★★★دانلودنرم افزارآفتاب مهربانی(درباره امام زمان عج)(با محیطی بسیار زیبا)★★★


★★★دانلودنرم افزارآفتاب مهربانی(درباره امام زمان عج)(با محیطی بسیار زیبا)★★★






راسخون در جهت رشد فکری و شبهه زدایی از جوانان و اعتلای فرهنگ اصیل مهدویت و انتظار،تاکنون نرم افزارهای مختلف دینی را ارائه نموده است.که نرم افزار آفتاب مهربانی از این قبیل است.این نرم افزار به صورت رایگان و با لینک مستقیم برای راسخونی های عزیز قابل دانلود است.این نرم افزار همه ان چیزی است که درباره امام زمان می خواهید بدانید.
ویژگی های نرم افزار:
-بیش از 130 ساعت سخنرانی
-پیرامون مهدویت
-بیش از 8 ساعت مناجات
- 7 ساعت مولودی درباره امام زمان (عج الله )
-12 نرم افزار برای موبایل با موضوع امام زمان(عج الله )
-بیش از 1500 مقاله در رابطه با امام زمان(عج الله )
نکته:
-این محصول حاصل تلاش همکاران ماست و بخاطر راحتی کاربران با لینک مستقیم و رایگان ارائه شده است
-اگر قادر به دانلود این برنامه نیستید، برای خرید این محصول با تخفیف 50 درصد و به قیمت فقط 1500 تومان به INFo@rasekhoon.netایمیل زده و تقاضا فرمایید تا برای شما ارسال گردد.
-راسخون به نیاز شما کاربران گرامی فکر می کند
تصاویری از محیط برنامه:











دریافت فایل برنامه ( 554.69 مگابایت )
http://www.rasekhoon.net/Software/Download-4620.aspx

★★★نرم افزارآفتاب مهربانی(درباره امام زمان عج)(با محیطی بسیار زیبا)★★★
نرم افزار برنامه اسلامی آخرین منجی ویژه امام زمان (عج)
دانلود نرم افزار مثنوی انتظار (اشعار صوتی در وصف امام زمان (عج) برای رایانه
نرم افزار ره یافتگان ( امام زمان عج )
دانلود نرم افزار پرتابل و کم حجم نور الرحمن به مناسبت میلاد امام زمان (عج)
دانلود نسخه اینترنتی نرم افزار چند رسانه ای "ولی الله"
★★★نرم افزارآفتاب مهربانی(درباره امام زمان عج)(با محیطی بسیار زیبا)★★★

پاورپوینت‌های سیاسی

پاورپوینت‌های سیاسی

جامع‌ترین فایل های پاورپوینت سیاسی

 

جهت دانلود فایلها روی تصاویر کلیک راست کنید و گزینه save  link as را انتخاب بفرمائید.

فمنیسم

فتنه-علیه-شیعه

دفاع-مقدس

مذاکرات-هسته-ای

سوریه-قسمت-اول

سوریه-قسمت-دوم

سوریه-قسمت-سوم

جریان-شناسی-سیاسی

امپراطوری-یهود-قسمت-اول

امپراطوری-یهود-قسمت-دوم

انقلاب-اسلامی-قسمت-اول

انقلاب-اسلامی-قسمت-دوم

حلقه-کیان

وهـــابیت

بهائیت

عرفان‌های-نوظهور

انجمن-حجتیه-قسمت-اول

انجمن-حجتیه-قسمت-دوم

انجمن-حجتیه-قسمت-سوم

 

 

 

خانواده-هاشمی

خانواده-مقام-معظم-رهبری

امام-خمینی(ره)

عرفان-کیهانی-حلقه

هندوئیسم

سکولاریسم

سینمای-سیاسی

مجاهدین-خلق

روش وتاکتیک های جنگ نرم در سیستان

روش وتاکتیک های جنگ نرم در سیستان

گزارش مطالبه گر: “تنگه احد” نوشت: ۱- القای شبهات علیه شیعه همانطور که قبلا در این نوشتار توضیح داده شد وهابیت با نفوذ در رهبران اهل سنت پروژه ی خود را آغاز کرد سپس با جذب جوانان به حوزه های علمیه خود ومبارزه با حوزه های اهل سنت وترور شخصیت افرادی نظیر مولوی مدنی ، […]

گزارش مطالبه گر:

“تنگه احد” نوشت:

۱- القای شبهات علیه شیعه

همانطور که قبلا در این نوشتار توضیح داده شد وهابیت با نفوذ در رهبران اهل سنت پروژه ی خود را آغاز کرد سپس با جذب جوانان به حوزه های علمیه خود ومبارزه با حوزه های اهل سنت وترور شخصیت افرادی نظیر مولوی مدنی ، جنگی زهی و…. به شکل وسیعی افکار خود را در میان اهل سنت تبلیغ کرد شرک بودن توسل وزیارت ائمه ، ظالم بودن حکومت در حالی که جمهوری اسلامی خدمات زیادی به اهل سنت ارائه کرده است. شرک بودن عزاداری، صیغه ای بودن شیعیان ( در نتیجه زنا زاده بودن! آنها)(۷) ، مجوس بودن شیعیان و… باعث شد در جوانان اهل سنت شیعه به عنوان کافر نمود کند. شیعه ای که تا دیروز همسایه ، فامیل ، خویش وقوم بود.

در میان جوانان تشیع به خصوص مناطق شیعه نشین این جریانات با توجه به موقیعت و در آمیختگی نسبی جمعیت با شبهه انداختن بر شیعه سعی در فریب جوانان شیعه در سیستان وبلوچستان دارد البته دامنه ی فعالیت این فرقه محدود به این استان نشده ودر استانهای دیگر هم همین رویه را پیش گرفته است.

۲-اشاعه تفکر تبعیض نظام علیه اهل سنت

رهبران وابسته به وهابیت در سیستان وبلوچستان سعی می کنند تا با سو استفاده از موقعیت جغرافیایی ، تفاوت قومی ، مذهبی خود را بهانه ای برای فشار بر حکومت القا کنند . این تحرکات حتی زمان دولت های دهم ونهم هم افزایش یافت در حالی که این دولت نه تنها فرمانداران ،مدیران ومشاوران بیشتری از اهل سنت استفاده کرد (۸)اما به علت شانتا‍ژ مولوی عبدالحمید رهبر سنی مذهب وابسته به وهابیت نظام متهم به تبعیض شد . مولوی حتی در مصاحبه با رسانه های بیگانه هم به سیاه پردازی علیه نظام پرداخته و جمهوری اسلامی ایران را متهم به تبعیض می کند.(۹)

۳- سو استفاده از قومیت

یکی از حربه های وهابیت برای فشار بر حکومت و نفوذ در میان شیعیان حربه قومیت است .حربه ای که وهابیون طی ۳۰ سال گذشته بارها از آن استفاده کرده به طور مثال مولوی عبدالعزیر وحزبش اتحاد المسلمین در تحریک مردم در حادثه عیدگاه از آن استفاده کرد ویا مولوی عبدالحمید برای جذب جوانان شیعه بلوچ و جذب نیروهای جدایی طلب از آن استفاده کرد. مسئله ای که موجب تحریک وعامل تنش زا ی بین بلوچ وسایر اقوام به خصوص سیستانی ها و بستر مناسبی برای درگیری مسلحانه بلوچ ها با حکومت شده به طور مثال می توان به تحریک ایدوک بامری توسط مولوی ها اشاره کرد .

موضوع دیگر آن که به طور طبیعی طوایف بلوچ ترکیبی از شیعه وسنی بوده که در درگیری های حکومت عامل بی ثباتی شده و یا ازدواج با دختران شیعه به عنوان راهبردی در پروژه وهابیزاسیون منطقه بکارگیری شده است.

