پاورپوینت دروس

پاورپوینت دروس

:::

درس انقلاب اسلامی

 

 


درس اندیشه اسلامی ۱

 

  • فصل اول
  • فصل دوم
  • فصل سوم
  • فصل چهارم
  • فصل پنجم
  • فصل ششم
  • فصل هفتم
  • فصل هشتم
  • فصل نهم
  • فصل دهم

 


درس اندیشه اسلامی ۲

 

پاورپوینت کامل کتاب بدایه الحکمه

یکشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۴۱ ب.ظ

در لینک های زیر پاورپوینت کامل دوازده مرحله کتاب بدایه الحکمه مرحوم علامه طباطبایی تقدیم شده است.
مرحله 1
مرحله 2

مرحله 3مرحله 4مرحله 5مرحله 6مرحله 7مرحله 8مرحله 9مرحله 10مرحله 11مرحله 12لازم به یادآوری است که فایل مذکور از یکی از برادران مدرسه شهید صدوقی گرفته شده است و کار بنده نیست.


فایل WORD دروس پایه 1 تا 10 حوزه

جمعه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۵۳ ق.ظ


داشتم دنبال متن فایل وان نوت مغنی می گشتم که پیدا نمی شد!
یک متن قابل ویرایش خوب از فایل های کتب درسی حوزه در دسترس نیست؛ تا اینکه تصمیم گرفتم از روی سایت قائمیه کتابهایش را تبدیل به فرمت WORD بکنم تا همه برادران و خواهران عزیزی که می خواهند در لپ تاپ خودشان درس ها را داشته باشند و بتوانند جزوه نویسی بکنند کارشان آسان بشود
برای انتقال به وان نوت هم اگر کسی این درس ها را با دسته بندی توی وانت برد لطفا برای بنده بفرستد تا اینجا قرار بدهم تا بقیه هم استفاده بکنند.
پایه 1پایه 2پایه 3

پایه 4

پایه 5

پایه 6

پایه 7

پایه 8

پایه 9

پایه 10

لیست دروس حوزه از پایه 1 تا 10

پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۲۶ ب.ظ

بسمه تعالی
عکسی که در لینک زیر برای دانلود گذاشتم فایل لیست دروس حوزوی از پایه 1 تا 10 می باشد.
دانلود

در لینکی که در ادامه مطلب است نمودار درختی تقسیمات مختلف قضایای شرطیه به اعتبارات مختلف تقدیم شده است.


نکته: در کتاب منطق مظفر تقسیمات قضایای شرطیه در دو قسمت کتاب پرداخته شده است؛ یک بار تقسم بر اساس نسبت و کیف و احوال و ازمان در ابتدای فصل مربوط به قضایا و احکامها و یک بار هم بعد بحث موجهات.
به نظر میرسد به علت اینکه تقسمات به لزومیه و اتفاقیه و عنادیه و اتفاقیه این شبهه را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که این ها نیز جهات در قضایای شرطیه می باشند بهتر بود که این بخش و همچنین تقسیم به حقیقیه مانعه الجمع و مانعه الخلو بعد از همان تقسمات قبلی یعنی شخصیه مهمله و محصوره می آمد.
به هر حال ما همه تقسمیات را در نمودار درختی جمع آوری کردیم.
دانلود

طبقه بندی موضوعی
  • مطالب درسی حوزوی

     (۷۱)
    • نحو

       (۳۸)
      • سیوطی

         (۳۱)
      • صمدیه

         (۵)
      • مغنی

         (۱)
    • صرف

       (۲)
    • منطق

       (۲۶)
      • منطق مظفر

         (۲۲)
    • فلسفه

       (۵)
    • اصول فقه

       (۲)
    • فقه

       (۱)
  • خانواده و تربیت فرزند

     (۱)
  • طلبگی در عصر انقلاب

     (۶)
  • اخلاق و تهذیب

     (۱)
  • معرفی همسنگران

     (۲)
  • موبایل طلبه

     (۱)
  • مباحثی در مورد رهبر انقلاب

     (۵)
  • حوزه انقلابی

     (۴)
  • انقلاب اسلامی

     (۳)





  • 


دانلود جهاد کبیر_871726


دانلود فایل

نمودار درختی کتاب الهدایه فی النحو

پنجشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۴، ۰۴:۵۴ ب.ظ

در این مطلب نمودار درختی کتاب هدایه تقدیم شده است. بخش اول و دوم این کتاب است و خاتمه نمودار نشده است. 

دانلود 1

دانلود 2

لینک زیر بخش زیادی از نمودار درختی کتاب هدایه در قالب فایل ایکس مایند است.
دانلود


 د

تعریف علم اصول

ما در تمام افعالی که در انجام می دهیم یک حکم شرعی داریم که آیا آن کار را باید انجام بدهیم یا نباید انجام بدهیم و یا مباح است (مختاریم که انجام بدهیم یا ندهیم)؛ علم فقه علمی است که وضعیت ما را در هنگام انجام افعال مشخص می کند که حکم شرع مقدس در اینجا چیست.

این علم به طور کلی به دو شیوه حکم شرعی را استنباط می کند یا غیرمباشر یعنی به وسیله استدلال حکم شرعی را فی الواقع کشف می کند و در اختیار می گذارد و وضعیت انسان را نسبت به آن عمل مشخص می کند و یا مباشر یعنی زمانی که نمی تواند حکم شرع را در آن عمل در واقع کشف کرد یک سری قواعد می آورد که وضعیت ما را مباشرتاً در آن فعل خاص مشخص می کند که چه کار بکنیم.

این قواعد که در روش مباشر و غیرمباشر به کار می رود یک وجوه مشترکی دارند که به صورت عمومی می توانند مورد استفاده ما قرار بگیرند؛ به علمی که به این عناصر مشترک در عملیات استنباط حکم شرعی می پردازد؛ اصول می گویند. إنّ علم الاصول «هو العلم بالعناصر المشترکة فی عملیة الاستنباط»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۴۷
عقیل رضانسب

کتاب کلیات علوم اسلامی یکی از آثار ارزشمند شهید مطهری (ره) است که برای آشنایی اولیه با علوم اسلامی نوشته شده است و کتابی بسیار ارزشمند برای آشنایی مختصر با علوم اسلامی است؛ بخشی از این کتاب به آشنایی با علم فقه اختصاص داده شده است که ما در این مطلب نمودار درختی این کتاب را تقدیم عزیزان می کنیم  که به ویژه برای عزیزانی که برای اولین بار می خواهند علم فقه را فرابگیرند قبل از ورود به علم فقه مطالعه این کتاب بسیار مفید خواهد بود. توصیه می شود که این عزیزان خود کتاب را مطالعه بفرمایند و برای مرور و دوره از این نمودار استفاده بکنند.
1. نمودار کلی. دانلود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۳۳
عقیل رضانسب

کتاب کلیات علوم اسلامی یکی از آثار ارزشمند شهید مطهری (ره) است که برای آشنایی اولیه با علوم اسلامی نوشته شده است و کتابی بسیار ارزشمند برای آشنایی مختصر با علوم اسلامی است؛ بخشی از این کتاب به آشنایی با اصول اختصاص داده شده است که ما در این مطلب نمودار درختی این کتاب را تقدیم عزیزان می کنیم  که به ویژه برای عزیزانی که برای اولین بار می خواهند علم اصول را فرابگیرند قبل از ورود به علم اصول مطالعه این کتاب بسیار مفید خواهد بود. توصیه می شود که این عزیزان خود کتاب را مطالعه بفرمایند و برای مرور و دوره از این نمودار استفاده بکنند.
1. نمودار کلی. دانلود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۴۰
عقیل رضانسب

در این مطلب نمودار درختی بخش ابتدایی کتاب مغنی الادیب تقدیم می شود
این نمودارها مربوط به بحث همزه مفرده و سه بخش اول همزه مرکبه یعنی آ و أجل و إذ هستند.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۰۶:۴۷
عقیل رضانسب

داشتم دنبال متن فایل وان نوت مغنی می گشتم که پیدا نمی شد!
یک متن قابل ویرایش خوب از فایل های کتب درسی حوزه در دسترس نیست؛ تا اینکه تصمیم گرفتم از روی سایت قائمیه کتابهایش را تبدیل به فرمت WORD بکنم تا همه برادران و خواهران عزیزی که می خواهند در لپ تاپ خودشان درس ها را داشته باشند و بتوانند جزوه نویسی بکنند کارشان آسان بشود
برای انتقال به وان نوت هم اگر کسی این درس ها را با دسته بندی توی وانت برد لطفا برای بنده بفرستد تا اینجا قرار بدهم تا بقیه هم استفاده بکنند.
پایه 1پایه 2پایه 3

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۵۳
عقیل رضانسب

قبلا نمودار درختی اشکال قیاس اقترانی تقدیم شده بود ولی نمودار درختی شکل چهارم آن ناقص مانده بود که بحمدالله کامل شد و در محل خودش قرار گرفت. 
می توانید از لینک زیر به آن دسترسی پیدا بکنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۸
عقیل رضانسب

در این مطلی نمودار درختی بحث جدل در 6 نمودار تقدیم شده است.
قواعد و اصول جدل (کلی) - دنلود

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۲۴
عقیل رضانسب

در این مطلب نمودار درختی استغاثه؛ ندبه و ترخیم از کتاب شرح سیوطی بر الفیه تقدیم عزیزان شده است.
استغاثه - دانلود

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۵۷
عقیل رضانسب

در این مطلب نمودار درختی اسم صوت و اسم فعل از کتاب شرح سیوطی بر الفیه تقدیم بزرگواران شده است.
اسم صوت - دانلود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۴۷
عقیل رضانسب

در این مطلب نمودار درختی نمودار درختی اعمال و ابنه اسم فاعل و مفعول و صفت مشبهه از کتاب شریح سیوطی بر الفیه تقدیم عزیزان شده است.
اعمال اسم فاعل - دانلود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۴۴
عقیل رضانسب

  • ۵۵۲۹۱۰۷۳۵۶۰۴۵۱۷۴۵۴۲

    موشن_گرافیک| ایران قربانی ترور

    ۲۵/۰۶/۱۳۹۵
  • ۱۴۴۶۵۷۲۳۲۱_motiongraphic-khiabane204

    موشن_گرافیک | خیابان ۲۰۴

    ۲۵/۰۶/۱۳۹۵
  • ۳۱۵۹۱۸_۲۴۳

    اقتصاد مقاومتی-موشن گرافیک ۳

    ۲۲/۰۶/۱۳۹۵
  • ۸۲۱۸۲۶۲۹-۷۰۹۲۷۰۶۴

    اقتصاد مقاومتی-موشن گرافیک ۲

    ۲۲/۰۶/۱۳۹۵
  • img19450789

    اقتصاد مقاومتی-موشن گرافیک ۱


  • انجام جهاد کبیر به وسیله‌ی عدم اطاعت از کفار

     

