره حمد).
بدون شک در قلب و روح چنین انسانى جنبشى به سوى حق و حرکتى به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مىشود.
براى خدا «رکوع» مى کند، و در پیشگاه او پیشانى بر خاک مى نهد، غرق در عظمت او مى شود و خودخواهى ها و خود برتربینى ها را فراموش مى کند.
شهادت به یگانگى او مىدهد گواهى به رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله مىدهد.
بر پیامبرش درود مى فرستد و دست به درگاه خداى برمىدارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).
همه این امور موجى از معنویت در وجود او ایجاد مىکند، موجى که سد نیرومندى در برابر گناه محسوب مىشود.
بقیه در
این عمل چند بار در شبانه روز تکرار مى گردد، هنگامى که صبح از خواب برمىخیزد در یاد او غرق مى شود.
در وسط روز هنگامى که غرق زندگى مادى شده ناگهان صداى تکبیر مؤذن را مى شنود، برنامه خود را قطع کرده، به در گاه او مى شتابد، و حتى در پایان روز و آغاز شب پیش از آن که به بستر استراحت رود با او راز و نیاز مى کند و دل را مرکز انوار او مى سازد.
از این گذشته به هنگامى که آماده مقدمات نماز مى شود خود را شستشو مى دهد پاک مىکند، حرام و غصب را از خود دور مى سازد و به بارگاه دوست مىرود همه این امور تأثیر بازدارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد.
منتها هر نمازى به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منکر مى کند، گاه نهى کلّى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود.
ممکن نیست کسى نماز بخواند و هیچ گونه اثرى در او نبخشد هر چند نمازش صورى باشد هرچند نمازگزار آلوده به گناه باشد، البته این گونه نماز تأثیرش کم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمىخواندند از این هم آلوده تر بودند.
روشنتر بگوئیم: نهى از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادى دارد و هر نمازى به نسبت رعایت شرایط داراى بعضى از این درجات است.
در حدیث از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله مىخوانیم: که جوانى از انصار نماز را با پیامبر صلى الله علیه و آله ادا مى کرد اما با این حال آلوده گناهان زشتى بود این ماجرا را به پیامبر صلى الله علیه و آله عرضه داشتند فرمود: ان صلاته تنهاه یوماً: «سرانجام نمازش روزى او را از این اعمال پاک مى کند». «مجمع البیان ذیل آیه 45 سوره عنکبوت»
این اثر نماز به قدرى اهمیت دارد که در بعضى از روایات اسلامى به عنوان معیار سنجش نماز مقبول و غیر مقبول از آن یاد شده، چنانکه امام صادق علیه السلام مى فرماید: من احب ان یعلم اقبلت صلوته ام لم تقبل؟ فلینظر: هل منعت صلوته
عن الفحشاء و المنکر؟ فبقدر ما منعته قبلت منه!: «کسى که دوست دارد ببیند آیا نمازش مقبول درگاه الهى شده یانه؟ باید ببیند آیا این نماز او را از زشتیها و منکرات بازداشته یانه؟ به همان مقدار که بازداشته نمازش قبول است»! « مجمع البیان ذیل آیه 45 سوره عنکبوت»
در دنباله آیه اضافه مىفرماید «ذکر خدا از آن هم برتر و بالاتر است»
(ولذکر اللَّه اکبر).
ظاهر جمله فوق این است که بیان فلسفه مهمترى براى نماز مى باشد، یعنى یکى دیگر از آثار و برکات مهم نماز که حتى از نهى از فحشاء و منکر نیز مهمتر است آن است که انسان را به یاد خدا مى اندازد که ریشه و مایه اصلى هر خیر و سعادت است، و حتى عامل اصلى نهى از فحشاء و منکر نیز همین «ذکراللَّه» مى باشد، در واقع برترى آن به خاطر آن است که علت و ریشه محسوب مىشود.
اصولا یاد خدا، مایه حیات قلوب و آرامش دلها است، و هیچ چیز به پایه آن نمىرسد: الابذکر اللَّه تطمئن القلوب: «آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان دلها است» (سوره رعد آیه 28).
اصولا روح همه عبادات- چه نماز و چه غیر آن- ذکر خدا است، اقوال نماز، افعال نماز، مقدمات نماز، تعقیبات نماز، همه و همه در واقع، یاد خدا را در دل انسان زنده مى کند.
قابل توجه اینکه در آیه 14 سوره طه اشاره به این فلسفه اساسى نماز شده و خطاب به موسى مى گوید: اقم الصلوة لذکرى: «نماز را برپادار تا به یاد من باشى».
در حدیثى از «معاذبن جبل» چنین آمده است: «هیچ یک از اعمال آدمى براى نجات او از عذاب الهى برتر از ذکر اللَّه نیست، از او پرسیدند حتى جهاد در راه خدا؟گفت: آرى زیرا خداوند مىفرماید: ولذکر اللَّه اکبر».