۴- مقابله با فرهنگ ملی

بلوچ یکی از اقوام کهن ایرانی بوده و به تبع اشتراکات زیادی با فرهنگ ایران دارد. اما مولوی های وهابی به شدت با ان به مقابله پرداختن وحتی آن را بدعت با دین می دانند و مبارزه با مراسمات ملی مانند نوروز، شب یلداو… و خاموش کردن چراغ موسیقی سنتی بلوچ که جزو یکی از بهترین موسیقی های ایرانیست از عمده ترین اقدامات وهابیون ضد فرهنگ ایرانیست. اهداف عده مولوی ها شکل دادن یک ماهیت غیر ایرانی به بلوچ هاست مولوی اذعان می دارند که نژاد بلوچ عرب است نه ایرانی ! در حاالی که اسناد زیادی در مورد ایرانی بودن قوم بلوچ است وهابی ها با این روس در پی آنند که :

۱- فرهنگ بلوچ ها را از فرهنگ غنی ایرانی اسلامی دور کنند (واگرایی فرهنگی)

۲- با عرب نامیدن نژاد بلوچ زمینه سازی روابط فرهنگی و نزدیکی ایجاد کنند(فرهنگ سازی مجهول)(۱۰)

۵- شبکه جماعت تبلیغی

شبکه جماعت تبلیغی شبکه وسیع تبلیغ سنت که پایه گذار آن یکی از علمای دیوبندیه:الیاس موسس جماعت تبلیغ تحصیلکرده حوزه دیوبندیه است.دیدگاه این مذهب نسبت به شیعه بسیار معروف است و اینان نسبت به تکفیر شیعه اقدام می کنند.دیوبندیه فرقه ای است ضداستعماری که موسس ان محمد قاسم نانوتوی در اوایل قرن ۱۹در شبه قاره می باشد. هدف این شبکه گسترش مذهب تسنن در آسیای مرکزی ، افغانستان ،پاکستان وهند و دعوت اهل تسنن به عبادت و مسجد صورت گرفت اکثر اهعل نت ایران نیز دیوبندیه هستند.شبکه جماعت تبلیغی در بلوچستان به ابزاری برای تبلیغ وهابیت تبدیل شد مردم سنی به خصوص قشر مستضعف با حقوق کم بدان پیوسته وبه نقاط مختلفی هم چون کردستان ، روستاهای سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی ، آذربایجان غربی رفته و تفکر وهابیت را ترویج می کنند . به ریس شبکه جماعت تبلیغی امیر جماعت می گویند.

۶- نفوذ در دانشگاهها

پس از آن که وهابیت با پشتوانه مالی و معنوی کشورهایی هم چون عربستان ، قطر و مارات موجب جلوگیری از حضور دانشجویان در دانشگاهها و استخدام در مراکز دولتی را را انداختند در تجدید نظری بی سابقه این بار جوانان را تشویق به حضور دانشگاهها کردند البته این بار راههای عقلانی وتفکر در مسائل دینی بسته شده . کاملا به عنوان پیاده نظام وهابیت حرکت می کند.

تعداد زیادی از طلاب مسجد «مکی» و حوزه علمیه‌ای در چابهار و زاهدان پس از اتمام دروس حوزوی خود، با تشویق مدیران حوزوی به منظور اثرگذاری بر فضای دانشگاه‌ها و برنامه‌های تبلیغاتی راهی دانشگاه‌های استان می‌شوند.

در بسیاری از دانشگاه‌های استان راه‌اندازی حلقه‌های معرفت و بحث و گفت‌و‌گو با دانشجویان و شبهه پراکنی میان دانشجویان شیعه و سنی و دعوت از آنان برای حضور در جلسات این حوزه ها بخشی از فعالیت‌های طلاب دانشجوی جریان وهابیت در این استان است.(۱۱)

تشکیل جنبش ساهک در دانشگاه سیستان وبلوچستان و حمایت مادی ومعنوی آن توسط وهابیون جهت ایجاد تفرقه در سطح دانشگاه وگسترش وهابیزاسیون از دیگر اقدمات وهابیت بود

تشکیل جلسات مجمع سالانه دانشجویان

این جلسات برای هماهنگی جوانان اهل سنت با اهداف شوم وهابیت انجام می گیرد اما اگر بخواهیم هدف اصلی این جلسات را در نظر بگیریم این جلسات حاکی از ترس وهابیت از نفوذ تفکرات عقل گرایانه وبینش مدارانه در دانشچویان هست به طور کلی هدف اصلی آن ها گسترس موجب وهابیت در بین دانشجویان است.

اعزام دانشجویان برای تحصیل در دانشگاهها ی وهابیت

یکی از پروژه های اساسی وهابیت در بعد دانشجویی اعزام دانشجویان برای تحصیل! به مدارس عربستان، مالزی وحوزه های تکفیری پاکستان است.

۷- تغییر موازنه اقتصادی در استان

یکی از شاهراههای وهابیت برای افزایش قدرت نرم خود ایجاد ارتباط با بازرگانان سنی استان است وهابیون با کمک های مالی وفرصت های شگفت اقتصادی بازرگانان استان را به وجد آوردند بدین وسیله هم توازن اقتصادی در استان به سمت وهابیون چرخید هم توانستند تجار وبازرگانان سنی را با خود برای پروژه ی وهابیزاسیون همراه کنند.

۸- ترساندن مردم

به نظر علیرضا کیخا نویسنده کتاب عبدالمالک قطعه پازل جنگ نرم عبدالمالک در راستای جنگ نرم دوهدف در نظر داشت:

۱- ناکارآمد نشان دادن گفتمان انقلاب

۲- یکپارچه سازی قومی و مذهبی(۱۳)

هردو هدف این طیف تکفیری از را ایجاد رعب و وحشت در مردم به وجود می آید . ابتدا باید مردمی که خارج از استان را ترساند بدان معنا که استان سیستان وبلوچستان استانی نا امن وبامردمی خشن دارد سپس خواستار خروج مردم از استان شد این عمل وارعاب مردم استان برای آن بود که:

۱- از ورود گروههای تبلیغی و تبلیغی به استان جلوگیری کند

۲- نهضت خدمت رسانی نظام را به مناطق فقیر اهل سنت وشیعه کاهش دهد

۳- از نفوذ پذیری حکومت در میان شیعیان بلوچستان جلوگیری نماید۹- تغییر بافت جمعیتی

یکی ار اهداف کسب چند بعدی قدرت اتکا به جمعیت است . در ط.ل تاریخ جمعیت به عنوان یک منبع سنتی قدرت در جهان حساب می شد . به طور مثال کشوری مانند چین به علت آن که حدود ا/۵ میلیارد از جمعیت جهان را در اختیار دارد صاحب حق وتو در سازمان ملل است . این استراتژی در ایران نیز توسط وهابیت پی گیری می شود نرخ بیش از اندازه جمعیت در مناطق سنی نشین به خصوص استان سیستان وبلوچستان ، افزایش ازدواج مردان اهل سنت با دختران شیعه نشین ( به سبب قومیت وفامیلی ) ، تشویق رهبران وهابی برای افزایش زاد ولد در مناطق سنی نشین از نمونه های اشکار سیاست تغییر بافت جمعیتی در استان دارد. هدف رهبران وهابی از رویکرد به این موضوع غلبه جمعیت سنی نشین به شیعه در مناطق مختلف استان حتی در زابل ؛ افزایش فشار بر حکومت مرکزی ، افزایش قدرت اغتشاش و بحران زایی در استان است .

ابزارها

۱- ماهواره وتلویزیون

در حال حاضر شبکه های کلمه ، وصال ونور از شبکه هایی هستند که با زبان فارسی وهابیت را تبلیغ می کنند . این شبکه ابتدا با شبهه افکنی بر علیه جمهوری اسلامی و شیعه سعی در تخریب بائرهای شیعه دارد وبعد با تبیلغ اهل سنت با زیر لایه وهابیت سعی در تبلیغ وهابیت در جامعه دارد.

۲- پخش سی دی

توزیع سی دی های جنایات عبدالمالک در سطح جامعه آن هم به صورت رایگان و درب منازل نشان دهنده ابتکار وهابیت برای توجیه جنایتش وهم چنین ایجاد رعب و وحشت در دل جامعه را نشان می داد وهابیت در سالهای اخیر سی دی های حاوی شبهات علیه شیعه را بین حجاج تقسیم کرد اما در سیستان وبلوچستان فقط به این مسئله محدود نشد توزیع سی دی های از طرف مراکز اهل سنت در دل جامعه که حاوی شبهات زیادی در مورد شیعیان از نمونه های بارز سرمایه گذاری وهابیت برای نفوذ واحیای قذرت نرم خود در جوامع اهل سنت است.