    فَلا تُطِعِ اَلْکافِرِینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبِیراً  ﴿الفرقان‏، 52

     

    اخیراً مقام معظم رهبری در بیانات خودشان بر روی واژه‌ای به نام «جهاد کبیر» زیاد تأکید می‌کنند؛ این جهاد کبیر را هم جهاد در عدم تبیعت از کفار و مقاومت در برابر آنها معنا می‌کنند. در بیانات 3 خرداد 1395 ایشان در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیه‌السلام چنین فرمودند:

     

    دریافت نسخه قابل چاپ

     

    «امروز برای کشور ما جنگ نظامیِ سنّتی و متعارف احتمال بسیار بسیار ضعیفی است لکن جهاد باقی است؛ جهاد یک چیز دیگر است. جهاد فقط به‌معنای قتال نیست، فقط به‌معنای جنگ نظامی نیست؛ جهاد یک معنای بسیار وسیع‌تری دارد. در بین جهادها جهادی هست که خدای متعال در قرآن آن را «جهاد کبیر» نام نهاده: وَ جهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا؛ در سوره‌ی مبارکه‌ی فرقان است؛ «بِه‌» یعنی به قرآن، «جهِدهُم بِه‌» یعنی به‌وسیله‌ی قرآن با آنها جهاد کن؛ جِهاداً کَبیرًا. این آیه در مکّه نازل شده. درست توجّه کنند جوانهای عزیز! در مکّه جنگ نظامی مطرح نبود؛ پیغمبر و مسلمانها مأمور به جنگ نظامی نبودند، کاری که آنها میکردند کار دیگری بود؛ همان کار دیگر است که خدای متعال در این آیه‌ی شریفه میگوید: وَ جهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا. آن کارِ دیگر چیست؟ آن کارِ دیگر، ایستادگی و مقاومت و عدم تبعیّت [است.] فَلا تُطِعِ الکفِرینَ وَ جهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا؛ از مشرکین اطاعت نکن. اطاعت نکردن از کفّار همان چیزی است که خدای متعال به آن گفته جهاد کبیر.»[1]

    برای روشن شدن معنا فرق این تقسیم‌بندی با تقسیم‌بندی مشهور جهاد اکبر و اصغر را نیز در این می‌فرمایند که این جهاد کبیر منظور بزرگ‌ترین جهاد در بین جهادهای اصغر است. این عدم تبعیت را هم در همه میدان‌های جنگ با کفار می‌دانند یعنی میدان سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر و...

    در فراز بعدی همین بیانشان راز دشمنی آشتی ناپذیر مستکبری با جمهوری اسلامی را همین حاضر نشدن به عدم تبیعت از آنان می‌دانند و تفکر اسلامی داشتن را عامل زیر بار این حرف زور نرفتن ما می‌دانند و از همه می‌خواهند که این جهاد کبیر را سرلوحه کار خودشان قرار بدهند.

     

    آن چیزی که در نوشته مد نظر ما است بیانی است که ایشان 3 روز بعد در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری در تفسیر همین آیه 52 سوره مبارکه فرقان داشتند.

    همانطور که در بیانی که از ایشان گذشت دیدیم ایشان در تفسیر این آیه که دستور به جهاد کبیر علیه کافران است، این جهاد کبیر را عدم تبعیت از آنان معرفی می‌کنند و در بیان ضمیری که در آیه هست که به چه وسیله‌ای با کافران به این جهاد کبیر بپردازید می‌فرمایند:

    «جهِدهُم بِه‌؛ یعنی به‌وسیله‌ی قرآن با آنها جهاد کن.»

    ولی در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان بعد از بیان اینکه مفسرینی چون طبرسی در مجمع البیان و علامه طباطبایی در المیزان با اینکه کلمه قرآن در عبارت نیامده است می‌فرمایند که این ضمیر بهِ به قرآن برمی‌گردد؛ یک احتمال دیگری را مطرح می‌فرمایند.

    علامه در المیزان ذیل این آیه می‌فرمایند:

    «و ضمیر «بِهِ» للقرآن بشهادة سیاق الآیات، و المجاهدة و الجهاد بذل الجهد و الطاقة فی مدافعة العدو و إذ کان بالقرآن فالمراد تلاوته علیهم و بیان حقائقه لهم و إتمام حججه علیهم.»[2]

    مرحوم طبرسی هم در مجمع البیان چنین می‌فرمایند:

     

    «(فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ) فیما یدعونک إلیه من المداهنة و الإجابة إلى ما یریدون «وَ جاهِدْهُمْ» فی الله «بِهِ» أی بالقرآن عن ابن عباس «جِهاداً کَبِیراً» أی تاما شدیداً»[3]

    آن احتمال معنایی این است که؛

     

    «بنده هم آنجا همین را در سخنرانی گفتم؛ بعد که آمدم، به ذهنم رسید که یک وجه اوضحی در اینجا وجود دارد که «فَلا تُطِعِ الکفِرینَ وَ جهِدهُم بِه‌»، یعنی «بعدم الاطاعة»؛ عدم‌الاطاعة یعنی آن مصدری که فعل از آن انشقاق پیدا [میکند] و مستتر در آن فعل است؛  فَلا تُطِعِ الکفِرینَ وَ جهِدهُم بِه‌، یعنی به این عدم‌الاطاعة، جِهادًا کَبیرًا؛ پس عدم‌الاطاعة شد جهاد کبیر؛ این معنا اقرب به ذهن است.»[4]

    پس همانطور که روشن است ایشان این ضمیر بهِ در آیه را به عدم اطاعات از کفار می‌زنند؛ و بعد از این بیان ایشان فرمودند که البته من فحص نکردم که ببینم که در بین مفسرین کسانی این احتمال را داده‌اند یا نه ولی به هر حال این احتمال مهمی است.

    این یادداشت کوتاه فحصی است در بین نظرات مفسرین ذیل این آیه؛ برای تقویت وجه تفسیری‌ای که معظم له از این آیه ارائه فرمودند. با فحصی که در بین مفسرین انجام شده است مفسران زیادی از شیعه و سنی چنین احتمالی را مطرح کردند و بلکه برخی‌ها همین را پذیرفته‌اند.

    از جمله کسانی که این احتمال را مطرح کرده است خود مرحوم طبرسی در کتاب تفسیری دیگر خودشان یعنی تفسیر جوامع الجامع است که چنین می‌فرمایند:

    «و (لا تُطِعِ الْکافِرِینَ) فیما یریدونک علیه. و الضّمیر فى‏ «بِهِ» للقرآن، أو لترک الطّاعة الّذى دلّ علیه‏ (فَلا تُطِعِ)»[5]

    همانطور که می‌بینیم ایشان به عبارت «ترک طاعه» بر این معنا که به وسیله ترک طاعت از کافران جهاد کبیر بکن تصریح می‌فرمایند.

    از جمله مفسرین بزرگ شیعی دیگری که این احتمال را مطرح کرده است مرحوم فیض کاشانی در کتاب تفسیر صافی است.

    «و جاهِدْهُمْ‏ بِهِ‏ القرآن أو یترک طاعتهم‏ جِهاداً کَبِیراً»[6]

    از جمله تفاسیر شیعی دیگری که این معنا را آوردند تفسیر بیان السعاده،[7] تفسیراصفی،[8] تفسیر لاهیجی،[9] تفسیر جوهر الثمین[10] و تفسیر کنزالدقائق،[11] می‌باشند.

     

    در تفاسیر اهل سنت هم به کرار این معنا تکرار شده است. از جمله آلوسی در تفسیر روح المعانی می‌فرمایند:

     

    «و جوز أن یکون ضمیر بِهِ‏ عائدا على ترک طاعتهم المفهوم من النهی و لعل الباء حینئذ للملابسة و المعنى و جاهدهم بما ذکر من أحکام القرآن الکریم ملابسا ترک طاعتهم‏»[12]

     

    تفاسیر دیگری که به این معنا تصریح کردند عبارتند از: انوار التنزیل اثر بیضاوی،[13] بحر المحیط اثر ابوحیان،[14] تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان‏، [15] تفسیر الدر المصون[16] و تفسیر مظهری.[17]

    همچنین تفاسیری مثل؛ التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج‏،[18] الوجیز فى تفسیر القرآن العزیز(عاملى)،[19] تفسیر معین،[20] تفسیر الخطیب الشربینى المسمى السراج المنیر،[21] و سواطع الالهام فى تفسیر کلام الملک العلام‏[22] نیز این معنا را تصریح کرده‌اند.

     

    عقیل رضانسب

    طلبه مدرسه مبارکه معصومیه (س)  قم  07/03/1395

    [1] http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=33172

    [2] المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏15، ص: 228

    [3] مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏7، ص: 273

    [4] بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری (http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=33198)

    [5] تفسیر جوامع الجامع، ج‏3، ص: 142

    [6] تفسیر الصافی، ج‏4، ص: 19

    [7 بیان السعادة فى مقامات العبادة، ج‏3، ص: 145

    [8] الأصفى فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص: 871

    [9] تفسیر شریف لاهیجى، ج‏3، ص: 344

    10] الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین، ج‏4، ص: 363

    [11] تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏9، ص: 409

    [12] روح المعانی، ج‏10، ص: 33

    [13] أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج‏4، ص: 127

    [14] البحر المحیط فى التفسیر، ج‏8، ص: 117

    [15] تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج‏5، ص: 250

    [16] الدر المصون فى علوم الکتاب المکنون، ج‏5، ص: 258

    [17] التفسیر المظهرى، ج‏7، ص: 42

    [18] ج19، ص 77

    [19] ج‏2، ص: 415

    [20] ج‏2، ص: 960

    [21] ج‏3، ص: 27

    [22] ج‏4، ص: 102

//bayanbox.ir/view/1543628562105945148/%D9%BE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%BE%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%88%D8%AC%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C.png

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از بهترین کتاب هایی که برای علم اصول فقه نگاشته شده است، کتاب الموجز آیت الله جعفر سبحانی است. در این مطلب یک فایل پاورپوینت خدمت شما تقدیم مینماییم که توسط آقای عباس ذوالقدری تهیه شده است. این فایل در 367 اسلاید نه تنها تمام مطالب کتاب الموجز به شکلی بسیار با کیفیت و چشم نواز و بسیار آموزشی تهیه شده است، بلکه بعضی از مطالب تکمیلی نیز از کتاب الوسیط  -که آن نیز کتابی اصولی از همین مؤلف است- به آن اضافه شده است.