تأثیر نماز در تربیت فرد و جامعه
گرچه نماز چیزى نیست که فلسفه اش برکسى مخفى باشد، ولى دقّت در متون آیات و روایات اسلامى ما را به ریزه کاری هاى بیشترى در این زمینه رهنمون مى گردد:
1:روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است، همان «ذکراللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است.
البته ذکرى که مقدمه فکر، و فکرى که انگیزه عمل بوده باشد، چنانکه در حدیثى از امام صادق علیه السلام آمده است که در تفسیر جمله ولذکر اللَّه اکبر فرمود: ذکراللَّه عند ما احل و حرم «یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام» (یعنى به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد) «بحار الانوار جلد 82 صفحه 200.»
2:نماز وسیله شستشوى از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است چرا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مى کند، لذا در حدیثى مىخوانیم: پیامبر صلى الله علیه و آله از یاران خود سؤال کرد: «اگر بر در خانه یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او مىماند؟».
در پاسخ عرض کردند: نه، فرمود: «نماز درست همانند این آب جارى است، هر زمانى که انسان نمازى مىخواند گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است از میان مىرود» « وسائل الشیعه جلد 3 صفحه 7( باب 2 از ابواب اعداد الفرائض حدیث 3).»
و به این ترتیب جراحاتى که بر روح و جان انسان از گناه مىنشیند، با مرهم نماز التیام مى یابد و زنگارهائى که بر قلب مى نشیند زدوده مى شود.
3:نماز سدّى در برابر گناهان آینده است، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت مى کند، و نهال تقوى را در دل پرورش مى دهد، و مىدانیم «ایمان» و «تقوى» نیرومندترین سد در برابر گناه است، و این همان چیزى است که در آیه فوق به عنوان نهى از فحشاء و منکر بیان شده است، و همان است که در احادیث متعددى مىخوانیم: افراد گناهکارى بودند که شرح حال آنها را براى پیشوایان اسلام بیان کردند فرمودند: غم مخورید، نماز آنها را اصلاح مىکند و کرد.
4:نماز، غفلت زدا است، بزرگترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگى مادى و لذائذ زود گذر گردند، اما نماز به حکم اینکه در فواصل مختلف، و در هر شبانه روز پنج بار انجام مى شود، مرتباً به انسان اخطار مى کند، هشدار مى دهد، هدف آفرینش او را خاطر نشان مى سازد، موقعیت او را در جهان به او گوشزد مى کند و این نعمت بزرگى است که انسان وسیله اى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه قویّا به او بیدار باش گوید.
5:نماز خود بینى و کبر را در هم مىشکند، چرا که انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانى بر خاک در برابر خدا مىگذارد، خود را ذره کوچکى در برابر عظمت او مىبیند، بلکه صفرى در برابر بىنهایت.
پرده هاى غرور و خودخواهى را کنار مىزند، تکبر و برترى جوئى را درهم مى کوبد.
به همین دلیل حضرت على علیه السلام در آن حدیث معروفى که فلسفه هاى عبادات اسلامى در آن منعکس شده است بعد از ایمان، نخستین عبادت را که نماز است با همین هدف تبیین مى کند مىفرماید: فرض اللَّه الایمان تطهیراً من الشرک و الصلوة تنزیهاً عن الکبر ...: «خداوند ایمان را براى پاکسازى انسانها از شرک واجب کرده است و نماز را براى پاکسازى از کبر» «نهج البلاغه کلمات قصار 252.»
6:نماز وسیله پرورش، فضائل اخلاق و تکامل معنوى انسان است، چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون مى برد، به ملکوت آسمان ها دعوت مى کند، و با فرشتگان همصدا و همراز مى سازد، خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا مىبیند و با او گفتگو برمى خیزد.
تکرار این عمل در شبانه روز آن هم با تکیه روى صفات خدا، رحمانیت و رحیمیت و عظمت او مخصوصاً با کمک گرفتن از سورههاى مختلف قرآن بعد از حمد که بهترین دعوت کننده به سوى نیکی ها و پاکی ها است اثر قابل ملاحظهاى در پرورش فضائل اخلاقى در وجود انسان دارد.
لذا در حدیثى از امیرمؤمنان على علیه السلام مىخوانیم که در فلسفه نماز فرمود: الصلوة قربان کل تقى: «نماز وسیله تقرب هر پرهیز کارى به خدا است»«نهج البلاغه کلمات قصار جمله 136.»
7: نماز به سائر اعمال انسان ارزش و روح مى دهد- چرا که نماز روح اخلاص را زنده مى کند، زیرا نماز مجموعه اى است از نیت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه، تکرار این مجموعه در شبانه روز بذر سایر اعمال نیک را در جان انسان مىپاشد و روح اخلاص را تقویت مىکند.