۳- مطبوعات

مطبوعات در جهان توانسته توسعه عظیمی داشته در استان سیستان وبلوجستان وهابیت با را اندازی مجلاتی هم چون ندای اسلام ؛ مرز پرگهرو… در صدد ایجاد جریانی علیه جمهوری اسلامی در بخش سیاسیست

۴- اینترنت

در حال حاضر بیش از ۴۴ هزار سایت از سوی وهابیت علیه آرمان تشیع راه‌اندازی شده و اعتقادات شیعیان را مورد هجمه قرار داده است(۱۴) در استان سیستان وبلوچستان محوریت سایت ها توسط سایت های نظیر سنی انلاین ، سنت دات نت ادمه می یابد اما در اصل کار اصلی شبهه افکنی در استان را علیه شیعه سایت هاو وبلاگ های زنجیره ای انجام ممی دادند وبه طور مثال یعقوب مهرنهاد مسئول شاخه فرهنگی وهابیت ورابط ارتباطی جندالشیطان با رهبران وهابی پیش از اعدام مسئول راه اندازی و هدایت این وبلاگ ها وسایت های زنجیره ای بود.

راهکارهای مقابله با جنگ نرم وهابیت

گسترش آموزش شیعه شناسی در میان جوانان

تفکیک اهل سنت با وهابیت

افزایش مانورهای محرومیت زدایی

جذب نخبگان

دیپلماسی فرهنگی با کشورهای پاکستان وافغانستان

جهت دهی سایت های مجازی برای مقابله با فرقه واهبیت در اینترنت

مقابله با مثل

نتیجه وپیشنهادات

پیکر اصلی وهابیت ستیز با شیعه و نفی اعتقادات اوست . پس از پیروزی انقلاب اسلامی شدت دشمنی وهابیت با انقلاب اسلامی افزایش یافت به طوریکه شاهد حوادثی هم چون کشتار حجاج در سال ۶۶ بودیم اما اصلیترین اقدام وهابیت علیه جمهوری اسلامی به تلاش شدید آن ها در منطقه بلوچستان بر می گردد سرمایه گذاری که از بعد از انقلاب آغاز و حاصل آن شکل گیری جریانی واگرای مذهبی در این منطقه شد .

وهابیت در صدد برآن است که با نفی عقاید شیعه والقای شبهات علیه تشیع در صدد ایجاد بحران مذهبی در منطقه مکران و در نهایت گسترش بحران به وسیله سیاست هایی هم چون تغییر بافت جمعیتی ومهاجرت به استان های هم جوار در کل ایران برای فشار بر حکومت ونفی حاکمیت ملی هستند.

در حال حاضر حتی عملیات تروریستی وهابیت علیه شیعیان جنوب شرق در خدمت مقوله جنگ نرم وهابیت واقع شده . ترساندن شیعیان ، پخش سی دی حاوی جنایات های عبدالمالک برای تاثیر گزاری بر افکار اهل سنت ایران وتوجیه جنایات خود بخش های از راهبرد تنظیم شده وهابیت در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران است.

در این بین سه راهکار برای مقابله با جنگ نرم وهابیت دنبال می شود

رویکرد وحدت محور

رویکرد مقابله سخت افزارانه

مقابله غیرمستقیم وبدون سلاح و خشونت(مقابله نرم)

موافقان رویکرد اول در پی آن هستند به علت اهمیت راهبردی جمهوری اسلامی در سطح منطقه ونیاز جامعه به یک نظام اسلامی که تمام مذاهب در آن جبهه ای علیه استکبار شکل دهند اما موافقان رویکرد دوم نا امنی استان را مورد توجه قرار داده اند و ریشه نا امنی را از دوکشور همسایه پاکستان وافغانستان می بینند. موافقان نظریه سوم نیز معتقدند جنایات های تروریستی را به مثابه جنگ ایزایی یا فریبنده میدانند وهدف اصلی وهابیت را جنگ نرم علیه اعتقادات شیعیان و پروژه وهابیزاسیون می دانند. اما در مجموع نگارنده بر آن معتقداست که هر سه رویکرد لازمه ی مقابله با جنگ اعتقادی وهابیت است . خوشبختانه در سال های اخیر اقداماتی برای مقابله با وهابیت صورت گرفته اما به علت جزیره ای عمل کردن و عدم هماهنگی تاثیرات زیادی نداشته لازمه ی مقابله با وهابیت در کشور تشکیل شورای هماهنگی با فرقه ضاله وهابیت است . در این راستای هماهنگی سازمان ارشاد وتبلیغات اسلامی با نهادهای مجری امنیت باید افزایش پیدا کرده و از حرکت های منفرد جلوگیری شود . عدم توهین به اعتقادات برادران اهل سنت از ملزومات این شورای برای مقابله با وهابیت باشد.

پانزده تفاوت دفاع مقدس با تهاجم فرهنگی امروز


پانزده تفاوت دفاع مقدس با تهاجم فرهنگی امروز


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
به مناسبت هفته بسیج ضمن گرامیداشت این هفته به مقایسه دو جنگ ایران و عراق و جنگ نرم امروز در فضای مجازی می‌پردازیم.
1 - در هشت سال دفاع مقدس همه بر وجود دشمن اتفاق نظر داشتند اما در تهاجم فرهنگی کنونی این اتفاق نظر وجود ندارد!
2 - در هشت سال دفاع مقدس همه قبول داشتند که تهاجم صورت گرفته اما امروز برخی حتی متوجه تهاجم هم نشده‌اند و شاید هم نمی‌خواهند متوجه شوند!
3 - فرماندهان و تصمیم‌گیران دفاع مقدس در دفاع از کیان کشورمان متحد بودند اما امروز اختلاف‌نظرهای زیادی درباره نحوه مواجهه با تهاجم فرهنگی بخصوص در موضوع ماهواره و اینترنت وجود دارد!
4 - فضای دفاع از کشور در هشت سال دفاع مقدس انسانها را مذهبی‌تر و خالص‌تر می‌کرد اما در عرصه دفاع از کیان و بنیان فرهنگ و خانواده اینگونه نشده است!
5 - در هشت سال دفاع مقدس از ابتدا ادوات نظامی به میزان کافی در اختیار نداشتیم و با دست خالی در مقابل مهاجم ایستادیم اما اکنون ادوات و نیروی انسانی مناسبی برای دفاع دربرابر تهاجم فرهنگی در اختیار داریم.
6 - در هشت سال دفاع مقدس پای آمریکا و قدرت های بزرگ را از کشورمان بریده بودیم اما اکنون در فضای مجازی وابستگی‌هایی به آنان (مانند سرویس های موتور جستجو، برنامه‌های کاربردی و غیره) وجود دارد.
7 - در هشت سال دفاع مقدس ما در برابر تهاجم حمله هم می‌کردیم و موفق آمیز هم بود اما اکنون تهاجمی در عرصه فضای مجازی و ماهواره انجام نمی‌دهیم!
8 - در هشت سال دفاع مقدس یک وجب از خاک کشورمان هم به دست دشمن نیفتاد و در طول آن هم اگر اشغالی صورت گرفت با غیرت از چنگ دشمن درآوردیم اما امروز چشم و ذهن و دل جوانان ما با اینترنت و ماهواره اشغال شده و معلوم نیست از چنگ دشمن درآید!
9 - در جنگ نظامی قدرت تخریب یک موشک محدود به یک منطقه بود اما الآن قدرت تخریب ماهواره و اینترنت به وسعت همه جوانان کشورمان است.
10 - بجز سلاح‌های کشتار جمعی آثار خطرناکی در نسل بعد در یک جنگ نظامی ممکن است دیده نشود اما ماهواره و اینترنت (با تهاجم فرهنگی) روی نه یک نسل بلکه نسل‌های بعدی هم اثر مخرب دارد.
11 - موشک و تانک و ادوات نظامی مهاجم در هشت سال جنگ تحمیلی برایمان جذابیتی نداشت اما امروز تهاجم فرهنگی به صورتی دجال گونه (دجال یعنی چیزی که مضر است و نفعی ندارد اما روکش آن طلا و فریبنده است) با ظاهری فریبنده سراغ ما آمده است.
12 - مهاجم در آغاز جنگ تحمیلی صراحتاً می گفت که می‌خواهد ادامه مصاحبه را در تهران داشته باشد و قصدش اشغال کشورمان است اما امروز گرگی در لباس میش با تهاجم فرهنگی قصد تسخیر دل و ذهن جوانان کرده ولی در ظاهر سخن از دوستی و دموکراسی به زبان می‌آورد.
13 - در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با شعار (کربلا کربلا ما داریم می‌آییم) حسینی فکر می‌کردیم و می جنگیدیم اما امروز در عرصه جنگ رسانه ای و تهاجم فرهنگی شعارهای اینچنینی و اهداف مشابه آن روزگار دیده نمی‎‌شود.
14 - در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مسئله‌ی حجاب و عفاف ابزار تهاجم نبود اما امروز زن غربی از نوع فاسد آن ابزار تهاجم است و متأسفانه الگوسازی و ارائه مدهای غیرمتعارف و غیرشرعی هم در این زمینه برای جوانان ما انجام می‌شود.
15 - در جنگ نظامی عمده فکر و ذهن بر مسائل نظامی و فیزیکی متمرکز بود اما امروز در تهاجم فرهنگی جنگ ایدئولوژیک و شبهه افکنی بسیار پررنگ است.
با توجه به نکاتی که تقدیم شد آیا بهتر نیست مانند ادارات و سازمانها، در عرصه دفاع در برابر تهاجم فرهنگی دشمن هم (بسیج فضای مجازی) تشکیل شود و قاطعانه و مخلصانه جلوی این تهاجم بایستیم. تصور این حقیر آن است که تهاجم فرهنگی دشمن بسیار مخرب تر از جنگ نظامی است و امیدواریم خداوند سبحان به همه ما بصیرت و قدرت درک این تهاجم و راه و رسم صحیح دفاع در برابر این شبیخون عظیم فرهنگی را عنایت فرماید و جوانان و اهل این مملکت را از گزند این حوادث حفظ نماید. ان شاء الله تعالی.
والحمد لله رب العالمین.