با تشکر از آقای عباس ذوالقدری که این فایل بسیار مفید را تهیه و منتشر کرده است.

دانلود پاورپوینت کامل الموجز آیت الله سبحانی

دریافت

 

تصویر بعضی از اسلایدها

 


پاورپوینت های سیاسی

پاورپوینت های سیاسی

پاورپوینت


جهت دانلود پاورپوینت‌ ها روی تصاویر کلیک راست کنید و گزینه save  link as را انتخاب بفرمائید.

 

nofooz

 

loozan

 

sofi

لوزان-مذاکرات-هسته-ای

آخرین به روزرسانی ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

یمن

آخرین به روزرسانی ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

fetneh

آخرین به روز رسانی: ۱۳۹۳/۱۲/۱۷

shiraziha

آخرین به روز رسانی: ۱۳۹۳/۱۲/۱۷

2ghotbisazi

آخرین به روز رسانی: ۱۳۹۳/۱۲/۱۷

کتاب-نهم-ربیع؛-جهالت-ها-و-خسارت-ها

آخرین به روز رسانی: ۱۳۹۳/۱۲/۱۷

فمنیسم

فتنه-علیه-شیعه

دفاع-مقدس

مذاکرات-هسته-ای

سوریه-قسمت-اول

سوریه-قسمت-دوم

سوریه-قسمت-سوم

جریان-شناسی-سیاسی

امپراطوری-یهود-قسمت-اول

امپراطوری-یهود-قسمت-دوم

انقلاب-اسلامی-قسمت-اول

انقلاب-اسلامی-قسمت-دوم

حلقه-کیان

وهـــابیت

بهائیت

عرفان‌های-نوظهور

انجمن-حجتیه-قسمت-اول

انجمن-حجتیه-قسمت-دوم

انجمن-حجتیه-قسمت-سوم

خانواده-هاشمی

خانواده-مقام-معظم-رهبری

امام-خمینی(ره)

عرفان-کیهانی-حلقه

هندوئیسم

سکولاریسم

سینمای-سیاسی

مجاهدین-خلق


پاورپوینتی با موضوع جریان شناسی سیاسی

این پاور پوینت بسیار زیبا به شما شناختی عمیق ودقیق از جریانهای سیاسی موجود در کشور میدهد.جهت دانلود این پاور پوینت میتوانید اینجارا کلیک کنید.


Untitled-1_570

جریان شناسی سیاسی در ایران را در آستانه یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  که توسط بسیج دانشجویی دانشکده بهداشت تهیه شده است با همدیگر مرور می کنیم .

  پاورپوینت جریان شناسی(حجم:  ۲۰٫۵ مگابایت )



دانلود پاورپوینت سه جریان  سیاسی

لطفا کلیک بفرمائید .


  جریان شناسی سیاسی رسانه/


دریافت فایل پاورپوینت این جلسه: دانلود


معرفی برخی شبکه های اجتماعی پاک +دانلود پاورپوینت
پاورپوینت این مقاله را نیز از اینجا دانلود کنید.

 
ادامه مطلب ...

ادعاهای آخرالزمانی داعش

مبلّغان داعش چنین وانمود می کنند که آنها یاران و سپاهیان امام مهدی (عج) در دوران ظهور هستند. این گروه با استناد به احادیث جعلی و ضعیف، حتی گاه بدون توجه به ظاهر این احادیث، بر آن است که خود را با تحولات عصر ظهور مرتبط کند.

به گزارش مشرق، آخرالزمان در اصطلاح به آخرین دوره حیات انسان ها پیش از پایان عمر جهان گفته می شود. به عبارتی این دوره  با ولادت پیامبر اسلام آغاز می شود و با شروع رستاخیز پایان می یابد. در همین دوره حوادث مربوط به ظهور منجی عالم بشریت رخ می دهد و جهان شاهد تحولی عظیم خواهد بود. پرچم حق و عدالت بر جهان چیره و ظلم و فساد و بی عدالتی ریشه کن می شود. 

موضوع آخرالزمان و احادیث مربوط به آن، از مقولاتی است که گروه های تکفیری ازجمله داعش به آنها پرداخته اند. داعش نام ارگان رسمی خود را «دابِق»  گذارده است. دابق، شهری بسیار کوچک در سوریه است. این شهر از نظر نظامی اهمیت خاصی ندارد. با این حال، تروریست های داعش، با پافشاری و دادن تلفات سنگین، آن را اشغال کردند و سپس به جشن و پایکوبی در آن پرداختند.

دلیل این سماجت در اشغال دابق، حدیثی است که داعشی‌ها مدعی هستند ابوهریره از پیامبراکرم (ص) نقل کرده و در کتاب «صحیح مسلم» ج14 صفحه 85 آمده است: «لا تقوم الساعة حتى ینزل الروم بالأعماق أو بدابق فیخرج إلیهم جیش من المدینة، من خیار أهل الأرض یومئذٍ،.. ویقتل ثلث أفضل الشهداء عند الله، ویفتح الثلث لا یفتنون أبداً، فیفتحون قسطنطینیة... فیتنزل عیسى بن مریم صلى الله علیه وسلم،...  فإذا رآه عدو الله ذاب کما یذوب الملح فی الماء،...» «قیامت برپا نمی شود تا زمانی که رومیان به اعماق یا دابق هجوم می آورند.

پس در آن روز لشکری از مدینه که از خوبان اهل زمین هستند به سوی آنها روانه می شوند. پس یک سوم آنها کشته می شوندکه برترین شهدا نزد خداوند هستند و یک سوم دیگر فاتح می شوندکه به هیچ فتنه ای دچار نمی گردند. سپس قسطنطنیه را فتح می کنند...پس در آن زمان عیسی مسیح نزول می کند... پس چون دشمن خدا او را می بیند، مانند نمک در آب حل می شود...»                                                                                                                                                                                  

طبق این حدیث، پیش از وقوع قیامت، مسلمانان با رومی‌ها در دابق می جنگند و با تحمل تلفات سنگین، این شهر را تصرف می کنند. مسلمانانی که کشته می‌شوند، برترین شهدای اسلام هستند. این حدیث از ابوهریره نقل شده است که روایات او از اعتبار  برخوردار نیست. با این وصف اگر کمی در ظاهر این روایت دقت کنیم، تناقض گویی های نظریه پردازان داعش روشن می شود.

در متن این روایت آمده که رومی ها به دابق می آیند. اما رومی ها وارد دابق نشده اند بلکه داعش در پی یک درگیری نظامی وارد دابق شد. طبق این روایت، لشکریانی از مدینه می آیند و با رومی ها می جنگند، در حالی که نیروهای داعش از مدینه نیستند بلکه جمع زیادی از آنها از کشورها و نقاط مختلف جهان در سوریه گرد آمده اند. در روایت همچنین به نازل شدن حضرت عیسی اشاره شده که تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است.

داعش همچنین به احادیثی استناد می کند که بر فضیلت شام دلالت می کند: «سیصیر الامر إلى أن تکونوا جنودا مجنده جند بالشام وجند بالیمن و جند بالعراق، علیک بالشام فإنها خیرة الله من أرضه یجتبی إلیها خیرته من عباده، فان أبیتم فعلیکم بیَمنکم واسقوا من غُدُرکم، فان الله تعالى قد توکل لی بالشام وأهله » «امور چنان خواهد شد که در آینده، سپاهیانی شکل خواهند گرفت. سپاهی در شام، سپاهی در یمن و سپاهی در عراق. بر تو باد شام، پس آنجا زمین برگزیده خداوند است که بهترین بندگانش را به سوی آنجا می فرستد، اگر به شام نرفتید پس بر شما باد یَمن تان (یعنی به یمن بروید) و از غدیرهاتان سیراب شوید. به درستی که خداوند متعال درباره شام و اهل آن به من سفارش کرده است.»[1]                         

نشریه دابق، ارگان رسمی داعش، نیز مملو از نشانه های آخرالزمانی است که این جریان، خود را به آن منتسب می کند.

داعش در نشریه شماره 2 دابق در صفحه آخر، حدیثی را از قول پیامبر(ص) از صحیح مُسلم نقل می کند که خود را مصداق عینی آن می داند: «تغزون جزیرة العرب فیفتحها الله ثم فارس فیفتحها الله ثم تغزون الروم فیفتحها الله ثم تغزون الدجال فیفتحه الله » «شما با ساکنان جزیرة العرب می جنگید پس خدا آنجا را فتح می کند (شما را پیروز می کند)، سپس با فارس می جنگید و خدا آن را نیز فتح می کند (شما را پیروز می کند) و نیز با روم می جنگید و آنجا را نیز خداوند فتح می کند (شما را پیروز می کند) و در نهایت با دجال خواهید جنگید و خدا بر او پیروزخواهد شد...»[2]  

در شماره 5  نشریه دابق، تصویری از برافراشته شدن پرچم خلافت داعش برفراز کعبه به نمایش درآمده و در پیشگفتار درباره فتح روم و بیت المقدس در آخرالزمان به دست داعش چنین نوشته شده است: «پرچم خلافت بر فراز مکه و مدینه برافراشته خواهد شد، حتی اگر منافقان و مرتدان آن را کوچک بشمارند. پرچم خلافت بر فراز بیت المقدس و روم برافراشته خواهد شد، حتی اگر یهودیان و صلیبیان آن را خوار بشمارند. سایه این پرچم پر برکت چنان گسترده خواهد شد که همه غرب و شرق زمین را در بر می گیرد و جهان را از حقیقت و عدالت اسلامی آکنده خواهد کرد و به دروغ و استبداد جاهلیت نوین پایان خواهد داد، حتی اگر آمریکا و ائتلاف تحت مدیریت او از آن متنفر باشند.»

در نشریه شماره 4 دابق، تصویر روی جلد برافراشته شدن پرچم داعش را برفراز میدان سن پیتر(st. peter’s ) در واتیکان نشان می دهد. در صفحه اول این نشریه جمله ای از ابومصعب زرقاوی نقل شده است که به مواجهه «لشکر اسلام » و غرب در دابق در آخرالزمان اشاره دارد: «این جرقه ای است که در عراق زده شده است و به اذن الهی دامنه آتش آن لشکر صلیبی غرب را در "دابق" فرا خواهد گرفت.»[3] منظور نشریه دابق از «لشکر اسلام »، همان نیروهای داعش است.