لذا در حدیث معروفى مىخوانیم که امیرمؤمنان على علیه السلام در وصایاى خود بعد از آن که فرق مبارکش با شمشیر ابن ملجم جنایتکار شکافته شد فرمود: اللَّه اللَّه فى الصلوة فانها عمود دینکم: «خدا را خدا را درباره نماز، چرا که ستون دین شما است» « نهج البلاغه نامهها( وصیت) 47.»
مى دانیم هنگامى که عمود خیمه درهم بشکند یا سقوط کند هر قدر طنابها و میخهاى اطراف محکم باشد اثرى ندارد، همچنین هنگامى که ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهد داد.
در حدیثى از امام صادق علیه السلام مىخوانیم: اول ما یحاسب به العبد الصلوة فان قبلت قبل سائر عمله، و ان ردت رد علیه سائر عمله: «نخستین چیزى که در قیامت از بندگان حساب مىشود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول مىشود، و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود مىشود»!
شاید دلیل این سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق و خالق است، اگر به طور صحیح انجام گردد قصد قربت و اخلاص که وسیله قبولى سائر اعمال است در او زنده مىشود، وگرنه بقیه اعمال او مشوب و آلوده مىگردد و از درجه اعتبار ساقط مىشود.
8:نماز قطع نظر از محتواى خودش با توجه به شرائط صحت، دعوت به پاکسازى زندگى مى کند، چرا که مىدانیم مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، فرشى که بر آن نماز مى خواند، آبى که با آن وضو مى گیرد و غسل مىکند، محلى که در آن غسل و وضو انجام مىشود باید از هرگونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد کسى که آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب، کم فروشى، رشوه خوارى و کسب اموال حرام باشد چگونه مىتواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابراین تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتى است به رعایت حقوق دیگران.
9:نماز علاوه بر شرائط صحت، شرائط قبول، یا به تعبیر دیگر شرائط کمال دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر براى ترک بسیارى از گناهان است.
در کتب فقهى و منابع حدیث، امور زیادى به عنوان موانع قبول نماز ذکر شده است از جمله مسأله شرب خمر است که در روایات آمده: لاتقبل صلوة شارب الخمر اربعین یوماً الا ان یتوب: «نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر این که توبه کند» « بحار ج 84 ص 317 و 320.»
و در روایات متعددى مىخوانیم: از جمله کسانى که نماز آنها قبول نخواهد شد پیشواى ستمگر است» «بحار ج 84 ص 318.»
و در بعضى از روایات دیگر تصریح شده است که نماز کسى که زکات نمى پردازد قبول نخواهد شد، و همچنین روایات دیگرى که مى گوید: خوردن غذاى حرام یا عجب و خودبینى از موانع قبول نماز است، پیدا است که فراهم کردن این شرایط قبولى تا چه حد سازنده است؟
10:نماز روح انضباط را در انسان تقویت مىکند، چرا که دقیقاً باید در اوقات معینى انجام گیرد که تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیام و قعود و رکوع و سجود و مانند آن که رعایت آنها، پذیرش انضباط را در برنامه هاى زندگى کاملًا آسان مى سازد.
همه اینها فوائدى است که در نماز، قطع نظر از مسأله جماعت وجود دارد و اگر ویژگى جماعت را بر آن بیفزائیم- که روح نماز همان جماعت است- برکات بىشمار دیگرى دارد که اینجا جاى شرح آن نیست، بعلاوه کم و بیش همه از آن آگاهیم.
گفتار خود را در زمینه فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعى که از امام على بن موسى الرضا علیه السلام نقل شده پایان مىدهیم:
امام در پاسخ نامه اى که از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:
علت تشریع نماز این است که توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است، و مبارزه با شرک و بت پرستى، و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع، و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از معاصى گذشته، و نهادن پیشانى بر زمین همه روز براى تعظیم پروردگار.
و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر باشد، گرد و غبار فراموشکارى بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد، طالب و علاقمند افزونى در مواهب دین و دنیا گردد.
علاوه بر اینکه مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل مىگردد، سبب مىشود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند، روح سرکشى و طغیانگرى بر او غلبه ننماید.
و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصى باز مىدارد و از انواع فساد جلوگیرى مىکند « وسائل الشیعه ج 3 ص 4.»
لطفا سوالات و نظرات خود را در قسمت نظرات وبلاک راه فضیلت بنویسید برای ورود به وبلاک راه فضیلت روی کلمه راه فضیلت کلیک کنید راه فضیلت
منبع:
یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ،تالیف آیت الله مکارم شیرازی ص: 408 تا ص 415