منبر اینترنتی

آمدم نابودی تشیع را سوغات ببرم امام رضا (ع) دلم را برد

آمدم نابودی تشیع را سوغات ببرم امام رضا (ع) دلم را برد

آمده بود که بِبَرد ولی بُردنش (!). عازم مشهد شده بود که برای نابودی تشیع، توشه‎ای با خود به عربستان سعودی ببرد ولی غافل از اینکه صدای نقاره‎های حرم علی بن موسی‏‌الرضا (ع) دلش را خواهد بُرد.

 

 

 قرار ملاقاتمان در مدرسه علوی آیت‌الله گلپایگانی واقع در خیابان امام خمینی (ره) قم بود. در چوبی اتاق مدیر را زدم و وارد شدم. جوانی ساده‌پوش و لاغراندام که در صندلی انتهایی اتاق نشسته بود، توجهم را جلب کرد. نامش «ابوحسن حلّی» بود.
صدای نسبتا زیری داشت و ته‌لهجه عربی‎ به بیان شیرین خاطراتش کمک شایانی می‎کرد. تا سوالی نمی‎پرسیدم، لب به سخن نمی‎گشود. برخلاف ظاهر آرامش حرف‎های جنجالی بسیاری برای گفتن داشت.

در تمام دو ساعت زمان مصاحبه، با افتاده‎حالی سخن می‎گفت. تواضع بیش از حد و به کاربردن کلمات فوق‌العاده محترمانه، اجازه هر گونه گزافه گویی و شیطنت‎های خبرنگارانه را از من می‏‌گرفت.

سُنی به دنیا آمد، تحت تاثیر افکار وهابیت قرار گرفت، سپس شیعه شد ...

اصلا باورم نمی‎شد ابوحسنی که مقابلم نشسته، روزهای نه‌چندان دور به خاطر کینه‎ای که از شیعه داشته، می‎خواسته خود را در میان پیروان اهل‎بیت (ع) منفجر کند. تا به حال معنای عاقبت به خیری را به این وضوح درک نکرده بودم.

از آرزوهایش حرف زد، انتظار شنیدن خواسته‏‌های ماورایی را داشتم که با همان ته‌لهجه عربی گفت: از اهل‎بیت (ع) می‏‌خواهم حالا که مرا خریدند، به راحتی آزادم نکنند. اجازه دهند لذت نوکری کردن برایم مادام‌العمر باشد.

ما را از وهابیت‌پروری در مشهد باخبر کرد و از برگزاری نمازجمعه وهابیون در شهر امام هشتم خبر داد. بزرگ‌ترین ضعف برخی از اهل سنت را عدم مطالعه تطبیقی میان کتب شیعه و سنی بیان کرد و این قیاس را راهی برای نجات از ظلمت می‎دانست.

توصیف‎ها و تمجیدهایی که از «آیت‎الله جزایری» نماینده ولی فقیه در خوزستان می‏‌کرد، بسیار شنیدنی بود و از وی به عنوان اسطوره مبارزه با وهابیت در این استان نام می‌برد.

فرصت را غنیمت شمرد و از برخی افراطی‏‌گری‌ها نیز گلایه کرد: هر کجای دنیا که قرار باشد پیروان اهل سنت را علیه شیعیان بشورانند، کافی است یکی از ویدئوهای مراسم عمرکشون را پخش کنند. دیگر نیازی به توضیحات نیست. خودش شیعه مورد نظر را به فجیع‌ترین شکل ممکن از بین خواهد برد (!).

توقع زیادی نداشت. با بغضی که سعی در پنهان کردنش از من داشت و در گلو می‎پروراند گفت: می‎توانی کاری کنی تا با مراجع دیدار کنم؟!

القصه که جای سیاهه بسیار است و وقت اندک؛ پس تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. آنچه در پی می‎آید ماجرای شیعه شدن یک وهابی متعصب است:

اهل کجایید؟
خوزستان.

تفکرتان در مورد شیعه چگونه بود؟
کینه عجیبی از شیعیان به دل داشتیم.

عجیب است، اهل سنت که چنین عقیده‎ای نسبت به شیعیان ندارند!

مدتی تحت تاثیر افکار وهابیت قرار گرفته بودم.

چگونه جذب وهابیت شدید؟
از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای و شب‎نامه‌هایی که وهابیون به منازل می‎انداختند.

شب‎نامه پخش می‌کردند و کسی جلودارشان نبود؟
نیمه‌های شب به این کار می‎پرداختند، البته گاهی توسط سپاه، شناسایی و دستگیر می‎شدند. صبح که بیدار می‎شدیم، جزوه‎ای در حیاط منزل افتاده و در آن نوشته بود «ید الله فوق ایدیهم» پس خدا دست دارد؛ «وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره» پس خدا صورت دارد.

چیزی از کافر بودن ما شیعیان نوشته نشده بود؟!

آش که بدون کشک نمی‎شود، می‎شود؟! (با خنده). اصلا همه رفتار و اعمال وهابیت برای سرکوب و ملحد معرفی کردن شیعیان است.

شبکه‌های وهابیت چگونه افکار را علیه مذهب تشیع ملتهب می‌کردند؟
مهم‌ترین اقدامات آنان، کافر جلوه دادن شیعیان است و شبهاتی که مطرح می‎کنند، در تحقق همین هدف شوم آنهاست. اخیرا در حال جوسازی علیه علما و مراجع شیعی هستند. می‎گویند مراجع شیعیان همگی حرام‌خوارند چون از مردم خمس می‎گیرند و این موضوع در هیچ جای قرآن نیامده است (!).

تا چه حد نسبت به شیعیان کینه داشتید؟
به حدی که آماده شده بودیم تا به عنوان انتحاری، خود را در تجمعات شیعی منفجر و آنان را تکه‌تکه کنیم. چون وهابیون معتقدند با کشتن هفت شیعه به بهشت می‎روند و شام را با پیامبر (ص) می‎خورند، به ما نیز می‎گفتند حتما با خود یک قاشق ببرید!!! این موضوع در کشورهایی که وهابیت عملیات انتحاری انجام می‎دهد کاملا مشهود است و پس از انفجارها، قاشق‎هایی همراه با جسد وهابیون پیدا می‎کنند.

غالب اهل سنت ایران، انسان‎های معتدلی هستند. خانواده‎تان در مقابل افکار تند شما موضع نمی‏‌گرفتند؟
خانواده‎ام تحصیلات عالیه نداشتند و انسان‎های ساده‎ای بودند، من مرجع آنها بودم چرا که بسیار تحقیق و مطالعه می‎کردم و به هر چیزی که می‎رسیدم، خانواده نیز تبعیت می‎کردند. هر سوال شرعی که داشتند از من می‎پرسیدند. ضمنا آنها از گرایش جدید من خبر نداشتند.