 در همین شماره به سخنان محمد العدنانی، سخنگوی وقت گروه تروریستی داعش که بعدها کشته شد نیز درباره شکست رومیان از مسلمانان (داعش) در آخرین نبرد اشاره شده است: «ما شما را شکست خواهیم داد، اما این بار با گذشته فرق خواهد داشت. چراکه این آخرین نبرد خواهد بود و دیگر شما هرگز به ما یورش نمی برید... ما، به اذن خداوند، رم را تسخیر می کنیم، صلیب ها را می شکنیم و زنان شما را به بردگی خواهیم گرفت. این وعده خداوند به ماست و در وعده او خلافی نیست.» وی در ادامه به حدیثی از پیامبر درباره فتوحات آخرالزمان اسلام اشاره می کند که پیامبر می فرماید: اول شهر هرقل (قسطنطنیه) و بعد روم فتح خواهد شد. وی به زعم خود می پندارد که این حدیث، وعده نصرت خداوند به داعش برای شکست مخالفانش است که اول قسطنطنیه (استانبول) و بعد روم را فتح خواهند کرد.[4]

داعش در خیال پردازی آخرالزمانی خود، ابوبکر البغدادی را خلیفه مسلمین می داند که با ظهور مهدی، رهبری را به او واگذار می کند. به باور داعشی ها مجاهدان به اصطلاح دولت اسلامی (داعش) همان یاران حضرت هستند که درکنار او با کفار می جنگند. در نشریهThe Islamic state  داعش در مقاله ای به تشریح حال و هوای عصر ظهور و جنگ آخرالزمان می پردازد: «به زودی دولت اسلامی دنیای عرب را فتح می کند.

آماده سازی این هدف الان شروع شده، بعد از چند سال جنگ (احتمالا تا  سال 2020)، مهدی از مدینه به مکه می آید و همه مسلمانان جهان گرد او جمع می شوند. بعضی افراد مؤمن در رؤیای صادقه خود دیده اند که مردی با عمامه سیاه (منظورشان ابوبکر البغدادی است) رهبری خود را به مردی با عمامه سفید واگذار می کند.

در تفسیر این رؤیا باید گفت مرد با عمامه سفید همان مهدی است. در طول این زمان، (به اصطلاح ) دولت اسلامی، شیعیان ایران را از بین می برد و ایران را به حکومتی  سنی تبدیل می کند. وقتی که ایران سنی شد، مجاهدان دولت اسلامی از خراسان با مجاهدان دولت اسلامی از جهان عرب ادغام می شوند. در این زمان «ملحمه» (جنگ آرماگدون) آغاز می شود. فتح ایران، هشداری برای رومیان است چرا که می دانند آنها هدف بعدی دولت اسلامی (داعش) هستند.

دولت اسلامی با 80  پرچم و بیش از 100 هزار سرباز، برای جنگ به دابق (نزدیک مرز سوریه و ترکیه ) وارد می شود و این جنگ آخرالزمان است. اتفاق بزرگی که در کتاب مقدس مسیحیان نیز ذکر شده است... رومی ها از سمت غرب وارد سوریه می شوند. باید خاطرنشان ساخت که حکام دست نشانده در سرزمین های اسلامی نیز سقوط می کنند و گروه های مسلح دولت اسلامی با استقرار در این سرزمین ها، از موشک های به جامانده از رژیم های دست نشانده، برای جنگ با اروپا استفاده می کنند.»[5]

داعش از طریق ساخت انواع کلیپ های تبلیغاتی، از گفتمان مهدویت و روایت پرچم های سیاه، برای مشروعیت بخشی به اقدامات خود سوء استفاده می کند. چنانچه برخی از امامان جماعت همسو با جریان های تکفیری در کشورهای اروپایی، استرالیا و سایر نقاط جهان، به تمجید و ستایش از رایات سود ( پرچم های سیاه ) می پردازند. آنها با این ترفند، جوانان مسلمان آن کشورها را برای پیوستن به داعش و سایر گروه های تکفیری ترغیب می کنند. به عنوان نمونه، یک امام جماعت در استرالیا در سخنرانی های خود از آمدن جیش خراسان یاد کرده است و طالبان و جریان های جهادی و تکفیری را تبلیغ می کند. او در برنامه هایش تیزرهای تبلیغاتی داعش و پرچم های سیاه آن را مورد استفاده قرار می دهد. [6]

ارزیابی ادعاهای آخرالزمانی داعش با روایات:

مبلّغان داعش چنین وانمود می کنند که آنها یاران و سپاهیان امام مهدی (عج) در دوران ظهور هستند. این گروه با استناد به احادیث جعلی و ضعیف، حتی گاه بدون توجه به ظاهر این احادیث، بر آن است که خود را با تحولات عصر ظهور مرتبط کند. داعش با دروغ پردازی، خود را به عنوان جریانی مطرح می کند که به ظهور دولت مهدی متصل است تا مشروعیت بیشتری کسب کند و عده زیادتری از ساده لوحان را بفریبد.

آنان با استناد به احادیث «رایات السود» (پرچم های سیاه) که در آخرالزمان با مهدی بیعت خواهند کرد، خود را مصداق عینی آن معرفی می کنند: «اذا رأیتم الرایات السود خرجت من قبل خراسان فأتوها ولوحبوا علی الثلج فان فیها خلیفة الله المهدی » «وقتی پرچم های سیاه را دیدید که از سوی خراسان می آیند، به سراغ آنان بروید، گرچه به حرکت روی برف (یخ) باشد، چون خلیفه خدا، مهدی، در میان آنهاست.»[7]  

هم در روایات شیعه و هم در روایات اهل سنت، به حرکت پرچم های سیاه در آخرالزمان اشاره شده است. البته درمورد اینکه صاحبان این پرچم ها چه کسانی هستند و حرکت آنها در چه زمانی است، بین متخصصان امر اختلاف نظر وجود دارد. در روایات مربوط به آخرالزمان، چندین قیام با پرچم سیاه دیده می شودکه بعضی بر حق و بعضی باطل هستند. اما پرچم هایی که بر مدار حق حرکت می کنند، مورد تمجید و ستایش قرار گرفته اند و از مردم خواسته شده است که آنها را یاری کنند.

کتاب احقاق الحق (ج29 ص 410) به روایتی از امام علی(ع) درمورد پرچم های سیاهی اشاره می شود که راه باطل را می پیمایند. این روایت برخی خصوصیات آنها را یادآور می شود و آنان را مورد سرزنش قرار می دهد. نظیر اینکه: آنها خشن و سنگدل هستند، به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیستند، (ظاهراً)  به حق دعوت می کنند اما اهل حق نیستند. اسامی آنها به صورت کنیه است و نسب و فامیلی آنها اسامی شهرهاست ( نظیر البغدادی و شیشانی، البریتانی و الانباری ). این روایت تاکید دارد وقتی که آنها را دیدید، به زمین بچسبید و حرکت نکنید، یعنی دعوت آنها باطل است، به آنها نپیوندید و یاریشان نکنید.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که گروه های تکفیری، بویژه داعش، بر چه اساس با استناد به روایات پرچم های سیاه، خود را مصداق عینی پرچم حق معرفی و این احادیث را به نفع خود مصادره می کنند. در حالی که در روایات به پرچم های باطل هم اشاره شده است. اتفاقاً  برخی از علائم و نشانه های پرچم های سیاه باطل، با مشخصات این گروه ها، به ویژه داعش، تطبیق می کند.

حاصل آنکه احادیث مربوط به آخرالزمان را باید با دید کارشناسی و از طریق منابع معتبر و مطمئن مورد بررسی قرار داد. نمی توان این احادیث را به میل و دلخواه و براساس منافع خود، تفسیر و تحلیل کرد. این رویه، در طول تاریخ، آسیب های زیادی را به اسلام وارد کرده است. نمونه معاصر آن، داعش و سایر گروه های تکفیری هستند که با برداشت های سطحی و نامعتبر از آیات و روایات، راه را به کلی گم کرده اند.

پی نوشت ها:

1. ابن عبدالهادی مقدسی،محمدبن احمد،(1422ق) فضائل الشام، بیروت، دارالکتب العلمیه،ص 161

2. dabiq,(1435ramazan),n2

3. dabiq,(1435 zihajeh),n4

4. www.amaghfarsi.wordpress.com/201505/20/1/

5. Publication the Islamic state,2015,p 90-91

6. youtube,02,11,2012

7. ابن حنبل، احمد، «المسند»، موسسه الرساله ج5،ص 277

منبع: فارس

امروزه پرسش‌های جهت‌دار و شبهات دینی با انگیزه‌های گوناگون و توسط افراد و گروه‌های مختلفی تولید و به شیوه‌های گوناگونی توزیع می‌شود. در وضعیت کنونی به سبب گسترش امکانات رسانه‌ای و آشنایی اکثر مردم با ابزارهای جدید ارتباطی، زمینه شیوع شایعات و شبهات دینی به صورت هول‌انگیزی فراهم آمده و تولید و توزیع شبهه بدون وقفه در حال ریزش به سمت مردم است.
به گزارش مشرق، در مطلب حاضر نویسنده با اشاره به شبهاتی که در فضای مجازی درباره ناکارآمدی دین اسلام و رفتارهای مسلمان رواج یافته ،درصدد پاسخگویی مستدل به آنها برآمده که نخستین بخش آن از نظر خوانندگان عزیز می‌گذرد.

رواج شبهات در فضای مجازی؛ عامل تزلزل باورها
عرصه اندیشه دینی همواره بستر رویش پرسش‌ها، زایش مسئله‌ها و پرورش فکرها بوده است. اساساً اصلی‌ترین رسالت پیامبران الهی برانگیختن گنج‌های عقلانی انسان‌ و متذکرساختن او به حقیقت زندگی و ارزش حیات معقول و متعالی است. (نهج البلاغه، خطبه اول).دعوت پیامبران با واکنش‌های گوناگونی از سوی مردم رو به‌رو بوده است و همه انسان‌ها یکسان به آن پاسخ نداده‌اند. برخی به دعوت آنان پاسخ مثبت داده و با جان و دل ایمان آورده‌اند و برخی بر علیه آن برخاسته و به دشمنی با آنان همت گماشته‌اند.

تفاوت انسان‌ها در پذیرش یا رد دعوت پیامبران علل و عوامل گوناگونی دارد؛ اما مهمترین عامل، پیامدهایی است که ایمان به پیامبران در نگرش‌ها و رفتارها و مسائل زندگی انسان‌ها به دنبال دارد. پیامبران به روی‌آوردن به حیات معقول و تعدیل هیجان‌ها و غرائز حیوانی فرا می‌خواندند. آ‌نها طبیعت و لذت‌ها و کشش‌های طبیعی را مرحله گذرا و برای آزمایش نیک و بد انسا‌ن‌ها معرفی می‌کردند و از انسان‌ها می‌خواستند که به آن غره نشده و با دل‌سپردن و فرورفتن در لذت‌های طبیعی، از ساحت‌های  متعالی وجودی خود غافل نشوند و این امر برای بسیاری از مردم دشوار بوده و هست.
 
انسان فرزند طبیعت است و از دامان آن بر می‌خیزد و انس او با مادر خویش، انسی عمیق و گرایشی ریشه‌دار است؛ از این‌رو علاقه به طبیعت و دلبستگی به گرایش‌ها و کشش‌های طبیعی، امری دور از انتظار و قابل سرزنش نیست؛ اما معمولا انسان‌ها در دلبستن به طبیعت، افراط کرده و به تعبیر قرآن کریم، گرفتار اخلاد الی الارض(عراف: 176.) می‌شوند و جنبه‌های متعالی حیات را از یاد می‌برند. از این رو دعوت پیامبران و اولیای الهی که خواهان مدیریت هیجان و عاطفه انسان نسبت به لذت‌های طبیعی و توجه عمیق به حقیقت زندگی و حیات ابدی است، برای بسیاری از مردم خوشایند نیست؛ البته هرانسانی که با دعوت پیامبران مواجه می‌شود حق دارد که از چند و چون آن بپرسد و خاستگاه آن را بکاود.
 
پرسش از منشأ دعوت، باورها، ارزش‌ها و فرمان‌هایی که پیامبران برای بشر آورده‌اند و ادامه این پرسیدن تا حصول اطمینان و قوت ایمان، کاری خردمندانه و برخاسته از فطرت انسانی است؛ اما برخی از انسان‌ها با وجود روشن‌شدن حقیقت رسالت پیامبران و صرفاً به سبب سختی دل‌کندن از لذت‌ها و آرزوهایی که برای رسیدن به مواهب مادی و حیوانی دارند، همچنان به ایراد اشکال‌ها و پرسش‌ها و انتقادات ادامه می‌دهند و در شکاکیت فرو می‌مانند. شماری دیگری هم با برساختن شبهه‌ها و درهم‌بافتن ادعاهای بی‌اساس می‌کوشند تا دیگران را در انکار حقانیت راه پیامبران با خود همراه کنند و از بی‌ایمانی آنان به سود مقاصد پلید شخصی یا گروهی خود بهره جویند.

 امروزه پرسش‌های جهت‌دار و شبهات دینی با انگیزه‌های گوناگون و توسط افراد و گروه‌های مختلفی تولید و به شیوه‌های گوناگونی توزیع می‌شود. در گذشته بحث‌ها و مجادلات فکری در همه حوزه‌های فکری و از جمله قلمرو مباحث دینی، در محدوده‌ کوچکی از اهل علم و تخصص جریان پیدا می‌کرد و مردم کوچه و بازار معمولا از گرفتارشدن در دام شبهه‌انگیزان مصون می‌ماندند. در وضعیت کنونی به سبب گسترش امکانات رسانه‌ای و آشنایی اکثر مردم با ابزارهای جدید ارتباطی، زمینه شیوع شایعات و شبهات دینی به صورت هول‌انگیزی فراهم آمده و تولید و توزیع شبهه بدون وقفه در حال ریزش به سمت مردم است.
 
از آنجا که شناخت شبهات و توانایی درک مغالطات و پاسخ به آنها برای همه افراد مقدور نیست، متأسفانه بسیاری از کسانی که در معرض شبهات قرار می‌گیرند، گرفتار آسیب‌های اعتقادی شده و تزلزل در باورها، مشکلات فراوانی را برایشان پدید می‌آورد. بهترین شیوه برخورد با شبهات این است که اگر آمادگی لازم و توانایی تشخیص و پاسخ به آن را نداریم، حتی الامکان در معرض آن قرار نگیریم و اگر ناخواسته با شبهاتی روبه‌رو شدیم حتما در اولین زمان ممکن به عالمان دینی مراجعه کرده و ابهام‌ها و تردیدهای پیش‌آمده را برطرف سازیم.   

در حال حاضر مطالب زیادی در نقد دین، دینداری و ارزش‌های دینی در فضای مجازی دست به دست می‌شود که اکثراً ادعاهایی بی‌اساس و مطالبی غیرمستند و باطل است. مطالبی که معمولاً با یک ادبیات تحریک‌کننده و در کنار هم قراردادن راست و دروغ و استفاده از الفاظ حساسیت‌زا، سعی در تحقیر باورها و ارزش‌های دینی و متزلزل‌کردن شاکله فکری و اعتقادی مؤمنان دارند. در اغلب شبهاتی که توزیع می‌شود، هم ادعاها نادرست است و هم دلائل؛ دلائلی که با فشار الفاظ و فضاسازی روانی، کوشش می‌شود به عنوان دلائلی موجه، مؤثر واقع شده و مخاطب را خلع سلاح کند و پایه‌های ایمان او را به لرزه در‌آورد. یکی از شبهاتی که اخیرا در فضای تلگرام و از طریق کانال‌های ضد دین انتشار یافته این شبهه است: 1400سال است مردم خاورمیانه یکدیگر را بخاطر اعتقادات خود می‌کشند و در همین حال، بی‌خدایان:برق را کشف می‌کنند، تلفن را اختراع می‌کنند، قدم در کره ماه می‌گذارند، واکسن بیماری‌های مختلف را می‌سازند، ...؛
 
اما مردم این نقطه از جهان خود را دارای کامل‌ترین دین و بهترین امت می‌دانند آنهم با کشت و کشتار یکدیگر و دگراندیشان؛ خود را در بهشتی می‌پندارند که برای رسیدن به حوری و جوی عسل باید دین خدا را گسترش دهند ...! دوست مسلمان من! تا به حال پیش خود فکر کرده‌ای که چرا خدایت 124000 راهنمای خود را در منطقه خاورمیانه فرستاده است؟ تا به حال فکر کرده‌ای چرا پیامبری در سرزمین استرالیا یا آفریقا یا آمریکا نفرستاد؟! ارزش جهنم از بهشت خیلی بیشتر است! جهنمی که در آن افراد بی‌خدایی نظیر ادیسون، انیشتین، راسل و ... باشند، ارزشش بیشتر از بهشتی‌ است که در آن فقط مسائل کمر به پائین برای بندگان فراهم می‌شود! 1400سال است که هرکس در حکومت اسلامی آمد، خود را اسلام واقعی نامید، از زمان عمر و علی تا بن‌لادن و... و حالا هم که بغدادی خود را اجرا کننده اسلام واقعی می‌داند! به راستی اسلام واقعی کجاست؟! اصلا اسلام واقعی چیست؟! کی اجرا شده؟! توسط چه کسی؟!
 
کامل‌ترین دین بالای 70 فرقه دارد! فردی که از نظر اسلام کافر است، بخاطر انسان‌بودن و رضایت درونی خویش به کودکان فقیر کمک می‌کند؛ اما فرد دیگری به خاطر رضایت خدایش؛ خدایی که حکم این کافران را تنها گردن‌زدن می‌داند، خدایی که آنها را حرام زاده می‌خواند؛ خدایی که آنها را نجس می‌خواند ...  به راستی که کشورهای جهان سوم را با آتش‌زدن یک قرآن می‌توان شلوغ کرد، اما کشورهای نوین کافران، با کشته‌شدن یک کودک صدایشان بلند می‌شود! یک فرد دیندار به خودش این اجازه را می‌دهد که در عقاید شخصی افراد دخالت کند؛ یک فرد دیندار به خودش این اجازه را می‌دهد که به اسم خدا جان انسانی را بگیرد؛ اما یک فرد بی‌خدا برای خدمت به بشریت، قلب مصنوعی می‌سازد، انواع داروها را می‌سازد و .... به راستی ما به کجا می‌رویم؟ هدفمان در زندگی چیست؟ مگر غیر از این است که شما به خاطر جغرافیای کشورت مسلمانی؟! مگر غیر از این است که سیاه و سفید یکی هستیم و اسممان انسان است؟!

آیا افسار نامرئی دین را دور گردن خود حس نمی‌کنید؟! آیا وقت آن نرسیده که بخاطر انسان‌بودن به هم کمک کنیم نه به خاطر رضای خدا؟ خدا را در کجا می‌یابید؟ در کنار سنگی در کشور بیگانه؟! در ضریح‌های از جنس طلا؟! یا در کنار خیابان، پشت چراغ قرمزها؟! اندکی بدون تعصب تفکر کنیم! «خرافه‌زدایی برای ایرونی آزاد در آینده، شروع همه تغییرات فکری ماست!»

مطالبی مانند آنچه در بالا آوردیم در فضای مجازی، خصوصا تلگرام، به وفور منتشر شده و می‌شود. امثال این شبهه، مطالبی علمی و قابل‌اهمیت نیست و ارزش پاسخ گفتن را ندارد؛ اما به عنوان بررسی علمی یک نمونه از این شبهات و اینکه نشان دهیم چقدر سخنانی از این دست، سست و بی‌پایه‌ است و با تأمل دقیق در قطعات آن می‌توان به باطل بودن آن پی برد، آن را انتخاب کرده و ادعاها و دلائل آن را مرور می‌کنیم تا روشن شود که تولیدگران و توزیع کنندگان این گونه شبهات، هرگز دغدغه حقیقت‌طلبی و تحول و پیشرفت فکری مردم را ندارند؛ بلکه با انگیزه‌های پنهان سیاسی و فرهنگی، تنها به دنبال از بین‌بردن شالوده‌های اعتقادی مردمند. هدف اصلی از انتشار این گونه شبهات، از بین‌رفتن سرمایه مردمی نظام اسلامی و فروپاشی فرهنگ دینی جامعه ایرانی برای ایجاد زمینه‌های فرهنگی و روان‌شناختی دست‌اندازی دشمنان به استقلال سیاسی کشور و بسط هژمونی نامشروع آنان در این منطقه است.
 
دقت در مطالب این شبهه نشان می‌دهد که نویسندگان آن، هم ادعاهای باطلی را مطرح کرده‌‌اند و هم دلائلی را که برای اثبات ادعای خود به‌هم بافته‌اند، دلائلی ناموجه و نامرتبط با ادعاهاست و اصلا همه دلائل مطرح‌شده از سنخ ادعاست! نه دلیل! این شبهه یک ادعای اصلی دارد و برای اثبات ادعای خود دلائلی را مطرح می‌کند که آن را بررسی و نقد خواهیم کرد:

ادعای اصلی: دین امری خرافی است و برای هرگونه تغییر مثبت در زندگی باید از شر آن خلاص شد!