جرقه گرایش به تشیع کجا زده شد؟
من اصلا قصد شیعه شدن نداشتم، می‎خواستم شیعه را نابود کنم.

نابود؟
پنج سال پیش بود (در سن 19 سالگی). خبری به گوشم رسید که یکی از وهابیون قصد دارد از میان جوانان اهل سنت خوزستانی، تعداد محدودی از آنها که اهل علم و تحقیق هستند را به عربستان ببرد تا در شبکه‌های ماهواره‏‌ای علیه شیعیان صحبت کنند. از نظر رفاهی نیز تمام زمینه‌ها را فراهم خواهد کرد؛ از بهترین خودرو و حقوق گرفته تا فراهم کردن زیباروترین زن‎ها برای ازدواج. تصمیم خود را گرفتم تا با رفتن به عربستان، به تمام آمال و آرزوهای خود برسم. گفتم بمانم در ایران چه کنم؟! خودم را منفجر کنم؟! به عربستان می‎روم تا از لحاظ علمی، حق بودن مکتب وهابیت را اثبات کنم. این خدمت فراتر از انتحاری شدن است و در نتیجه بهتر می‎توان داغ بر دل‎های شیعیان گذاشت. کمی تفکر کردم. گفتم بروم مقابل دوربین و بگویم من شنیدم که شیعیان فلان کردند و بهمان؟! عقلانی نیست. باید بروم با چشمان خودم ببینم تا اگر کسی اشکال وارد کرد، بگویم من دیدم که شیعیان آهن می‎بوسیدند و به غیر خدا توسل می‏‌کردند؛ مشاهده موارد شرک شیعیان، توشه راه خوبی می‎تواند باشد. گفتم به کجا بروم که از دیدگاه شیعیان هم بسیار مقدس و هم مستند باشد؟! گفتم حرم امام رضا (ع). آنچه نیاز بود برداشتم و روانه مشهد شدم. وارد حرم شدم، از خدام پرسیدم ضریح کدام طرف است که نشانم دادند. در چند متری ضریح به جایی رسیدم که حلقه‌های معرفت مدرسه پریزاد در سمت راست و دارالقرآن در سمت چپ قرار داشت. چند قدمی رد شدم که عبارت «حلقه‌های معرفت» در ذهنم سوالی ایجاد کرد. عزم بازگشت کردم که همزمان با رسیدن من مقابل حلقه‎های معرفت، روحانی با هیبتی که وقار خاصی داشت بر صندلی نشست. حدودا 60 نفر از زائرین دورش را گرفته بودند. گفت هر کسی سوالی دارد بپرسد. این جمله مرا در فکر فرو برد.

نکته شگفت‌انگیزی در جمله «هرکس سوالی دارد بپرسد» وجود داشت؟
بله، برای من بسیار عجیب بود. پیروان وهابیت حق ندارند کتب شیعیان را مطالعه کنند. در مکتب‌خانه‌ها، کسی حق پرسیدن سوال از استاد را ندارد. می‏‌گویند به کتب شیعی مراجعه نکنید، آنها پر از سحر و جادو هستند و موجبات خیانت شما به صحابه پیامبر (ص) را فراهم می‎سازد. همین‎ها باعث عدم شناخت حق از باطل می‎شود. آقای تیجانی نقل کرده‎اند روزی پدرم به من گفت که شیعیان مشرک و کافرند. دلیلش را پرسیدم که گفت شیعیان به مدینه می‎روند تا بر قبور پیامبر (ص) و خلفا مدفوع کنند. پرسیدم پدر، شما دیدی؟ گفت همه مردم می‎دانند و برای یکدیگر نقل می‎کنند. مدتی گذشت تا در مکتب‌خانه بودم و استاد نیز همین موضوع را نقل کرد. دستم را به نشانه سوال بالا بردم که با صدای بلند فریاد زد "اُسکُت"! زیر لب گفتم ای بابا سوال هم نمی‌توان پرسید؟! گذشت و گذشت تا خودم به مدینه مشرف شدم. گفتم به مزار خلفا بروم تا آنچه شنیده‎ام را با چشمانم ببینم. دیوارهای بلندی را دیدم که قبر خلفا را به شعاع چندین متری محاصره کرده بودند، درهای ورودی نیز قفل‎هایی به اندازه یک کتاب خورده بود. نزدیک دیوار که شدم، شرطه‌ها مانع از حرکتم شدند. به خودم گفتم چه تهمت‎ها که به شیعه نمی‎زنند. من سنی نمی‌توانم به این دیوار حفاظتی نزدیک شوم، لابد شیعیان زمین را سوراخ کرده و به داخل راه پیدا می‎کنند!

حال، شما تصور نید با چنین فضایی که من در آن قرار داشتم، بشنوم یک روحانی شیعه به هم‎کیشان خود می‎گوید هر که سوالی دارد بپرسد... .

حلقه‎های معرفت چه شد؟
مقابل حلقه معرفت که ایستاده بودم، به ذهنم خطور کرد که به آن روحانی پیشنهاد مناظره بدهم، قطعا او نمی‎پذیرد و من توشه راه خود به عربستان را تکمیل خواهم کرد. توجه داشته باشید که وهابیت خود را تنها مذهب بر حق می‎داند. به خودم گفتم فکر بسیار خوبی است، بعد هم به عربستان می‎روم و در شبکه‎های ماهواره‎ای جار می‎زنم که شیعیان ضعیفند، من به حرم امام رضا (ع) قلب تشیع ایران رفتم و عالم آن مکان حاضر به مناظره با من نشد. به حالاتم دقت کنید. پیش از حتی پیشنهاد مناظره به روحانی شیعه، تمام وجودم را حس پیروزی فراگرفته بود. به یکی از خدام گفتم من سنی هستم، به آن روحانی که روی صندلی نشسته بگویید حاضر به مناظره با من هست؟ گفت بله! شوکه شدم ولی به خودم روحیه دادم و گفتم می‎خواهد تظاهر کند. خادم نزد او رفت و به گونه‌ای که زائران نشنوند به سخن پرداخت. گفتم نکند این روحانی مرا با دست نشان دهد و فریاد بزند که فلانی سنی است بگیرید و تکه‌تکه‏‌اش کنید! چند قدم به عقب‎تر رفتم و پشت پله‎ها ایستادم تا فرصت فرار داشته باشم. «... سلام علیکم، برادر سنی بفرمایید». این صدایی بود که من از پشت دیوار شنیدم. با تعجب و قدم‎های فوق‌العاده آهسته، خود را نمایان کردم. نگاهم به جمعیت کثیری افتاد که دور او نشسته بودند و با جمله‎ای که گفت، تمام سرها به سوی من چرخیده بود. باز به فکر رفتم، گفتم شاید می‎خواهد با این سخنان مرا به جمع خود بکشاند و سپس کارم را یکسره کند... .

با احتیاط خاصی قدم برمی‎داشتم. دل به دریا زدم و به سمتشان رفتم. بر خلاف انتظارم، زائران برایم کوچه باز کردند تا رفتم و کنار آن روحانی شیعه نشستم. جمعیت نزدیک‌تر آمد و زائران در کنارم نشستند. حاج شیخ خیلی مرا تحویل گرفت و طوری احوالپرسی می‎کرد که انگار چند سال رفیق بوده‎ایم. پرسیدم مناظره می‎کنی؟ گفت بله. اینکه چنین با سرعت و بدون هیچ هماهنگی جوابم را داد، جا خوردم. گفتم شرطی دارم؛ اولا تمامی استدلال‎هایت باید بر مبنای کتب معتبر اهل سنت باشد، ثانیا اگر حق با تو بود که من شیعه می‎شوم ولی اگر حق با من بود، تو و تمام این جمع می‎بایست سنی شوید. قبول کرد!

پیش خودم گفتم علمای ما بدون هماهنگی به هیچ عنوان مناظره نمی‎کنند، اگر هم هماهنگی شود آنقدر شرط و شروط می‎گذارند تا عرصه بر طرف مقابل تنگ گردد. ضمنا اینکه اگر تمام بزرگان مذهب ما در مناظره شکست بخورند، احتمال اینکه زیر همه چیز بزنند زیاد است؛ دیگر چه برسد به اینکه مسئولیت تغییر مذهب مردمی را هم به عهده بگیرند! مهم‎تر از همه اینکه علمای ما به هیچ عنوان حاضر به مناظره در میان خیل مردم نیستند.