ادعاهای فرعی:
1. مردم خاورمیانه 1400 سال است که به خاطر دین یکدیگر را می‌کشند!

2. همه اختراعات و اکتشافات مهم در زندگی بشر را بی‌خدایان پدید آورده‌اند!

3. همه مردم خاورمیانه اعتقاد دارند که با کشتن بی‌خدایان به بهشت می‌روند!

4. همه پیامبران، در خاورمیانه مبعوث شده‌اند و هیچ پیامبری در استرالیا، آفریقا یا آمریکا مبعوث نشده است و تلویحا از این نتیجه گرفته شده که جریان انبیاء، جریانی ساختگی است!

5. ادیسون و انیشتین و راسل افرادی بی‌خدا بودند!

6. در اسلام فقط به مسائل کمر به پائین اهمیت داده شده است اما در جهنم بی‌خدایان (بخوانید بهشت بی‌خدایان = کشورهای مدرن) تنها به علم و پیشرفت انسانی اهمیت داده می‌شود!

7. در کشورهای نوین، که همه بی‌خدا هستند، مردم با کشته‌شدن یک کودک صدایشان بلند می‌شود اما مردم خاورمیانه برای آتش زدن قرآن به خروش می‌آیند!

8. مسلمانان بخاطر رضایت خدا آدم می‌کشند و بی‌خدایان برای رضایت درونی به فقیران کمک می‌کنند!

9. همه دینداران کاری جز دخالت درعقاید شخصی دیگران و کشتن غیردینداران ندارند؛ اما بی‌خدایان به ساختن قلب مصنوعی و داروهای مفید مؤثر مشغولند!

10. مسلمانان به خاطر جغرافیای کشورشان مسلمانند؛ در حالی که حقیقتی جز انسانیت وجود ندارد و باید به انسانیت ایمان آورد!

بعد از این ادعاها توصیه‌های آنچنانی هم مطرح می‌شود که چرا افسار دین را دور گردنت حس نمی‌کنی؟! چرا در کنار سنگی یا ضریحی از طلا به دنبال خدا می‌گردی؟! این خرافه‌ها را رها کن تا آزاد شوی و آینده روشنی بیابی! راهی برای تغییرات مثبت جز رها‌کردن دین وجود ندارد!

ملاحظه می‌کنید که آنچه به عنوان دلائل خرافی‌بودن دین در متن شبهه مطرح شده است، همه از جنس ادعاست؛ ادعاهایی که یا نیازمند اثبات است، ولی برای اثباتش کمترین دلیلی ارائه نشده است؛ یا ادعاهایی است که از اساس باطل و بی‌پایه است و یا دلائلی است که فی الجمله مقبول است اما ربطی به ادعاهای گوینده ندارد و آن را اثبات نمی‌کند! حال می‌خواهیم ادعاهای گوینده را یک به یک مرور کرده و ببینیم که سخن او تا چه اندازه درست، منطقی و منصفانه است.

ادعای اول: مردم خاورمیانه هزار و چهارصد سال است که به خاطر دین، یکدیگر را می‌کشند!
 این ادعا، ادعایی بسیار بزرگ، اما بدون هرگونه دلیل و شاهد تاریخی، جامعه‌شناختی و مردم‌شناختی است. برای هرمحقق منصف و آگاه به مسائل روان‌شناختی و اجتماعی روشن است که جنگ‌ها و کشتارهایی که در زندگی انسان‌ها روی داده و می‌دهد، معلول عوامل گوناگون و مبتنی بر زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و غیره است. فروکاستن پدیده‌های اجتماعی (مثل جنگ) به علتی خاص، آن هم در یک بازه زمانی 1400 ساله، ادعایی بسیار بی‌پایه و بلوفی مزورانه است!

شکی نیست که در همه جای جهان و در طول تاریخ انسانی، در پدیدآمدن جنگ‌ها و ستیزها، در کنار دیگر عوامل، عامل دینداری (و نه دین!) هم گاهی مؤثر بوده است. برخی از گروه‌های قومی یا پیروان ادیان و فرقه‌ها به سبب برداشت غلط از دین و یا بهانه‌کردن عوامل دینی و پوشاندن عوامل واقعی، آتش جنگی را روشن کرده و یا شعله‌ور ساخته‌اند. اما کسانی که اندک آشنایی با ادبیات علوم اجتماعی داشته باشند، می‌دانند که هموار آنچه به عنوان علل و عوامل و دلائل یک پدیده اجتماعی و روان‌شناختی مطرح می‌شود، الزاما همان علل و دلائل واقعی نیست! پدیده‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، به این سبب که موضوعشان رفتار انسانی است، معمولا چنان پیچیده‌اند که هیچ نظریه‌ای توان تبیین کامل آن‌ را ندارد. اساسا مهمترین علت فقدان نظریه‌های کلان در علوم انسانی پیچیدگی رفتار انسان است.
 
علم تجربی می‌خواهد با خردکردن و ساده‌کردن پدیده‌ها و روابط میان آنها، الگویی تقریبی برای تغییرات آنها ارائه کند؛ ولی هرچقدر هم پدیده‌ای انسانی را ساده کنیم، بازهم پیچیدگی سازمان روانی انسان‌ها، مانع بزرگی بر سر راه تبیین کامل رفتار انسان است. اگر پیچیدگی رفتار یک یا چند فرد انسانی تبیین آن را با مشکل و تنگنا روبه‌رو می‌کند، چنانچه پدیده‌ای (مثل جنگ) به صورت جمعی و با رفتارهای بسیار پیچیده مجموعه‌ای از انسان‌ها، آن هم در تاریخی بسیار دور از ما رخ داده باشد و قضاوت و تحلیل ما جز از طریق برخی از اسناد تاریخی ممکن نباشد، تبیین آن بسیار دشوارتر و با قطعیت و قاطعیت بسیار کمتری انجام‌شدنی است.

علل تجویز جنگ و جهاد در اسلام
 بنابر این نسبت دادن همه جنگ‌های روی داده در تاریخ خاورمیانه به اعتقادات دینی مردم، نسبتی سست و نادرست و غیرعلمی است. حال ممکن است کسی بگوید (چنانکه بسیار گفته‌اند!) که در قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد که به جنگ، جهاد و نبرد با کافران توصیه یا فرمان داده است؛ همچنین پیامبر و امام علی علیهم‌السلام در دوران زمامداری خود جنگ‌های فراوانی را فرماندهی کرده‌اند. پس اگر بگوئیم که دین اسلام، مسلمانان را به جنگ و کشتار کافران و دگراندیشان ترغیب کرده است، سخن گزافی نگفته‌ایم!
 
پاسخ این ادعا این است که ما هم در اینکه قرآن کریم به جهاد و مبارزه فرمان داده و آن را تقدیس کرده است، شکی نداریم. نیز در اینکه پیامبر و امام علی در دوران حکومت خود جنگ‌هایی را رهبری کرده‌اند، نمی‌توان تردید کرد؛ حال اگر اثبات شود که این جنگ‌ها برای ظلم به دیگران و کشتن به ناحق کافران برپا شده است و پیشوایان اسلام قصد کشورگشایی و مقاصد سیاسی تجاوزکارانه‌ای را دنبال می‌کرده‌اند، ادعای شبهه‌کنندگان تأیید می‌شود؛ اما اگر فلسفه و اهداف آن جنگ‌ها چیز دیگری باشد، از آن نمی‌توان برای تخطئه پیشوایان اسلام و مسلمانان بهره جست.

جهاد دفاعی و نه ابتدایی
به اختصار باید توضیح دهیم که آنچه در آموزه‌های اسلامی و سیره پیشوایان دین در رابطه با موضوع جهاد و شهادت در راه خدا وجود دارد، تنها به جهاد دفاعی مربوط است؛ با قاطعیت می‌توان گفت که ما در اسلام چیزی به نام جهاد ابتدایی نداریم؛ چه رسد به جنگ پیش‌دستانه! جهاد دفاعی یعنی دفاع از جان، مال، ناموس، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی جامعه اسلامی در برابر هجوم دشمنان؛ تردیدی نیست که در آموزه‌های دینی بر جهاد و دفاع از جامعه و نظام اسلامی فراوان تأکید شده است و همین امر سبب شده است تا برخی از ناآگاهان و بیماردلان، دین اسلام را ترویج گر خشونت و جنگ بنامند.
 
در حالی که این تأکیدها و توصیه‌ها حکمت دیگری دارد؛ ضرورت جهاد دفاعی، هرگز حکمی دینی نیست؛ بلکه حکمی عقلی و عقلایی است و دین اسلام تنها بر حکم عقل و عقلا تأکید ورزیده است. هرانسان‌ عاقل و سلیم النفسی به روشنی درک می‌کند که اگر کس یا کسانی جان، مال و دیگر ثروت‌ها و داشته‌های ارزشمند او را مورد تجاوز قرار دهند، باید از خود و داشته‌هایش در برابر متجاوز دفاع کرده و شر دشمن را، هرچند با کشتن او، دفع کند. هیچ انسان عاقلی در برابر تجاوز دشمن ساکت نمی‌ماند و دست کم با گریختن از تیررس او جانش را نجات می‌دهد. البته معلوم است که گریختن از معرکه جنگ همیشه کاری خردمندانه و مشروع نیست.

حکمت تأکیدهای پرتکرار قرآن کریم و سنت و سیرت پیشوایان دینی بر جهاد دفاعی، از آن روست که جهاد، به خودی خود، امری شاق، دشوارو جان‌فرسایی است. سختی و دردناکی جنگ و امکان از دست‌رفتن جان و سلامتی، که عزیزترین داشته‌های هرانسانی است، انگیزه و تصمیم فرد را برای شرکت در جهاد فرومی‌کاهد و زمینه سستی و تعلل را فراهم می‌آورد. از این رو انسان‌ها با وجود درک فطری و عقلانی به لزوم جهاد، مبارزه و دفاع از خود و متعلقات خود، همواره انگیزه کمی برای انجام این عمل بزرگ و دشوار دارند و می‌کوشند تا به بهانه‌ها و دلائل گوناگونی از زیر این بار شانه خالی کنند. خداوند متعال در آیات متعدد قرآن کریم و نیز پیشوایان دینی به صورت‌های گوناگون، روحیه جهاد و شهادت‌طلبی و حس دفاع را در مؤمنان تقویت کرده‌اند و با تبیین حقیقت شهادت و پاداش‌های بلند و ارجمندی که برای مجاهدان راه خدا مهیا شده است، بر شوق آنان در دفاع از ایمان، عقیده، ارزش‌ها، سرزمین و استقلال فرهنگی و سیاسی نظام اسلامی افزوده‌اند.