بالاخره مناظره را با آن همه اما و اگر آغاز کردید؟
بله (با خنده). از ساعت حدودا 7 شب شروع شد و تا نیم ساعت مانده به صبح به طول انجامید.

مناظره چطور بود؟
تمام اندیشه‌هایم درمورد بی‌سواد بودن طلاب و روحانیون شیعه نقش بر آب شد. من نجنگیده خود را پیروز می‎دانستم ولی وقتی به میدان مناظره آمدم، همچون سربازی بودم که به کوچه پس کوچه‌های شهر فرار کرده و به هر جا می‎رود با بن‌بست مواجه می‌شود.

فضای مناظره را برایمان تبیین کنید.

من هر چه اشکال وارد می‎کردم، حاج شیخ از نسخ قدیمی کتب خودمان پاسخ می‎داد و او هر چه می‌پرسید، من از این شاخه به آن شاخه می‎پریدم. بیشتر من سوال می‎کردم، از هر ترفندی استفاده می‌کردم ولی بی‌جواب می‌ماند. می‎فهمیدم که پیروزی در مناظره را از دست دادم، از آن لحظه به بعد فقط برای شکست نخوردن تلاش می‏‌کردم.

یکی از سوالات مورد بحث را بیان کنید.

در مورد غدیر خم و بحث جانشینی حضرت علی (ع) بسیار بحث کردیم. هر چه دلیل و سند از کتب ما آورد که پیامبر (ص) پس از خود، ولایت بر مردم را به حضرت علی (ع) سپرده است، زیر بار نمی‎رفتم و خلط مبحث می‎کردم. در آخر هم گفتم پیامبر (ص) هیچ کس را به جانشینی خود تعیین نکرد و هر چهار خلیفه به ترتیب توسط مردم انتخاب شدند. حاج شیخ گفت پیامبر (ص) انسان آینده‌نگری بودند یا خیر؟ گفتم بله. گفت ما درحال حاضر چقدر دستورات پزشکی از ایشان داریم که جامعه پزشکی دنیا تازه به آنها دست یافته است؟ گفتم از این دست اتفاقات بسیار است. گفت پیامبر گرامی اسلام (ص) در مورد نحوه مسواک زدن که باید از بالا به پایین و از پایین به بالا صورت گیرد، سخن به میان آورده است. ایشان فرموده‎اند که از مسواک زدن به صورت راست به چپ و چپ به راست اجتناب شود. پیامبری که 1400 سال پیش در مورد یک مسئله کوچک سلامت بدن انسان، چنین دستورالعمل‌های موشکافانه‌ای ارائه می‌دهد، با علم به اینکه خاتم پیامبران (ص) است، مردم را به حال خود رها کرده است؟ واقعا این عقلانی است؟
بین دو راهی سرگردان بودید.

گنگ بودم. چیزی برای گفتن نداشتم و در مقابل، تمام سوالاتی که من از قرآن مطرح می‎کردم را با استناد به صحیح بخاری و صحیح مسلم پاسخ می‎داد. خواستم به بهانه‎ای از مجلس خارج شوم ولی گفتم پیامبر (ص) را که قبول دارم. اگر پیامبر (ص) فرمود با اینکه حق را دیدی چرا به سویش نرفتی چه پاسخ بدهم؟ بگویم به خاطر تعصبات کورکورانه؟
پس سرانجام قانع شدید؟
در همان لحظه رو به حرم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ایستادم و اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله، اشهد ان مولای امیرالمومنین و اولاده المعصومین حجج الله را بر زبان جاری ساختم. الحمدلله که نجات یافتم.

واکنش زائران نظاره‎گر این مناظره چگونه بود؟
به گرمی از من استقبال می‎کردند. همگی برای تبریک به سویم می‏‌آمدند و برخی می‎گریستند. به یکی گفتم من کسی نیستم، چرا انقدر مرا مورد احترام قرار می‎دهید؟ گفت تو راه‌یافته اهل‎بیت (ع) هستی. احساس می‎کنم در پس این حالات، ماجرایی نهفته است که اگر اجازه دهید بیان کنم.

11 سال پیش (در سن 13 سالگی)، وقتی از مدرسه برمی‎گشتم، یکی از معلمان در جمع دانش‌آموزان گفت در فلان مسجد برنامه‎های فرهنگی داریم که هم قرآن یاد می‎گیرید و هم فوتبال بازی می‎کنید. از فردای آن روز، همه با هم به مسجد می‎رفتیم و در کنار یادگیری قرآن، تفریحاتی نیز داشتیم. یکی از همین روزها، پس از اتمام کلاس قرآن، معلم گفت که فردا مراسم داریم و همه بیایید. شب وقتی به منزل رفتم، به مادر گفتم فردا به همراه دوستانم می‎خواهم در مراسم مسجد شرکت کنم. مادرم اجازه نداد و گفت پس از کلاس قرآن برگرد به منزل و در مسجد نمان. روز موعود فرا رسید و من پس از کلاس قرآن، مقابل در مسجد ایستادم و به اضافه شدن دوستان در مراسم می‎نگریستم. دلم شکست و گفتم خدایا مگر من چه تفاوتی با بقیه دارم که مادرم حق شرکت در مراسم را به من نداده است؟ بسیار گریه کردم و به حال دیگر دوستان غبطه خوردم. پس از آن همه گریه، دلم آرام گرفت. آن شب، شب اول محرم بود. چند روز قبل از اینکه به قم مشرف شوم (در سن 24 سالگی)، در حال استراحت در منزل بودم که فکرم مشغول شد. گفتم خدایا چه شد منی که برای نابودی شیعیان کمر همت را بسته بودم، تو مرا به حرم امام رضا (ع) رساندی تا شیعه شوم؟ ناگهان به فکر آن گریه زمان کودکی‌ام افتادم، آن گریه روز اول محرم. جرقه‎اش آن روز زده شد. اتفاقات این دنیا بسیار عجیب است، همه چیز با هم رابطه‌های ماورایی دارد که فقط کافی است لحظه‌ای تفکر کنیم. شب اول محرم برای مراسم امام حسین (ع) گریستم تا اینکه این خاندان رحمی بر من کردند و شب اربعین حسینی نیز از منجلاب ظلمت نجاتم دادند. مناظره من در حرم سلطان طوس، مصادف با شب اربعین بود.

شیعه شدن خود را چگونه با خانواده در میان گذاشتید؟
وقتی به خوزستان بازگشتم، تا چند روز اول در برزخ فکری بودم. سعی می‎کردم با مطالعه کتبی همچون شب‎های پیشاور، آنگاه که هدایت شدم، شیعه پاسخ می‎دهد و ... آرامش بگیرم. وقتی به آرامش درونی رسیدم، دیگر وقتش بود تا خانواده‌ام را از این حقیقت مطلع سازم تا تصمیم بگیرند.

چه راهی را برای تحقق این مهم برگزیدید؟
ما در منزل ماهواره داشتیم. پدر و مادرم بیشتر سریال‌های عربی را مشاهده می‎کردند، خواهر کوچکم کارتون می‎دید و برادرم نیز به تماشای فوتبال می‎پرداخت. من نیز پیش از آنکه شیعه شوم، فقط شبکه‌های وهابیت را دنبال می‎کردم و دیگر اعضای خانواده هیچوقت پای صحبت کارشناسان این دست برنامه‎ها نمی‎نشستند. یک روز که عزم را برای گفتن حقیقت شیعه جذب کردم، به منزل آمدم و همه بودند. تلویزیون را روشن کرده و شبکه‎ای از اهل سنت که غالبا کارشناسان و مجریان افراطی در آن مقابل دوربین می‎رفتند را انتخاب کردم. این بار فردی به نام «ملازاده» در حال صحبت بود و فحش های رکیک به شیعیان و نظام حاکم ایران می‎داد. پدرم سریعا سر برگرداند و پرسید این چه شبکه‎ای است؟ گفتم شبکه اهل سنت. گفت این کارشناس کیست؟ پاسخ دادم از علمای بزرگ اهل سنت. با تعجب به من رو کرد و گفت این پیرو سنت است که اینگونه رهبر و مراجع ایران را به فحش و ناسزا بسته است؟ گفتم بله متاسفانه. سپس قرآن و کتب شیعه و سنی را آوردم. همانند همان روحانی مستقر در حرم امام رضا (ع(، ولایت حضرت علی (ع) را بر اساس قرآن و کتب معتبر اهل سنت برایشان اثبات کردم. آنها نیز با دیدن حق و حقیقت، شهادتین را گفتند و شیعه شدند.

از آن پس مشاهده آن شبکه‌ها در منزل قدغن شد؟
به چه شدتی (باخنده). یک روز همان شبکه را برای مشاهده واکنش خانواده انتخاب کردم. ناگهان صدای پدرم را شنیدم که فریاد زد شبکه را عوض کن، نمی‎خواهیم چهره این ملعون‏‌ها را ببینیم. وانمود کردم که نمی‎شنوم، پدرم با غضب نگاهی به من کرد و کابل تلویزیون را از پریز برق کشید!

چه شد که طلبگی را برگزیدید؟
با فعالیت در این عرصه می‎خواستم از شیعه و تشیع بیشتر بدانم. الان بیش از چهار سال است که لیاقت سربازی امام زمان (عج) را پیدا کرده‎ام.

کجا طلبه شدید؟
مشهد
چند سال آنجا بودید؟
یک سال. بعد از آن به خوزستان آمدم. تا به حال این مدت طولانی از خانواده دور نشده بودم. کمی سخت گذشت.

یک سالی که در مشهد بودید، حضور وهابیت را حس کردید؟
بله، باعث تاسف است که وهابیون در مشهد نمازجمعه نیز برگزار می‎کنند.

نمونه‎ای از اقدامات ضد شیعی آنها که برای خودتان مشهود بوده را بیان بفرمایید.

حدودا ساعت 1 بامداد یکی از شب‎های ماه مبارک رمضان عازم حرم امام رضا (ع) شدم. نمی‎دانم چطور بود که قسمت بازرسی ورودی حرم، زائران را آنطور که باید و شاید تفتیش نمی‎کرد. گویا دو تن از وهابیون نیز از این فرصت استفاده کرده و از دو ورودی مختلف به همراه اجزای تفکیک‌شده یک بمب دستی، وارد حرم می‎شوند. وقتی از قسمت بازرسی عبور می‎کنند، در محلی به هم می‎رسند و اجزای تفکیک‌شده آن بمب دستی که میان یکدیگر تقسیم کرده بودند را در کنار یکدیگر قرار می‎دهند. سپس خود را به ضریح رسانده و بمب دستی را به سمت آن پرتاب کردند. خیلی عجیب بود؛ به مدد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بمب عمل نکرد و روی زمین آرام گرفت. در همان لحظه یکی از زائران که صحنه را زیر نظر داشت، با گرفتن دست آن وهابی موجبات دستگیری‎اش را فراهم کرد اما تا وقتی که خدام خود را به آن وهابی برسانند، زائران کاملا از خجالت این فرد ملعون درآمدند. اینجاست که باید گفت با آل علی هرکه در افتاد، ور افتاد ...

در ابتدا گفتید که بدون اطلاع خانواده قصد سفر به عربستان را داشتید که پس از چند سال با دیدن شما در شبکه‎های ماهواره‎ای، از موقعیت مکانی‎تان مطلع شوند. اما در وصف حالت طلبگی که پس از شیعه شدن آن را انتخاب کردید گفتید که تا به حال یک سال از خانواده دور نبودید و احساس دلتنگی می‏‌کردید. گویا تغییر مذهب موجب تغییر احساسات نیز شده است؟
مقایسه جالبی کردید. تا به حال به این دو حسی که بیان کردید، فکر نکرده بودم. حالا که حالات قبل و بعد گرایش به تشیع را بررسی می‎کنم، انگار همینطور است که شما گفتید. پس از آنکه شیعه شدم، خانواده برایم اهمیت زیادی پیدا کرده بود چراکه مذهب تشیع چنین سفارش کرده است. در وهابیت آنقدر که علمایشان از تنبیه زن برای تربیت سخن به میان می‎آورند، اصلا از چگونگی گرم کردن کانون خانواده حرفی نمی‎زنند.

چه کسی در این میان از رفتن اهل سنت به دنبال حق و حقیقت جلوگیری می‎کند؟
وهابیت. همه جا وهابیون پای ثابت اینگونه شرارت‎ها هستند.

کسی که سُنی باشد، با رفتن به مجالس روضه امام حسین (ع) یا شنیدن ماجرای شهادت حضرت زهرا (س) حتما تحت تاثیر قرار گرفته و به شک می‎افتد. اینکه متحول نمی‎شود، کمی شک‌برانگیر نیست؟
همان که عرض کردم، تنها سلاح وهابیت شبهه‌افکنی است. آنان با طرح شبهات و توجیهات متعدد علیه تشیع، افکار اهل سنت را از مسیر اصلی منحرف می‎کنند.

مثلا چگونه شهادت امام حسین (ع) را توجیه می‎کنند؟
وهابیون از طریق بلندگوهای متعددی که صدای خود را به گوش اهل سنت می‎رسانند اعلام می‎دارند رفتن امام حسین (ع) به کربلا اشتباه بود و می‎خواست انتقام پسرعمویش مسلم بن عقیل را بگیرد. حتی ابن عباس نیز به امام حسین (ع) گفت که نرو ولی ایشان توجهی نکرد. یزید هم نمی‏‌خواست جنگی صورت گیرد ولی ناچار شد چراکه اگر امام حسین (ع) به شام می‎رسید، مردم بیشتری کشته می‎شدند. اینها هجویاتی است که وهابیون به خورد اهل سنت می‎دهند.

جهاد در سوریه که ساخته وهابیت است، به خوزستان هم نفوذ کرد؟
بله متاسفانه، چند نفر از استان ما برای عمل به فتوای جهاد عازم سوریه شدند.

الان که به مذهب شیعه قائل شدید، فتوای وهابیت را چگونه می‎بینید؟
واقعا مضحک است.

خودشان این موضوع را احساس نمی‎کنند؟
به یقین عرض می‎کنم که وهابیت یعنی یهودیت، آنهم یهودیتی که مورد تایید اسراییل است. اسراییل هم مخالف اسلام است. حالا خوب توجه کنید. اسراییل اگر بخواهد اسلام را بد جلوه دهد باید چه کند؟ باید اسلامی معرفی کند که غیرعقلانی بودنش برای همگان مشهود باشد. پس فرقه‌ای با نام وهابیت را به وجود می‎آورد تا با انجام اقداماتی همچون کشتار فجیعانه و صدور فتاوای مضحک - مثل حرام بودن فوتبال، حرام بودن رانندگی و ... - افکار مردم جهان را نسبت به اسلام مخدوش کند و درنتیجه اسلام‌هراسی را ترویج دهد.

اسطوره مبارزه با وهابیت در خوزستان کیست؟
آقای جزایری.

چطور؟
ایشان به شدت در مقابل تبلیغات وهابیون ایستاده است. الحمدلله امروزه در خوزستان وهابی نداریم که علنا فرقه خود را اعلام کند. همه آنها در منازل آن هم به صورت مخفیانه به تبلیغ می‎پردازند. آقای جزایری در برگزاری مجالس ایام فاطمیه، محرم و صفر اهتمام ویژه‎ای دارند و اکنون به گونه‌ای است که در ایام شهادت سراسر استان غرق در ماتم می‎شود.

بزرگ‌ترین ضعف برخی از اهل سنت را در چه می‎بینید؟
عدم مطالعه و تحقیق. متاسفانه اهل سنت یک‌طرفه قضاوت می‎کنند درصورتی که باید به عنوان یک انسان (نه شیعه و نه سُنی) کتب را در مقابل گذاشته و با هم مقایسه کنیم.

شبهاتی که زمانی خودتان مطرح می‎کردید را می‎خواهم بازخوانی کنم. با این تفاوت که شما امروز شیعه‎اید و باید رفع شبهه کنید.

بفرمایید.

شیعیان مشرک هستند و می‎بایست کشته شوند.