بر اساس مبانی فقهی و حقوقی اسلام هرجا جنگی رخ می‌دهد، همواره گروه متجاوز، محکوم و گروهی که از خود در برابر تجاوز و دشمنی دفاع می‌کند، مورد تحسین و ستایش است و تفاوت نمی‌کند که چه کسی و کسانی و با چه انگیزه و بهانه‌ای جنگ را آغاز کنند! آغاز جنگ با هرهدف و انگیزه‌ای باطل و نامشروع است؛ اما اگر جنگی روی داد، گروهی که مورد هجوم قرار گرفته است، شرعا، اخلاقا و عقلا به دفاع از خود و سرکوب دشمن مهاجم مجاز است. (حج: 39 و 40)

اسناد محکم تاریخی نشان می‌دهد که پیامبر اکرم، امام علی و امام حسن علیهم السلام در در دوران حکومت خود هرگز جنگی را آغاز نکردند؛ بلکه ناخواسته و در مقام دفاع از نظام اسلامی یا دفع تجاوز و مقابل به مثل نسبت به تجاوز پیش‌دستانه دشمن وارد جنگ شده‌اند. جالب است دقت کنیم که در آیات قرآن کریم و توصیه‌ها و فرمان‌های جهادی پیامبر(ص) و امام علی(ع) فراوان بر این موضوع تأکید رفته است که حتی در شرایط جنگی و وضعیتی که ممکن است هررویداد تجاوزکارانه‌ای با بهانه شرایط اضطراری جنگ رخ دهد، مسلمانان حق ندارند از حدود عدالت و انصاف با دشمن خارج شوند و باید تنها بر سپاهیان نظامی و حاضر در معرکه جنگ بتازند و به بیش از آن تعدی نکنند.
 
پیامبر(ص) و امام علی(ع) همواره در جنگ‌ها به سربازان خود توصیه می‌کردند که از حدود اخلاقی و شرعی پارا فراتر نگذارند؛ فراریان را دنبال نکنند، زخمی‌ها و اسیران را نکشند، به زنان، کودکان، سالمندان و ناتوانان آسیبی نرسانند، خانه‌ها، مزارع و درختان را از بین نبرند، .... این فرمان‌ها همه نشانگر این است که جهاد در اسلام امری ثانوی و تنها در واکنش به تجاوز دشمن مشروعیت می‌یابد؛ آن هم به اندازه‌ای که دشمن از تجاوز دست کشیده و با تحمل شکست نظامی از معرکه جنگ بگریزد. نتیجه اینکه با قاطعیت می‌توان گفت جنگ‌هایی که در 1400 سال گذشته در منطقه خاورمیانه رخ داده است: اولا دارای علل و عوامل گوناگونی بوده است. ثانیاً برخی از این جنگ‌ها توسط مسلمانان ایجاد شده نه همه آنها. ثالثاً از دیدگاه اسلام تنها جنگ‌هایی که با هدف دفاع از سرزمین و استقلال سیاسی روی داده است، مورد قبول و تأئید است و هرجنگی با انگیزه و عامل دیگری توسط هرگروه، چه مسلمان و چه غیرمسلمان اتفاق افتاده است، مردود و نامشروع است.

از سوی دیگر شبهه‌کنندگان به عمد پنهان می‌کنند که اکثر جنگ‌هایی که در چند صد سال اخیر در این منطقه روی داده است، توسط بیگانگان و استعمارگران انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی و به تعبیرآنهاهمان بی‌خدایان، بر مردم این منطقه تحمیل شده است. مطالعه تاریخ جنگ‌های گوناگون در منطقه خاور میانه این حقیقت را به خوبی روشن می‌کند که این منطقه به سبب برخورداری از ثروت‌های فراوان خدادداد و مختصات راهبردی سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی همواره مورد طمع بی‌خدایان بوده است و کشورهای استعمارگر با حمله به کشورهای منطقه و اشغال سرزمین‌ها و از بین بردن سیادت و استقلال سیاسی ملت‌ها، جنگ‌های خانمان‌سوزی را برپا کرده‌اند.
 
اکنون بر ناظران منصف و آگاه پوشیده نیست که گروه‌های تروریستی، مثل داعش، طالبان، ... دست نشانده و ابزار ایجاد ناامنی همان بی‌خدایان در این منطقه هستند. وانگهی! جنگ، چه با بهانه‌های مذهبی و چه با بهانه‌های غیرمذهبی، همواره در همه جای دنیا وجود داشته است. اگر با چشم انصاف به تاریخ کشورهای پیشرفته امروز، یعنی آمریکا و اروپای غربی بنگریم، با رویدادها و جنگ‌هایی به مراتب خونین‌تر، خشن‌تر و غیرانسانی‌تر مواجه می‌شویم. آیا جنگ‌های جهانی اول و دوم که نزدیک به چندصد میلیون انسان را در کام مرگ برد و میلیون‌ها آواره، مجروح و نقص عضو شده برجای گذاشته است، جنگ اعتقادات و ستیز بر سر فرمان‌های دینی و توسط مسلمانان رخ داده است؟! بنابراین ادعای شبهه‌کننده که مردم خاورمیانه 1400 سال است که یکدیگر را به خاطر اعتقاداتشان می‌کشند، ادعایی واهی و عاری از هرگونه انصاف و عدالت در سخن است.
منبع: کیهان

ادعاهای آخرالزمانی داعش

مبلّغان داعش چنین وانمود می کنند که آنها یاران و سپاهیان امام مهدی (عج) در دوران ظهور هستند. این گروه با استناد به احادیث جعلی و ضعیف، حتی گاه بدون توجه به ظاهر این احادیث، بر آن است که خود را با تحولات عصر ظهور مرتبط کند.

به گزارش مشرق، آخرالزمان در اصطلاح به آخرین دوره حیات انسان ها پیش از پایان عمر جهان گفته می شود. به عبارتی این دوره  با ولادت پیامبر اسلام آغاز می شود و با شروع رستاخیز پایان می یابد. در همین دوره حوادث مربوط به ظهور منجی عالم بشریت رخ می دهد و جهان شاهد تحولی عظیم خواهد بود. پرچم حق و عدالت بر جهان چیره و ظلم و فساد و بی عدالتی ریشه کن می شود. 

موضوع آخرالزمان و احادیث مربوط به آن، از مقولاتی است که گروه های تکفیری ازجمله داعش به آنها پرداخته اند. داعش نام ارگان رسمی خود را «دابِق»  گذارده است. دابق، شهری بسیار کوچک در سوریه است. این شهر از نظر نظامی اهمیت خاصی ندارد. با این حال، تروریست های داعش، با پافشاری و دادن تلفات سنگین، آن را اشغال کردند و سپس به جشن و پایکوبی در آن پرداختند.

دلیل این سماجت در اشغال دابق، حدیثی است که داعشی‌ها مدعی هستند ابوهریره از پیامبراکرم (ص) نقل کرده و در کتاب «صحیح مسلم» ج14 صفحه 85 آمده است: «لا تقوم الساعة حتى ینزل الروم بالأعماق أو بدابق فیخرج إلیهم جیش من المدینة، من خیار أهل الأرض یومئذٍ،.. ویقتل ثلث أفضل الشهداء عند الله، ویفتح الثلث لا یفتنون أبداً، فیفتحون قسطنطینیة... فیتنزل عیسى بن مریم صلى الله علیه وسلم،...  فإذا رآه عدو الله ذاب کما یذوب الملح فی الماء،...» «قیامت برپا نمی شود تا زمانی که رومیان به اعماق یا دابق هجوم می آورند.

پس در آن روز لشکری از مدینه که از خوبان اهل زمین هستند به سوی آنها روانه می شوند. پس یک سوم آنها کشته می شوندکه برترین شهدا نزد خداوند هستند و یک سوم دیگر فاتح می شوندکه به هیچ فتنه ای دچار نمی گردند. سپس قسطنطنیه را فتح می کنند...پس در آن زمان عیسی مسیح نزول می کند... پس چون دشمن خدا او را می بیند، مانند نمک در آب حل می شود...»                                                                                                                                                                                  

طبق این حدیث، پیش از وقوع قیامت، مسلمانان با رومی‌ها در دابق می جنگند و با تحمل تلفات سنگین، این شهر را تصرف می کنند. مسلمانانی که کشته می‌شوند، برترین شهدای اسلام هستند. این حدیث از ابوهریره نقل شده است که روایات او از اعتبار  برخوردار نیست. با این وصف اگر کمی در ظاهر این روایت دقت کنیم، تناقض گویی های نظریه پردازان داعش روشن می شود.

در متن این روایت آمده که رومی ها به دابق می آیند. اما رومی ها وارد دابق نشده اند بلکه داعش در پی یک درگیری نظامی وارد دابق شد. طبق این روایت، لشکریانی از مدینه می آیند و با رومی ها می جنگند، در حالی که نیروهای داعش از مدینه نیستند بلکه جمع زیادی از آنها از کشورها و نقاط مختلف جهان در سوریه گرد آمده اند. در روایت همچنین به نازل شدن حضرت عیسی اشاره شده که تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است.

داعش همچنین به احادیثی استناد می کند که بر فضیلت شام دلالت می کند: «سیصیر الامر إلى أن تکونوا جنودا مجنده جند بالشام وجند بالیمن و جند بالعراق، علیک بالشام فإنها خیرة الله من أرضه یجتبی إلیها خیرته من عباده، فان أبیتم فعلیکم بیَمنکم واسقوا من غُدُرکم، فان الله تعالى قد توکل لی بالشام وأهله » «امور چنان خواهد شد که در آینده، سپاهیانی شکل خواهند گرفت. سپاهی در شام، سپاهی در یمن و سپاهی در عراق. بر تو باد شام، پس آنجا زمین برگزیده خداوند است که بهترین بندگانش را به سوی آنجا می فرستد، اگر به شام نرفتید پس بر شما باد یَمن تان (یعنی به یمن بروید) و از غدیرهاتان سیراب شوید. به درستی که خداوند متعال درباره شام و اهل آن به من سفارش کرده است.»[1]                         

نشریه دابق، ارگان رسمی داعش، نیز مملو از نشانه های آخرالزمانی است که این جریان، خود را به آن منتسب می کند.

داعش در نشریه شماره 2 دابق در صفحه آخر، حدیثی را از قول پیامبر(ص) از صحیح مُسلم نقل می کند که خود را مصداق عینی آن می داند: «تغزون جزیرة العرب فیفتحها الله ثم فارس فیفتحها الله ثم تغزون الروم فیفتحها الله ثم تغزون الدجال فیفتحه الله » «شما با ساکنان جزیرة العرب می جنگید پس خدا آنجا را فتح می کند (شما را پیروز می کند)، سپس با فارس می جنگید و خدا آن را نیز فتح می کند (شما را پیروز می کند) و نیز با روم می جنگید و آنجا را نیز خداوند فتح می کند (شما را پیروز می کند) و در نهایت با دجال خواهید جنگید و خدا بر او پیروزخواهد شد...»[2]  

در شماره 5  نشریه دابق، تصویری از برافراشته شدن پرچم خلافت داعش برفراز کعبه به نمایش درآمده و در پیشگفتار درباره فتح روم و بیت المقدس در آخرالزمان به دست داعش چنین نوشته شده است: «پرچم خلافت بر فراز مکه و مدینه برافراشته خواهد شد، حتی اگر منافقان و مرتدان آن را کوچک بشمارند. پرچم خلافت بر فراز بیت المقدس و روم برافراشته خواهد شد، حتی اگر یهودیان و صلیبیان آن را خوار بشمارند. سایه این پرچم پر برکت چنان گسترده خواهد شد که همه غرب و شرق زمین را در بر می گیرد و جهان را از حقیقت و عدالت اسلامی آکنده خواهد کرد و به دروغ و استبداد جاهلیت نوین پایان خواهد داد، حتی اگر آمریکا و ائتلاف تحت مدیریت او از آن متنفر باشند.»

در نشریه شماره 4 دابق، تصویر روی جلد برافراشته شدن پرچم داعش را برفراز میدان سن پیتر(st. peter’s ) در واتیکان نشان می دهد. در صفحه اول این نشریه جمله ای از ابومصعب زرقاوی نقل شده است که به مواجهه «لشکر اسلام » و غرب در دابق در آخرالزمان اشاره دارد: «این جرقه ای است که در عراق زده شده است و به اذن الهی دامنه آتش آن لشکر صلیبی غرب را در "دابق" فرا خواهد گرفت.»[3] منظور نشریه دابق از «لشکر اسلام »، همان نیروهای داعش است.

 در همین شماره به سخنان محمد العدنانی، سخنگوی وقت گروه تروریستی داعش که بعدها کشته شد نیز درباره شکست رومیان از مسلمانان (داعش) در آخرین نبرد اشاره شده است: «ما شما را شکست خواهیم داد، اما این بار با گذشته فرق خواهد داشت. چراکه این آخرین نبرد خواهد بود و دیگر شما هرگز به ما یورش نمی برید... ما، به اذن خداوند، رم را تسخیر می کنیم، صلیب ها را می شکنیم و زنان شما را به بردگی خواهیم گرفت. این وعده خداوند به ماست و در وعده او خلافی نیست.» وی در ادامه به حدیثی از پیامبر درباره فتوحات آخرالزمان اسلام اشاره می کند که پیامبر می فرماید: اول شهر هرقل (قسطنطنیه) و بعد روم فتح خواهد شد. وی به زعم خود می پندارد که این حدیث، وعده نصرت خداوند به داعش برای شکست مخالفانش است که اول قسطنطنیه (استانبول) و بعد روم را فتح خواهند کرد.[4]

داعش در خیال پردازی آخرالزمانی خود، ابوبکر البغدادی را خلیفه مسلمین می داند که با ظهور مهدی، رهبری را به او واگذار می کند. به باور داعشی ها مجاهدان به اصطلاح دولت اسلامی (داعش) همان یاران حضرت هستند که درکنار او با کفار می جنگند. در نشریهThe Islamic state  داعش در مقاله ای به تشریح حال و هوای عصر ظهور و جنگ آخرالزمان می پردازد: «به زودی دولت اسلامی دنیای عرب را فتح می کند.

آماده سازی این هدف الان شروع شده، بعد از چند سال جنگ (احتمالا تا  سال 2020)، مهدی از مدینه به مکه می آید و همه مسلمانان جهان گرد او جمع می شوند. بعضی افراد مؤمن در رؤیای صادقه خود دیده اند که مردی با عمامه سیاه (منظورشان ابوبکر البغدادی است) رهبری خود را به مردی با عمامه سفید واگذار می کند.

در تفسیر این رؤیا باید گفت مرد با عمامه سفید همان مهدی است. در طول این زمان، (به اصطلاح ) دولت اسلامی، شیعیان ایران را از بین می برد و ایران را به حکومتی  سنی تبدیل می کند. وقتی که ایران سنی شد، مجاهدان دولت اسلامی از خراسان با مجاهدان دولت اسلامی از جهان عرب ادغام می شوند. در این زمان «ملحمه» (جنگ آرماگدون) آغاز می شود. فتح ایران، هشداری برای رومیان است چرا که می دانند آنها هدف بعدی دولت اسلامی (داعش) هستند.

دولت اسلامی با 80  پرچم و بیش از 100 هزار سرباز، برای جنگ به دابق (نزدیک مرز سوریه و ترکیه ) وارد می شود و این جنگ آخرالزمان است. اتفاق بزرگی که در کتاب مقدس مسیحیان نیز ذکر شده است... رومی ها از سمت غرب وارد سوریه می شوند. باید خاطرنشان ساخت که حکام دست نشانده در سرزمین های اسلامی نیز سقوط می کنند و گروه های مسلح دولت اسلامی با استقرار در این سرزمین ها، از موشک های به جامانده از رژیم های دست نشانده، برای جنگ با اروپا استفاده می کنند.»[5]

داعش از طریق ساخت انواع کلیپ های تبلیغاتی، از گفتمان مهدویت و روایت پرچم های سیاه، برای مشروعیت بخشی به اقدامات خود سوء استفاده می کند. چنانچه برخی از امامان جماعت همسو با جریان های تکفیری در کشورهای اروپایی، استرالیا و سایر نقاط جهان، به تمجید و ستایش از رایات سود ( پرچم های سیاه ) می پردازند. آنها با این ترفند، جوانان مسلمان آن کشورها را برای پیوستن به داعش و سایر گروه های تکفیری ترغیب می کنند. به عنوان نمونه، یک امام جماعت در استرالیا در سخنرانی های خود از آمدن جیش خراسان یاد کرده است و طالبان و جریان های جهادی و تکفیری را تبلیغ می کند. او در برنامه هایش تیزرهای تبلیغاتی داعش و پرچم های سیاه آن را مورد استفاده قرار می دهد. [6]

ارزیابی ادعاهای آخرالزمانی داعش با روایات:

مبلّغان داعش چنین وانمود می کنند که آنها یاران و سپاهیان امام مهدی (عج) در دوران ظهور هستند. این گروه با استناد به احادیث جعلی و ضعیف، حتی گاه بدون توجه به ظاهر این احادیث، بر آن است که خود را با تحولات عصر ظهور مرتبط کند. داعش با دروغ پردازی، خود را به عنوان جریانی مطرح می کند که به ظهور دولت مهدی متصل است تا مشروعیت بیشتری کسب کند و عده زیادتری از ساده لوحان را بفریبد.

آنان با استناد به احادیث «رایات السود» (پرچم های سیاه) که در آخرالزمان با مهدی بیعت خواهند کرد، خود را مصداق عینی آن معرفی می کنند: «اذا رأیتم الرایات السود خرجت من قبل خراسان فأتوها ولوحبوا علی الثلج فان فیها خلیفة الله المهدی » «وقتی پرچم های سیاه را دیدید که از سوی خراسان می آیند، به سراغ آنان بروید، گرچه به حرکت روی برف (یخ) باشد، چون خلیفه خدا، مهدی، در میان آنهاست.»[7]  

هم در روایات شیعه و هم در روایات اهل سنت، به حرکت پرچم های سیاه در آخرالزمان اشاره شده است. البته درمورد اینکه صاحبان این پرچم ها چه کسانی هستند و حرکت آنها در چه زمانی است، بین متخصصان امر اختلاف نظر وجود دارد. در روایات مربوط به آخرالزمان، چندین قیام با پرچم سیاه دیده می شودکه بعضی بر حق و بعضی باطل هستند. اما پرچم هایی که بر مدار حق حرکت می کنند، مورد تمجید و ستایش قرار گرفته اند و از مردم خواسته شده است که آنها را یاری کنند.

کتاب احقاق الحق (ج29 ص 410) به روایتی از امام علی(ع) درمورد پرچم های سیاهی اشاره می شود که راه باطل را می پیمایند. این روایت برخی خصوصیات آنها را یادآور می شود و آنان را مورد سرزنش قرار می دهد. نظیر اینکه: آنها خشن و سنگدل هستند، به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیستند، (ظاهراً)  به حق دعوت می کنند اما اهل حق نیستند. اسامی آنها به صورت کنیه است و نسب و فامیلی آنها اسامی شهرهاست ( نظیر البغدادی و شیشانی، البریتانی و الانباری ). این روایت تاکید دارد وقتی که آنها را دیدید، به زمین بچسبید و حرکت نکنید، یعنی دعوت آنها باطل است، به آنها نپیوندید و یاریشان نکنید.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که گروه های تکفیری، بویژه داعش، بر چه اساس با استناد به روایات پرچم های سیاه، خود را مصداق عینی پرچم حق معرفی و این احادیث را به نفع خود مصادره می کنند. در حالی که در روایات به پرچم های باطل هم اشاره شده است. اتفاقاً  برخی از علائم و نشانه های پرچم های سیاه باطل، با مشخصات این گروه ها، به ویژه داعش، تطبیق می کند.

حاصل آنکه احادیث مربوط به آخرالزمان را باید با دید کارشناسی و از طریق منابع معتبر و مطمئن مورد بررسی قرار داد. نمی توان این احادیث را به میل و دلخواه و براساس منافع خود، تفسیر و تحلیل کرد. این رویه، در طول تاریخ، آسیب های زیادی را به اسلام وارد کرده است. نمونه معاصر آن، داعش و سایر گروه های تکفیری هستند که با برداشت های سطحی و نامعتبر از آیات و روایات، راه را به کلی گم کرده اند.

پی نوشت ها:

1. ابن عبدالهادی مقدسی،محمدبن احمد،(1422ق) فضائل الشام، بیروت، دارالکتب العلمیه،ص 161

2. dabiq,(1435ramazan),n2

3. dabiq,(1435 zihajeh),n4

4. www.amaghfarsi.wordpress.com/201505/20/1/

5. Publication the Islamic state,2015,p 90-91

6. youtube,02,11,2012

7. ابن حنبل، احمد، «المسند»، موسسه الرساله ج5،ص 277

منبع: فارس