فرض را بر این می‏‌گذاریم که شیعیان مشرک هستند. این را هم می‎دانیم که مشرکان از سگ نجس‌تر هستند. چرا علمای وهابی وقتی شیعیان وارد مکه می‎شوند دستور به قتل آنان نمی‎دهند؟ اینطور که اگر شیعیان نجس (!) به خانه خدا وارد شوند، همه جا را نجس می‎کنند. وقتی با خود به عربستان ارز وارد می‎کنند مشرک و کافر نیستند، همین که از خانه خدا خارج می‎شوند، مشرک بوده و باید آنان را از دم تیغ گذراند؟ حالا که به شیعیان اجازه ورود به خانه خدا داده می‎شود پس نجس نیستند، پس کافر نیستند، پس اینگونه فتاوای وهابیون فقط وجهه سیاسی دارد، نه دینی.

شیعیان 12 خدا دارند.

اینکه شیعیان 12 خدا دارند یعنی خدای اولشان حضرت علی (ع)، خدای دوم امام حسن (ع)، خدای سوم امام حسین (ع) و الی آخر. اولا اگر شیعیان یکتاپرست نیستند، پس چرا به دور کعبه طواف می‎کنند؟ بروند به نجف، کربلا، مشهد و ... به دور حرم امامانشان طواف کنند. چرا چنین کاری نمی‎کنند؟ ثانیا امام علی (ع) که وهابیون می‎گویند خدای اول شیعیان است، دعایی دارد به نام دعای کمیل. در این دعا که شرح حال امام اول شیعیان است آمده که الهی أنا عبدک الحقیر الضعیف. مگر خدا نیز خدا دارد؟ از اول خلقت انسان تا کنون هیچ قومی نگفته که خدای من نیز خدا دارد چراکه اگر اینگونه باشد، خدای نهایی را می‎پرستد. پس اصلا عقلانی نیست.

علمای شیعه از مردم خمس می‎گیرند در حالی که هیچ کجای قرآن نیامده است، پس حرام‌خوارند.

سوره انفال، آیه 41 می‎فرماید «وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبَی وَ الْیَتَامَی وَ الْمَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَی عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ؛ بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، برای پیامبر، برای ذی‌القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است؛ اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (با ایمان و بی ‏ایمان) (روز جنگ بدر) نازل کردیم، ایمان آورده‏‌اید و خداوند بر هر چیزی تواناست».

افراطیون در هر مذهبی وجود دارند. در این گفتگو از افراطیون اهل سنت بسیار سخن گفتیم، شبکه‎هایی در فضای ماهواره‎ای فعالیت می‎کنند که به اسم شیعه، تیشه به ریشه تشیع می‌زنند.

بله، دقیقا به یاد دارم که شبکه‌های وهابی از اهانت‎های شبکه‎های شیعه‎نما به اهل سنت سوء استفاده ابزاری می‎کردند تا مردم سُنی از شیعیان کینه به دل بگیرند و به سوی وهابیت سوق پیدا کنند.

زمانی که تحت تاثیر افکار وهابیت بودید، کلیپ مراسم‎های جشن مرگ خلیفه دوم به شما می‎رسید؟
بله، شبکه وهابی وصال به صورت مداوم این کلیپ‌ها را پخش می‎کرد تا تمام پیروان خلفا را تا سرحد جنون نسبت به شیعیان، کینه‌توز کند.

در این امر موفق هم بودند؟
صد در صد. نمونه بارز تاثیرپذیری، خود بنده هستم که به خاطر همین کینه‎ای که از شیعیان داشتم، می‎خواستم در شبکه‎های ماهواره‎ای علیه شیعیان صحبت کنم. به عبارت دیگر، هر کجای دنیا که قرار باشد پیروان اهل سنت و وهابیت را علیه شیعیان بشورانند، کافی است یکی از ویدئوهای مراسم عمرکشون را پخش کنند، دیگر نیازی به توضیحات نیست، خودش شیعه مورد نظر را به فجیع‌ترین شکل ممکن از بین خواهد برد (!).

گویا مسلمانان وهابی(!) شبهه‎ای درمورد نماز شیعیان نیز وارد کرده‎اند؟
بله. با یکی از وهابیون مناظره‎ای داشتم که گفت شما شیعیان پس از هر نماز سه مرتبه می‏‌گویید خان الامین. دلیل را جویا شدم که گفت، شما جبرئیل را خائن می‎دانید چون وحی را به علی (ع) نداد و به پیامبر (ص) داد! گفتم بیا نماز بخوانم ببین خان الامین می‎گویم؟ گفت خیر، در کتاب‎هایتان نوشته شده است. گفتم کدام کتاب؟ گفت در کتب سری‎تان! گفتم شما نیز پس از هر نمازتان سه مرتبه الشیطان ربّی و ربّ آبائی را زمزمه می‎کنید. خود را به در و دیوار می‎زد که کذب محض است و اینها ساخته دست دشمنان ماست، بیا نماز بخوانم تا به یقین برسی. گفتم می‎خواهی تظاهر کنی چون در کتاب‎هایتان این مطلب وجود دارد. گفت سریعا آدرس بده، در کدام کتاب؟ گفتم در کتب سری‎تان ...!

تا به حال واسطه شیعه شدن کسی شده‎اید؟ البته به غیر از خانواده.

من با بسیاری از اهل سنت و وهابیون به مناظره نشسته‎ام. به یقین عرض می‎کنم که همه شبهاتشان را پاسخ دادم ولی حرفی برای گفتن در مقابل سوالاتی که از کتب خودشان مطرح می‏‌کردم نداشتند. با این حال به جای اینکه به دنبال حق باشند و راه حقیقت را پیش بگیرند، بر تعصبات خود پافشاری می‎کنند. به همین دلیل فقط توانستم یک بار واسطه خیر شوم و یکی از آنها که انسان منطقی بود را به مذهب تشیع سوق دهم.

بی‎صبرانه مشتاق شنیدن این ماجرا هستیم.

سال گذشته برای حفظ قرآن کریم به شیراز سفر کرده بودم. در ترمینال بودم که برای اقامه نماز به نمازخانه رفتم. متوجه نماز خواندن یکی از افراد شدم که بدون مهر اقامه کرده بود. فهمیدم که سنی است. برای چگونگی شروع بحث به فکر فرو رفتم که خداوند عنایت کردند و از وی پرسیدم برایتان مهر بیاورم؟ گفت نه متشکرم. پرسیدم تعارف می‎کنید؟ گفت نه عزیزم نیازی نیست. گفتم واضح است که تعارف می‎کنید چون بدون مهر که نمی‎توان به نماز ایستاد. گفت مذهب من با شما متفاوت است، من سنی هستم. گفتم سنی چیست؟ با مذهب ما شیعیان متفاوت است؟ با این مقدمه وارد بحث شدیم. تمام کتاب‌هایم را باز کردم. از قرآن و معتبرترین کتب اهل سنت برایش دلیل و مدرک آوردم. انسان بسیار منطقی بود. کم و بیش قانع می‎شد. در آخر، روضه حضرت زهرا (س) و چگونگی شهادت این بهانه خلقت را تعریف کردم. در نهایت، با علم و یقین به حقانیت شیعه پی برد و شهادتین را بر لب جاری کرد. پیش از خداحافظی نیز نحوه وضو ساختن از منظر شیعه و چگونگی اقامه نماز را به او تعلیم دادم و رفت.

واسطه عاقبت به خیر شدن یکی از مخلوقات خداوند، چه احساسی دارد؟
هرگز قابل توصیف نیست.

بزرگ‎ترین خواسته‎ای که از اهل‎بیت (ع) دارید چیست؟
به آدمیت برسم.

حرف دل؟
به حرم هر کدام از ائمه معصومین (ع) که مشرف می‎شوم عرض می‎کنم "حالا که مرا خریدید، به راحتی آزادم نکنید. اجازه دهید لذت نوکری کردن شما برایم مادام‌العمر باشد". شکر خدا تا کنون هرچه طلب کردم، مرحمت فرمودند. از امام رضا (ع) کربلا خواستم، برات این سفر را امضا کردند و اربعین گذشته رهسپار سرزمین عشق شدم. در کربلا هم از اربابم حسین بن علی (ع) خواستم عقیده‎ام را نسبت به مذهب غنی تشیع افزایش دهد و یاری‌ام دهد تا این ندای حق را به گوش همگان برسانم

 

 حوزه‌نیوز